به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد داریوش رضایی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد داریوش رضایی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد داریوش رضایی

 «ای آزادی!

نه تو تشنه به خونی،

نه ما بیزار ز خون خویش!

افسوس كه جلادان بدكیش

گذرگاه ميانمان را به خون آغشتهاند».

این شعر را داریوش رضایی در وصیتنامه اش به یادگار گذاشته است.

Read More

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

 مجاهد شهيد قاسم بستاكی از چهرههای محبوب ورزشی اراك بود. او هنگام دستگیری مربی كشتی نوجوانان استان مركزی و مربی كشتی كارخانه آلومنيمسازی بود. Read More

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد بهروز بهنام‌زاده

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد بهروز بهنام‌زاده

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد بهروز بهنام‌زاده

 

«ميخواهم راهی را كه انتخاب می‌كنم، تصمیم آخر باشد و تا آخر راه بروم».

 بهروز بهنام‌زاده با این جمله، راه و رسم پایداری تا به آخر بر سر آرمان آزادی را انتخاب کرده بود.

مجاهد خلق بهروز بهنام زاده در مرداد سال۱۳۳۸ در تهران و در خانواده‌ای مرفه به دنیا آمد. دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه علم وصنعت بود.

Read More

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید معصومه برازنده

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید معصومه برازنده

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید معصومه برازنده

 معصومه متولد سال۱۳۴۷ در گچساران (دوگنبدان) بود. دوره متوسطه را در دبیرستان پروین اعتصامی گچساران گذراند. پدرش اهل اصفهان بود و در گچساران مغازه كفاشی داشت. معصومه از اوایل انقلاب هوادار سازمان مجاهدین شد و روزبهروز بردامنه فعالیتهایش افزود.

او در سال۶۴ بهاتفاق دوتن از دوستانش، بهطور خودجوش، یكهسته مقاومت تشكیل داده بودند و برنامههای صدای مجاهد را ضبط و تكثير و پخش میكردند.

معصومه در ادامه فعالیتهای خود بهمنطقه مرزی رفت و خود را بهمجاهدین رساند و از نزدیك در روابط درونی آنان قرار گرفت. سپس این قاصدک رهایی بهعنوان پیك سازمان چندينبار بهداخل كشور بازگشت و نفراتی را همراه خود به مجاهدین رساند. آخرينبار گفت: «خیلی انگيزه دارم تا آخرین نفر را هم سالم به مجاهدین برسانم. حيف است این نسل از اين رهبری محروم باشد».

عاقبت در سال۶۶ هنگام ورود به ایران، در مرز با پاسداران رژیم درگیر، زخمی و دستگیر شد. مزدوران كه كینه شدیدی از او بهدل داشتند، او را بهزندان اوین بردند و تحت شكنجههای وحشیانه قرار دادند. يكی از كسانی كه در آن ایام معصومه را از نزدیك دیده، گزارش داده است: « صورت او را با اتو سوزانده بودند ۳ماه تمام زير وحشيانهترین شكنجهها قرار داشت. ناخنهایش را كشیدند و براثر ضربات كابل، انگشت كوچك پایش بهكلی منهدم شده بود. اما او با روحیهای رزمنده و مقاوم تمام شكنجهها را تحمل كرد». كسانی كه شاهد شكنجههای معصومه قهرمان بودهاند، تعریف میكنند كه او در زیر سختترین شكنجهها، بازجویان و شكنجهگران خود را مسخره میكرد. در گزارشی آمده است: «یكبار بازجویی از او پرسيد فلانی را میشناسی؟ معصومه پاسخ داد آری. بازجو گفت حتما از مجاهدین است. معصومه بلافاصله گفت خواهر تو را هم میشناسم مگر او هم از مجاهدین است؟ بازجو كه تیرش به سنگ خورده بود عقب نشست و دیگر چیزی نگفت».

شكنجههای وحشیانه درمورد معصومه تا آغاز قتلعامها ادامه یافت، طوريكه ديگر هيچجای بدنش سالم نمانده بود. پشت و كمرش سراسر از آثار ضربات كابل مجروح بود. دیگر قادر نبود روی پاهایش راه برود و با كمك دستهایش خود را اينسو و آنسو میكشاند.

عاقبت جلادان خمينی او را با قساوتی زياد در مردادماه سال۶۷ در میدان اصلی شهر گچساران بهدار آویختند. بر روی سينهاش تابلویی نصب كردند كه نوشته شده بود: «منافقی كه مأموريت بردن دیگران نزد رجوی را داشت».

یاد این قاصدک رهایی گرامی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل عام۶۷ ـ مجاهد شهيد فرح اسلامی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل عام۶۷ ـ مجاهد شهيد فرح اسلامی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل عام۶۷ ـ مجاهد شهيد فرح اسلامی

مجاهد شهيد فرح اسلامی سال۱۳۴۲ در خانواده‌ای متوسط در ايلام متولد شد. همزمان با اوجگيری مبارزات ضدسلطنتی با مسائل سياسی آشنا شد و از نوجوانی در تظاهرات شركت فعال داشت. پس از پيروزی انقلاب ضدسـلطنتی، از سال۱۳۵۸ در ارتباط تشكیلاتی با انجمن جوانان مسلمان ايلام، هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران، قرار گرفت.

مجاهد شهيد عليرضا اسلامی با اشاره کوتاهی به فرازهایی از زندگی فرح اسلامی اینچنین می‌نویسد: «خواهرم فرح از همان سالهای۶۰ فعاليت سياسی داشت. او يكبار دستگير شد و به ۵سال زندان محكومش كردند. اما بعد از اعتراض به‌ حكم دادگاه، محكوميت او را به یكسال تقليل دادند. در سال۶۳  یك روز كه با تعدادی از دوستانم در كوچه گل كوچك بازی می‌كرديم، فرح را ديدم كه ساكش را به دست گرفته و دارد به سمت خانه می‌آید… آن‌روز يادم نمی‌رود مادرم دستهای پیر و مهربانش را دور گردن فرح انداخته بود و آرام میگریست.

فرح یكبار دیگر هم وقتی كه میخواست به ارتش آزادیبخش بپیوندد، ارتباطش لو رفت و مدت ۶۸روز زندانی بود و باز آزادش كردند. آخرین بار در ارديبهشت سال۶۷ چند نفر از عوامل وزارت اطلاعات آخوندی به خانه ما ريختند و فرح را دستگير كردند….

سرانجام مجاهدقهرمان فرح اسلامی در یکی از شبهای آذرماه سال۶۷  به طرز شقاوت‌باری همراه با چند مجاهد دیگر اعدام شد.

عليرضا اسلامی در ادامه یادداشت خود به شرح واقعه‌ای تكاندهنده پرداخته است: «به پدرم  گفتند ۱۰روز بعد بياييد تا محل قبر دخترت را بگوييم. ده روز بعد پدرم برای گرفتن آدرس مزار فرح رفت. قبل از اين كه آدرس را بدهند به او گفتند: «فقط با یك ماشین سواری، آن هم حداكثر با چهارنفر، می‌توانید بیایید». آدرسی كه دادند در صالح‌آباد بود. بر روي تپه‌ای، خارج از قبرستان عمومی شهر، در گودالی به طول ۱۰متر  اجساد چندین نفر را  روی هم ریخته بودند. به طوري كه پای یك شهيد روی سر شهید دیگر قرار داشت. در این گودال مجاهدین شهید حكیمه ریزوندی، نسرین رجبی، فرح اسلامی، مرضیه رحمتی، جسومه حیدری زاده، نبی مروتی و نصرالله بختياری دفن شده بودند».

درگزارش ديگری درباره نحوه انتقال اسيران مجاهد به اين گور جمعی چنین آمده است: «بعد از پذيرش آتش‌بس، مجاهدین شهید فرح اسلامی، حكيمه ريزوندی، مرضيه رحمتی، نسرین رجبی و جسومه حيدری را به بهانة امن نبودن زندان ایلام، سوار ماشين كرده و بردند. ما ابتدا تصور كرديم آنها را به كرمانشاه یا تهران برده‌اند. اما مدتی بعد خبر از “شباب” يكي از  روستاهای اطراف “سرابله” به دستمان رسید. هنگام عبور آنها از روستای “شباب” ماشينشان خراب می‌شود. و چون شب بوده به ناچار شب را در آن روستا می‌گذرانند و به خانه یكی از اهالی می‌روند. فردای آن روز آنها را به تپه‌ای در اطراف صالح آباد منتقل كرده و تيرباران می‌كنند».

گزارش مستند ديگری تصريح می‌كند كه این زنان مجاهد قبل از تيرباران، مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

لحظه وداع علیرضا اسلامی با خواهر شهیدش فرح اسلامی: کنار گودال نشستم. مشتی از خاک‌ رو برداشتم و بوسیدم. خاک بوی فرح رو می‌داد. یاد ۴سال قبل افتادم، روز آزادی فرح، یاد لحظه‌یی که ناگهان مقابلم ظاهر شد و بی‌اختیار فریاد زدم فرح!… ! دیگه بلند داد نمی‌زدم، آروم اشک می‌ریختم، و با خودم زمزمه می‌کردم:  «فرح! فرح! فرح!»… دوباره خم شدم، تربتش رو بوسیدم. حالا می‌خواستم داد بزنم، نه! تصمیم گرفتم باهاش نجوا کنم. آره! می‌خواستم آروم باهاش حرف بزنم. درست یادم نیست چی گفتم ولی یادمه بهش قول دادم که راهش رو ادامه میدم.

درود بر مجاهد سربه دار فرح اسلامی و برادر شهیدش علیرضا اسلامی

قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷

قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷

قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ مصاحبه علی صفوی با « صدای آزادی»
علی صفوی عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت طی مصاحبه‌یی با « صدای آزادی» درباره گوشه‌هایی از جنایتهای سازمان‌یافته در رژیم حاکم بر ایران صحبت کرد. وی درباره قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷و دلایل آن گفت: دراین قتل‌عام، کمیسیون سه نفره مرگ، قربانی را احضار می‌کرد و از او یک سؤال ساده می‌پرسید،‌آیا شما عضو سازمان مجاهدین خلق ایران هستید؟ اگر آنها می‌گفتند بله، حلق‌آویز می‌شدند.
صدای آزادی در مورد سی امین سالگرد قتل‌عام هزاران نفر در ایران در سال ۱۹۸۸از علی صفوی خواست تا دلایل این قتل‌عام را تشریح کند.
علی صفوی ، ضمن تشکر از اجرای این برنامه که افشا کننده جنایتهای وحشتناک رژیم ایران علیه بشریت است پاسخ داد: ۳۰هزار نفر قتل‌عام شدند. اگر به‌خاطر داشته باشید در سال ۱۳۶۷ ( ۱۹۸۸) بعد از یک جنگ نابود کننده و بیرحمانه میان ایران و عراق وجود داشت. در آنزمان رهبر عالی وقت ایران، خمینی بود که برای ۶سال به این جنگ ادامه داد، آنهم بعد از این‌که عراق از مرزهای ایران به مرزهای بین‌المللی عقب‌نشینی کرده بود و گفت که آماده یک راه‌حل مسالمت‌آمیز است ولی خمینی آن‌را نپذیرفت و علاوه بر آن چندین قطعنامه شورای امنیت از جمله قطعنامه ۵۹۸که خواستار آتش‌بس بود را رد کرد.
علی صفوی در تشریح یکی از دلایل این قتل‌عام به قدرت طلبیهای رژیم خمینی اشاره کرد و گفت: خمینی برای تحکیم قدرت به جنگ نیاز داشت و با شعار آزادی قدس از طریق کربلا به جنگ ادامه داد.
او افزود، در سال ۱۹۸۸رژیم خمینی در موقعیتی نبود که بتواند به جنگ ادامه دهد در نتیجه خمینی برخلاف مواضع پیشین خود که گفته بود تا آخرین خانه‌ای که در ایران سالم است جنگ را ادامه خواهد داد، تصمیم گرفت که آتش‌بس را بپذیرد و با زبان خود گفت جام‌زهر آتش‌بس را سرکشیده است. لذا این موضوع واکنش‌هایی را درپی داشت زیرا یک میلیون ایرانی جان خود را در این جنگ از دست داده بودند و بسیاری افراد جوان و دانش‌آموزان برای پاکسازی میادین مین مورد استفاده قرار گرفته بودند.
خمینی حدود ۴۵۰۰۰دانش‌آموز را به جبهه‌های جنگ برای پاکسازی میادین مین، بعنوان مین‌روب فرستاد که هیچگاه بازنگشتند. ۳۰۰۰شهر و روستای ایران نابود شدند و توسط رژیم ایران یک تریلیون دلار خسارت اقتصادی تحمیل شد فقط به‌خاطر آن که خمینی می‌خواست این جنگ ادامه پیدا کند تا او در قدرت بماند.
برای همین برای مقابله با واکنشهای مردم ایران در مورد دلایل این جنگ، خمینی و وزارت اطلاعات و قوه قضاییه آن تصمیم گرفتند تمامی زندانیان سیاسی را از بین ببرند و مهمترین نکته‌ای که باید به‌خاطر داشت این بود که اکثریت این زندانیان حدود ۹۵درصد آنان به اپوزیسیون اصلی ایران یعنی مجاهدین خلق ایران تعلق داشتند که در آمریکا به‌نام ام. ای.کی شناخته می‌شود.
آنها کسانی بودند که حکم داشتند ولی هیچ‌کدام حکم اعدام نگرفته بودند. بعضی از آنها در حال گذراندن دوره زندان خود بودند که البته در دادگاه‌های سرپایی و بدون حضور هیچ وکیلی محکوم شده بودند بدون این‌که پروسه قانونی را طی کرده باشند. برخی حتی دوران محکومیتشان تمام شده بود ولی خمینی یک فتوا یا یک فرمان مذهبی صادر کرد و گفت هر کسی که در موضع حمایت خود از سازمان مجاهدین خلق ایستاده باشد باید اعدام شود و گفت هر چه سریع‌تر این کار انجام شود و هیچ نرمشی در کار نباشد.
لذا آنچه اتفاق افتاد این بود آنها یک کمیسیون به‌اصطلاح عفو تشکیل دادند که در واقع کمیسیون مرگ بود. این کمیسیون که متشکل از یک نماینده از قوه قضاییه، یک نماینده از طرف زندان و دفتر دادستانی و یک نماینده از طرف وزارت اطلاعات بود قربانی را احضار می‌کرد و از او یک سؤال ساده می‌پرسید،‌آیا شما عضو سازمان مجاهدین خلق ایران هستید؟ اگر آنها می‌گفتند بله، حلق‌آویز می‌شدند.
۳۰هزار زندانی از زندانهای ایران در عرض چند ماه اعدام شدند و البته این داستان مخفی باقی ماند و تعداد معدودی در مورد آن اطلاع داشتند.
آیت‌الله حسین علی منتظری جانشین تعیین شده خمینی، که چند سال پیش درگذشت به این کشتارها اعتراض کرد و به خمینی نوشت« مردم به این کشتارها به‌عنوان بزرگترین جنایاتی که تحت حکومت جمهوری اسلامی انجام شده نگاه می‌کنند و خمینی را به‌عنوان فردی جنایتکار و وحشی خواهند دید ». به همین دلیل خمینی او را از موضع جانشین تعیین شده برکنار کرد.
چند سال پیش یک نوار صوتی از ملاقاتی که منتطری با اعضای این کمیسیون مرگ داشت توسط پسر او منتشر شد. عده‌یی آن‌را به جعبه سیاه هواپیماهای سقوط کرده تشبیه کردند. اعضای این کمیسیون مرگ در مورد این‌که چگونه تمامی این افراد را اعدام کرده بودند صحبت می‌کردند و از منتظری برای اعدام ۲۰۰نفر دیگر اجازه می‌خواستند که البته او به آنها اجازه این کار را نداد و گفت شما نوجوانان ۱۵ساله و زنان باردار را اعدام کرده‌اید. هیچ‌کدام آنها مستحق مرگ نبوده‌اند و تاریخ در این موضوع از شما به بدی قضاوت خواهد کرد.
علی صفوی در ارتباط با اقدامات مقاومت ایران در این رابطه ادامه می دهد: روشن است که چندین سال پیش یک کارزار مهم توسط خانم مریم رجوی رهبر اپوزیسیون ایران شروع شد که نام آن « عدالت برای قربانیان» بود و تلاشهای بسیاری در این باره انجام شد.
سال گذشته دفتر ما در واشنگتن کتابی تحت عنوان «ایران یا حکومت قاتلان» منتشر کرد که مقالات بسیاری در این باره در آن نوشته شده است. ما با نماینده ویژه ملل ‌متحد برای حقوق‌بشر در ایران صحبت کردیم و از او خواسته‌ایم که این موضوع را در سازمان ملل مطرح کند. آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل نیز در این باره صحبت کرد.
این یکی از داستانهای ناگفته بعد از جنگ جهانی دوم و احتمالاً بزرگترین جنایت علیه بشریت باشد که بعد از جنگ جهانی دوم رژیمی مرتکب آن شده باشد.
البته مسببین این جنایت بدون مجازات مانده‌اند. هیچکس نمی‌داند این زندانیان کجا دفن شده‌اند و بسیاری گورهای جمعی وجود دارد که خانواده‌ها می‌گویند متعلق به عزیزانشان است. هر چند که سازمان مجاهدین خلق ایران نیروی ویژه‌یی را برای دستیابی به خانواده‌ها تشکیل داده و قرار است طی ماههای آینده کتابی با ۵۰۰۰نام و عکسهای آنها منتشر شود، ولی تعداد آنها ۶برابر رقمی است که عفو بین‌الملل اعلام کرده است.
علی صفوی در قسمت دیگری از مصاحبه‌اش با «صدای آزادی» به‌علت مسکوت گذاشته شدن این جنایتها توسط جامعه جهانی اشاره کرد و گفت:
جای تأسف است که به‌خصوص کشورهای اروپایی و پیش از آنها دولت کلینتون و اوباما در تلاش برای تعامل با رژیم ایران دست به مماشات‌ زده به این رژیم امتیاز دادند و چشمان خود را به این جنایتها بستند، در نتیجه آخوندها فکر کردند می‌توانند این افراد را با داشتن مصونیت اعدام کنند.