گل‌گذاری و تجدید عهد با شهدای راه آزادی و سربه‌داران قتل‌عام۶۷

گل‌گذاری و تجدید عهد با شهدای راه آزادی و سربه‌داران قتل‌عام۶۷

جمعی از خانواده ها و هواداران مجاهدین در آخرین پنجشنبه سال و در آستانه سال نو بر مزار شهیدان راه آزادی حاضر شدند.

آنها با گل‌گذاری بر مزار شهیدان راه آزادی و مزار خاوران که نماد جاودان سی هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ است همچنین با زیارت بهشت زهرا و مزار شهیدان در سایر شهرهای میهن درآستانه سال نو با این شهیدان تجدید عهد کردند.

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد جعفر سمسارزاده 

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد جعفر سمسارزاده 

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد جعفر سمسارزاده 

 

بعد از ۳۰خرداد سال۶۰ مجاهدین و هواداران آنها به زندگی مخفی روی آوردند. بسیاری از خانه های مجاهدین در این دوران مورد تهاجم رژیم قرار می گرفت. در يكی از اين تهاجمات كسی دستگير شد كه بعدها يكی از قهرمانان مقاومت در زیر شكنجه شد. او جعفر سمسارزاده نام داشت.

مجاهد شهید جعفر سمسارزاده سال۱۳۴۰ در تهران متولد شد و تحصیلات خود را همانجا ادامه داد.

جعفر كه شغلش كیفسازي بود از جمله هوادارانی بود كه فعاليت مستقيم تشكيلاتی نداشت. علت دستگیری جعفر اين بود كه يكخانة تيمی در طبقهٔ بالای خانهاش قرار داشت. جعفر از اين مسأله بیخبر بود. پاسداران پس از حمله به خانهٔ مجاهدین كلیه جوانان آن مجموعه را دستگير میكنند. جعفر یکی از دستگیرشدگان بود.

او پس از دستگيری به زندان اوين منتقل شد. دژخيمان در ابتدا بهخيال اين كه او از دادن اطلاعات خودداری میكند بهصورت وحشيانه‌ای بر شدت و خشونت شكنجهها افزودند. اما بعد هم كه فهمیدند، دست از سر او برنداشتند. مقاومت جعفر نيز همچنان ادامه يافت».

فصل جديدی از زندگی انقلابی جعفر در زندان شروع می‌شود. اين مجاهد پاكباز رسم وفا و سنت رادمردی را بهوجه احسن اثبات میكند و سقف بالابلندی از فداكاری را ارائه میدهد. در اين دوره جعفر يكی از فعالترین مجاهدين اسير در زندان است.

در زندان، بهقدری بهجعفر كابل زدند كه ناگزير به بهداری منتقل شده و در آنجا مجبور شدند قسمتی از گوشت رانش را برداشته و به كف پايش پيوند بزنند. بعد از گذشت سالها هنوز آثار آن زخمها بر روی پايش ديده میشد و پاهايش مشكل داشت.

یکی از هم‌زنجیران جعفر، مقاومت قهرمانانهٔ او را چنين توصيف میكند: «جعفر سمسارزاده را در سال۶۱ بعداز شكنجههای زياد به بند۲ اوين، اتاقيك پايين آوردند. بهقدری شكنجه شده بود كه گوشتهايش متلاشی شده و كابل ديگر به استخوان كف پايش میخورد. او بعد از آن هرگز نتوانست بهراحتی راه برود. با وجود اين همواره روحيهٔ بالایی داشت و میگفت: «من يكهوادار بدون ارتباط تشكيلاتی بودهام. اما اين كه رژيم از امثال من هم نميگذرد و اينطور شكنجهام میكند، به من قبل از هرچيز این را نشان میدهد كه آخوندها چقدر از مجاهدين وحشت دارند».

عاقبت جلادان، با اين كه بهخوبی فهميده بودند جعفر هيچگونه ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته، بهخاطر كينهای كه از مقاومت او بهدل گرفته بودند، در يكدادگاه فرمايشی او را به ۱۵سال حبس محكوم میكنند.

در كارهای جمعی و اعتراضی بهصورتی فعال شركت میكند و ارادهٔ خللناپذير خود را برای مبارزه با ارتجاع بههمهٔ دژخيمان نشان میدهد.

در گزارشی از شكنجهگاه اوین كه توسط یكی از همبندان او نوشته شده، میخوانيم: «سال۶۶، تئاتری بهراه انداختیم. بچهها همه تمرين كرده بودند و همهچيز آماده بود. اما درست نيمساعت بهشروع نمايش، يكی از نفرات اصلی آن را صدا زدند و بردند. نزدیك بود همهچيز برباد رود. اما جعفر نجاتمان داد. يكشعر ۸صفحه‌ای را فقط با يكبار خواندن حفظ كرد و آن را با تسلط كامل در مدت ۲۰دقيقه اجرا كرد. ما در ابتدا سعی داشتيم اين توانایی را بهميزان هوش و ذكاوت او ربط بدهيم، ولی واقعيت اين بود كه در وهلهٔ اول چنین توانی از يكارادهٔ ايدئولوژيك برای انجام كارها و یك روحیه جمعی عميقأ مسئول میجوشيد».

مقاومت جانانه و شجاعانه جعفر ۷سال تمام ادامه میيابد. او با ایستادگی تمام عیار بر سر آرمان آزادی، سنت وفاداری تا به آخر را همانند سی هزار گل سرخ قتل عام۶۷ مهر کرد. این مجاهد پاکباز در جنايت ضدبشری مرداد۶۷ جاودان شد.

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد بهروز بهنام‌زاده

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد بهروز بهنام‌زاده

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد بهروز بهنام‌زاده

 

«ميخواهم راهی را كه انتخاب می‌كنم، تصمیم آخر باشد و تا آخر راه بروم».

 بهروز بهنام‌زاده با این جمله، راه و رسم پایداری تا به آخر بر سر آرمان آزادی را انتخاب کرده بود.

مجاهد خلق بهروز بهنام زاده در مرداد سال۱۳۳۸ در تهران و در خانواده‌ای مرفه به دنیا آمد. دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه علم وصنعت بود.

Read More