به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

 مجاهد شهيد قاسم بستاكی از چهرههای محبوب ورزشی اراك بود. او هنگام دستگیری مربی كشتی نوجوانان استان مركزی و مربی كشتی كارخانه آلومنيمسازی بود. Read More

خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

گورستانهای ایران طی یک سال اخیر مهر سکوت‌شان را شکسته‌اند و در افشای جنایتی که در قتل‌عام ۶۷رخ داده به شاهدان بی‌همتایی تبدیل گشته‌اند.
پس از گورستان خاوران که سمبل و نماد آن جنایت تاریخی لقب گرفته است نام گورستانهای بسیاری بر سر زبانها افتاد. گورستانهایی که محل دفن جمعی زندانیان سربدار قتل‌عام ۶۷بودند.
یکی از این گورستانهای خاموش، گورستان تخت فولاد اصفهان است که تازه لب به سخن گشوده است.

شاهدان جنایت این بار سه نوجوان بودند که در تاریکی رعب‌آور گورستان پنهان شده بودند و جنایت سبعانه پاسداران را به نظاره نشستند و اکنون پس از نزدیک به ۳۰سال خاموشی، در جنبش دادخواهی؛ دل به دریا زده و لب به سخن باز کردند:
اصفهان چهل گورستان دارد که قدیمیترین آن تخت فولاد است. مردم در تخت فولاد از سال ۶۲اجازه دفن اموات را نداشتند و رژیم فقط کشته‌های جنگ ضدمیهنی‌اش را در آن جا دفن می‌کرد. به همین دلیل این قبرستان خلوت بود و جای مناسبی برای به خاک سپردن زندانیان اعدام شده بود.
آنان نوجوانانی بیش نبودند و اصلاً در مورد قتل‌عام زندانیان چیزی نمی‌دانستند فقط شنیده بودند که شبها کسانی پیدا شدند که آدمهایی را در گورهای جمعی در این گورستان در خاک می‌کنند. آنان کنجکاو شدند:
وقتی در تاریکی وارد گورستان رعب انگیز شدیم انبوه چاله‌هایی که در مسیر تردد داخل قبرستان کنده بودند توجه مان را جلب کرد. در سکوت گورستان در گوشه‌یی نشستیم. حدود ساعت دو بعد از نیمه‌شب بود که چهار نیسان پاترول خاک آلود وارد گورستان شدند.
آنگاه سکوت گورستان زیر سایش چرخهای ۴پاترول سنگین از باری که حمل می‌کرد؛ شکست:
وحشتی عمیق بر گورستان مستولی بود. صدا صدای حرکت پاترولها بود. تنها حرکت آنها بود که سکوت رعب انگیز گورستان را میشکست. ناگهان یکی از پاترولها در مقابل چاله‌ای که تازه کنده شده بود ایستاد و چادر آن را کنار زدند.

قطعا آن نوجوانان در آن لحظه از کنجکاوی‌شان پشیمان شده بودند. قلب در سینه‌های کوچک شان به‌شدت می‌زد. راستی چه چیزی در حال وقوع است؟
وقتی چادر خودرو را برداشتند سه پاسدار به بالای پاترول پریدند. از دور مشخص بود ریش بلندی دارند. آنان بلا فاصله جنازه‌هایی را بی‌محابا و بی‌دقت به زمین انداختند . صدای برخورد سر و صورت جنازه‌ها به زمین شنیده می‌شد. ۴جنازه را به زمین انداختند . سپس آن سه مرد به زمین پریدند و به همان روشی که حیوان تلف شده را در گودال می‌اندازند پای اجساد را می‌گرفتند و به داخل چاله می‌انداختند .
دیدن آن صحنه‌ها برای نوجوانانی که نمی‌دانستند چه چیزی در حال وقوع است رعب انگیز بود و به کابوسی فراموشی ناپذیر تبدیل می‌شد:
پاسداران هیچ گفتگویی با هم نداشتند انگار از قبل قرارداد بسته بودند که کارها به‌صورت کارگردانی شده قبلی صورت گیرد. بدون گفتگوی سر صحنه… . آنان چهار نفر را بدون درنگ به چاله انداختند انگار خیلی تبحر در این کار داشتند و اتوماتیک وار چاله را پر کردند… .
نوجوانان ناباورانه به همدیگر نگاه کردند. حتماً یکی پیشنهاد کرد که برویم کافی است و شاید این حرف همه بود اما…
خودروها حالا به چاله دیگر رسیده بودند درست مثل مورد قبلی یک خورو ایستاد و آن سه مرد به بالا پریدند و… اما این بار در میان جنازه‌هایی که در خودرو بود جوان قد بلندی قرار داشت که پیراهن سبزرنگش درتابش مهتاب می‌درخشید. دو پاسدار جنازه این جوان را بلند کردند و با سر به زمین کوبیدند. گویی کینه‌یی حیوانی نسبت به این جوان در وجودشان موج می‌زد. صدای شکستن و خرد شدن جمجه‌اش در سکوت گورستان پیچید. وحشتی عجیب وجودمان را فرا گرفت و بی‌اختیار شروع به فرار کردیم.
آن نوجوانان در آن شب پر از کابوس ظاهراً از گورستان فرار کردند اما ۳۰سال است که هم‌چنان می‌گریزند. آنان با ۳۰سال گریز تلاش کردند تا نفهمند آن شب در گورستان چه گذشت. وحشت افکنی همان پاسداران حتی نگذاشت آنان متوجه شوند آن کشته‌های پشته شده در گورستان تخت فولاد؛ زندانیان سر بدار شده بودند. آنان حتی نفهمیدند این صحنه مکرر خاص اصفهان نبود بلکه در هر شهر ایران که می‌رفتی در هر گورستانی پاسداران تباهی چون کلاغان سیاهپوش به دفن شیراوژنان در زنجیر مشغول بودند…
اما امروز رازهای هولناک و پروحشت آن شبها و روزها گشوده می‌شود و در برابر قضاوت عموم مردم ایران قرار می‌گیرد.
زمین گنجینه‌های نابش را یکی یکی به تماشا می‌گذارد.
به به! چه زیبایی خیره کننده‌یی دارند گورستانهایی که به این گنجینه‌های ناب زیور یافته اند!
آن نوجوانان گریزپای دیروز اکنون دوباره به گورستان بازمی گردند و در بلوغ باورها و تجربه‌های هولناک در یک حاکمیت خونریز، روایتگر یک قتل‌عام می‌شوند…

عاصمه جهانگیر: تحقیق جامع و مستقل درباره قتل عام1367 لازم است

عاصمه جهانگیر: تحقیق جامع و مستقل درباره قتل عام1367 لازم است

عاصمه جهانگیر, گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران روز چهارشنبه 3 آبان(25 اکتبر) طی سخنانی در مجمع حقوق بشر سازمان ملل خواهان تحقیات مستقل و جامع در مورد قتل عام سال 1367 در ایران شد.

Read More

اعتراف یکی از مشاوران سابق خامنه ای به قتل عام ۳۳هزار زندانی سیاسی

اعتراف یکی از مشاوران سابق خامنه ای به قتل عام ۳۳هزار زندانی سیاسی

اعتراف یکی از مشاوران سابق خامنه ای: در جریان قتل عام سال 1367 سی و سه هزار زندانی سیاسی اعدام شدند. محمد نوریزاد یک هنرمند و نویسنده مستندساز و کارگردان وابسته به رژیم بوده که تا قیام سال 1388 با تمام قوا به نفع خامنهای فعالیت میکرده و ضمن نوشتن مقالات در کیهان شریعتمداری، حدود 20فیلم و سریالتلویزیونی برای رژیم ساخته و کارگردانی کرده است…. Read More

آيا به‌پايان اميد در روزگار پرفتنه رسيده‌ايم؟

آيا به‌پايان اميد در روزگار پرفتنه رسيده‌ايم؟

بزرگان ما «فتنه» را آميختگي حق و باطل تعريف كرده‌اند. به‌اين اعتبار به‌راستي در روزگاري پر فتنه‌يي زندگي مي‌كنيم. مملو از شقاوتها و سرشار سرسختيها، روزگار نفي ارزشهاي گذشته و خلق ارزشهايي متناسب با نيازهاي امروزيمان. علاوه برآن روزگار مسخ ارزشها. آن چنان كه صحبت از اميد شجاعتي بسيار مي‌طلبد. Read More

اشرف احمدي حماسه نا نوشته عشق و پايداري

اشرف احمدي حماسه نا نوشته عشق و پايداري

«…بهترين روزگار و بد ترين ايام بود؛ فصلي از خيانت و فرازي از وفا و مقاومت, روزگار اعتقاد و عصر بي باوري, موسم نور و ايام ظلمت, بهار اميد بود و زمستان نا اميدي, همه چيز در پيش روي گسترده بود».
و دراين هنگامه دلاور زني مجاهد، قد برا فراشت،برستركي ايمانش تكيه زد، يتيمي فرزندانش را با تراژدي دختركان فراري و پسر بچه‌هاي فاجعه تقسيم كرد، از دل ديوار و دشنه گذشت و پيكر نحيفش را با تازيانه‌هاي دو رژيم دمساز كرد، به قلب بيمارش فرمان بردباري داد و رو در رو به شاه و شيخ پوزخند زد؛ نه! هرگز! هرگز!…

Read More

همبستگی جهانی با جنبش دادخواهی قتل عام تابستان 67 در میدان باستیل پاریس

همبستگی جهانی با جنبش دادخواهی قتل عام67 به پیش میرود و در کشورهای مختلف حامیان مقاومت و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران ، در همبستگی با این کارزار با برپایی تظاهرات و آکسیون ها ، یاد و خاطره ۳۰ هزار شهید این قتل عام را گرامی میدارند .

Read More

جنبش دادخواهی قتل عام67 –  ژنو – کنفرانس وضیعت حقوق بشر در ایران

جنبش دادخواهی قتل عام67 – ژنو – کنفرانس وضیعت حقوق بشر در ایران

همزمان با برگزاری هفتاد و دومین اجلاس شورای حقوق‌بشر در مقر اروپایی ملل متحد، کنفرانسی در ژنو درباره وخامت اوضاع حقوق‌بشر در ایران و کارزار جنبش دادخواهی قتل عام67 و هم‌چنین محکومیت این قتل‌عام برگزار شد.

Read More

فراخوان خانواده شهیدان و زندانیان سیاسی

فراخوان خانواده شهیدان و زندانیان سیاسی

فراخوان خانواده شهیدان به جمع آوري و ارسال اسامي و مشخصات آمران و عاملان قتل عام 67 در سراسر كشور

هم میهنان عزیز! جوانان مجاهد و مبارز
29 سال پیش درست در چنین روزهایی خمینی ضدبشر و خیل عظیمی از جنایتکاران ریز و درشت دستگاه قضاییه و زندان و سپاه او در یک شبیخون مغول وار به زندانیان بی گناه مجاهد و مبارز در سراسر كشور؛ 30 هزار تن از آنان را اعدام نمودند. آدمکشان و جنایتکاران، به همین هم اکتفا نکردند و حتی دادن نشانی مزار و زمان اعدام این زندانیان قهرمان را از ما دریغ کردند. جلادان و دژخیمان حتی حق سوگواری و گرفتن مراسم برای فرزندانمان را از ما دریغ کردند و نصب عکس عزیزان مان را بر دیوار خانه جرم شمردند.

Read More

جنبش دادخواهی قتل عام 67 – تظاهرات حامیان مقاومت درمقابل دادگاه بین المللی لاهه

جنبش دادخواهی قتل عام 67 – تظاهرات حامیان مقاومت درمقابل دادگاه بین المللی لاهه

جنبش دادخواهی قتل عام 67 – فراخوان به تحقیقات مستقل و محاکمه سران رژیم به‌خاطر دست داشتن در جنایت علیه بشریت

به دعوت جوامع ایرانیان مقیم هلند، گردهمایی و تظاهراتی در برابر دادگاه بین‌المللی در شهر لاهه برگزار شد. در این تظاهرات، شماری از شخصیتهای سیاسی و مذهبی و مدافعان حقوق‌بشر، حقوقدانان و نمایندگان شماری از جوامع ایرانی مقیم هلند ضمن محکوم کردم موج اعدامهای فزاینده در ایران،

Read More