به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید محمود حسنی‌یک‌کلام

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید محمود حسنی‌یک‌کلام

 به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید محمود حسنی‌یک‌کلام

 

مجاهد شهيد محمود حسنی‌یک‌کلام، متولد سال۱۳۴۳ در شاهرود، دانشجوی سال دوم اقتصاد دانشگاه تهران بود. Read More

 به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد زهره حاج‌میراسماعیلی

 به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد زهره حاج‌میراسماعیلی

 به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد زهره حاجمیراسماعیلی

 مجاهد شهيد زهره حاجمیراسماعیلی در سال۱۳۴۲ در تهران متولد شد. تحصيلات خود را پساز گرفتن ديپلم رها كرد و بهصورت حرفهیی در نهاد دانشآموزی سازمان مجاهدین بهفعالیت پرداخت.

زهره در سال۶۰ دستگیر شد و از آنجا كه خواهرزاده مادركبیری (مجاهد شهید معصومه شادمانی) بود، جلادان روی او بسيار حساس بودند. زهره تمام مدت اسارت ۷سالهاش را در بندهای تنبیهی بهسر برد. بعد از ماجرایی كه بين زندانيان زن در اوين بهماجرای تپه مشهور است، او را نيز بهدادگاه بردند. محكوم بهشلاق خوردن در حضور زندانيان شد. براي اجراي حكم تمام زندانیان، حتی بيماران، را از اتاقها بيرون آوردند. یک تخت در محوطه پایین گذاشتند و چند دقيقه بعد زهره را هم آوردند و به او گفتند روی تخت بخوابد، یكی از مزدوران قرآنی زير بغل خودش گذاشت و شروع بهشلاق زدن كرد. زهره بهشدت مقاومت ميكرد. در طول تمام مدت فقط يكبار آهسته گفت: ”آه”. مزدوران بعد از آن زهره را رها كردند و رفتند. زهره بلافاصله بلند شد. مثل هميشه خنديد و با روحيه پرنشاطی گفت: «وقتی گفتم ”آه” فقط یاد شما بودم.‌‌ عيبی ندارد، با اين كارها كينه ما به پاسداران زيادتر میشود».

زهره هميشه كينه انقلابی خود نسبت به جلادان را با صراحت ابراز میكرد و در مقابل اجحافات آنها به حقوق زندانيان ميايستاد. در گزارش يك مجاهد از بندرسته آمده است: «يكبار در اوائل سال۶۶ بهخاطر ورزش در هواخوري، رفتن ما به هواخوری را قطع كردند. بعد همه را بازجویی بردند كه چرا ورزش میكنيد. زهره با شجاعت جلو پاسداران ايستاد و بهصراحت گفت: «ورزش حق ماست. اگر هم نگذاريد به هواخوری برویم، در بند ورزش خواهيم كرد». بازجوی مزدور وقتی این صراحت و قاطعیت را از زهره ديد، بهاو گفت: «ما با تو حرفی نداريم. جای ديگری بايد حرفمان را بزنيم». جای ديگری كه آن مزدور اشاره میكرد اتاق شكنجه بود».

همیشه تلاش می‌کرد برای مادرانی که بچه‌هایشان به ملاقاتشان می‌آیند کاردستی درست کند تا آنان دست خالی به دیدار فرزندانشان نروند.

سال۶۵ یکی از زندانیان آزادشده یک ساعت وقت داشت که وسایلش را جمع کند، یک کار دستی ناقص داشتیم، تصمیم گرفتیم به هر قیمت شده آن را تکمیل کنیم و بدهیم فرشته آن را با خودش ببرد. کاردستی یک درخت بود پر ازشکوفه ، تا آنجا که یادم می‌آید یک پرنده هم روی شاخه آن نشسته بود و فکر میکنم این شعر روی آن نوشته شده بود:

آن فرو ریخته گلهای پریشان در باد                 کز می‌جام شهادت همه مدهوشانند

یادشان زمزمه نیمه‌شب مستان باد                    تا نگویند که از یاد فراموشانند.

زهره همه بچه‌ها را جمع کرد هرکداممان یک قسمت کاردستی را گرفتیم و شروع به دوختن کردیم، مثل زنبور دور هم جمع شده بودیم یکی سوزن نخ می‌کرد. یکی نخ تهیه می‌کرد. دو نفرداشتند می‌دوختند. خلاصه گلدوزی به همت زهره تمام شد و به فرشته دادیم که با خودش آن را از زندان خارج کند.

بهاينترتيب  زهره ۷سال تمام را در مبارزه دائمی و رودررو با دژخیمان بهسر كرد. عاقبت جلادان آخرين حرف خود را با زهره قهرمان در سال۶۷ زدند و او را در جريان قتلعامها بهدار آويختند.

اعتراف یکی از مشاوران سابق خامنه ای به قتل عام۶۷

اعتراف یکی از مشاوران سابق خامنه ای: در جریان قتل عام سال۱۳۶۷ سی و سه هزار زندانی سیاسی اعدام شدند. محمد نوریزاد یک هنرمند و نویسنده مستندساز و کارگردان وابسته به رژیم بوده که تا قیام سال ۱۳۸۸ با تمام قوا به نفع خامنه ای فعالیت میکرده و ضمن نوشتن مقالات در کیهان شریعتمداری، حدود ۲۰فیلم و سریال تلویزیونی برای رژیم ساخته و کارگردانی کرده است…. Read More

نامه هاشم خواستار به آنتونیو گوترز برای محاکمه آمران و عاملان قتل‌عام ۶۷

نامه هاشم خواستار به آنتونیو گوترز برای محاکمه آمران و عاملان قتل‌عام ۶۷

نامه هاشم خواستار به آنتونیو گوترز برای محاکمه آمران و عاملان قتل‌عام ۶۷

سید هاشم خواستار زندانی سیاسی سابق و از نمایندگان معلمان روز 4شهریور 96 طی نامه‌یی به آنتونیو گوترز دبیرکل ملل‌متحد خواهان محاکمه آمران و عاملان قتل‌عام۶۷ شد. متن این نامه از این قرار است:
جناب آنتونیو گوترز دبیرکل سازمان ملل متحد
بانو عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه حقوق‌بشر سازمان ملل در امور ایران

با درود به شما بزرگواران، در تابستان سال۱۳۶۷ بعد از شکست ایران در جنگ با عراق و به‌اجبار قبول قطعنامه‌ی 598سازمان ملل که نزدیک یک سال از صدور آن گذشته بود، حاکمان ایران به رهبری آیت‌الله خمینی که از قبل در فکر پاک کردن مسأله زندانیان عقیدتی و سیاسی بودند از فرصت استفاده و تمام زندانیانی که در زندان هایشان در سرتاسر ایران پراکنده بودند و حبسشان تمام شده و یا کم و یا زیاد از حبسشان باقی مانده و یا حداکثر حبس ابد داشتند، آنها را که بیش از ۳۰۰۰۰نفر بودند اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن کردند.

بزرگواران برای خیلی از مردم جهان و از جمله مردم ایران تصور می‌شود که این اعدامها فقط در تهران اتفاق افتاده.

در مشهد هنگامی‌که آیت‌الله قابل یکی از همبندیهایم که در زندان وکیل آباد مشهد دچار تومور مغزی شده و در آبان 91فوت کرد، در خاک سپاری و تشییع جنازه‌ی ایشان همیشه همراه خانمی به‌نام خانم وزیری بودم که در زندان به ملاقات پدرشوهر دخترش به نام آقای عبدالوهاب عبادی می‌آمد.

خانم وزیری و همسر خانم عبادی و همسرم که دسته‌جمعی با ماشین بنده رفت و آمد می‌کردیم در پایان مراسمها از من می‌خواست تا ایشان را به مزار همسرش آقای کاظم پارسی (معلم) که در ته همان بهشت رضا دفن هستند برده تا فاتحه بخوانند.

آقای دبیرکل، خانم جهانگیر، باورم نمی‌شد که اعدام شدگان سال۶۷ در ۳منطقه در نزدیک هم و به‌صورت دسته‌جمعی و بدون برگزاری هیچگونه مراسم در گودالی که توسط لودر کنده شده بود دفن شده باشند.

خانم وزیری می‌گفت من در 3جا فاتحه می‌خوانم چون نمی‌دانم همسرم در کجا دفن است.

در سال۶۷ خانم وزیری نزدیک 6ماه هر روز از ارگانی به ارگانی می‌رفت تا خبری از عزیزشان کسب کند که در آخر حکومت مجبور می‌شود به خانواده اعدامیان بگوید که در کجا دفن هستند.

خانم وزیری از آقای پارسی دو فرزند دارد که یکی از آنها را در زندان شیر داده و بزرگ کرده است.

جناب دبیرکل و خانم عاصمه جهانگیر، شما هر روز که وارد سازمان ملل می‌شوید با شعر سعدی شاعر ایرانی که بر سر در سازمان ملل نوشته شده روبه‌رو می‌شوید:
«بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در افرینش ز یک گوهرند.
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار».

بزرگواران، بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی 57که شعار اصلی آن آزادی بود، حاکمان جدید ایران به بهانه‌های واهی ملت ایران را وارد بحرانهای بیشماری کردند تا آزادی مردم را گرفته که در این راه از هیچ جنایتی دریغ نکردند. تمام احزاب و نشریات را منحل و تعطیل کردند. بهانه آنها اجرای دستورات دین خدا یعنی اسلام بود.
در حالیکه دین برای سعادت بشر آمده نه برای فقر و فلاکت مردم.

اعدام شدگان تابستان ۶۷ زخمی است بسیار عمیق نه تنها بر پیکره جامعه ایران که بر پیکره جامعه بشری که به این زودیها التیام نخواهد یافت.

اینجانب سید هاشم خواستار نماینده معلمان ایران که بارها به زندان افتاده و در بیرون و یا داخل زندان داستانها از اعدام شدگان زندانیان سال۶۷ شنیده‌ام، برای بهبود این زخم بزرگ بر پیکره بشریت از جمله مردم ایران تقاضا دارم که عاملان و آمران این قتل‌عامها را به پای میز محاکمه نشانده تا نه تنها مردم ایران بلکه کل مردم جهان شاهد محاکمه عاملان این جنایت و تراژدی فراموش ناپذیر باشند تا دیگر در جهان تکرار نشود. برای انسانهای بزرگ فرصتهای نادری پیش می‌آید تا جزیی از فرهنگ و تاریخ افتخارآمیز یک ملت شوند تا تاریخ به نیکی و بزرگی از آنها یاد کند.

اکنون این فرصت نصیب شما شده است، امیدوارم این فرصت را از دست نداده تا در تاریخ ایران از شما به بزرگی و نیکی یاد شود.
این دادرسی کمک بزرگی خواهد بود به ملت ایران تا با هزینه‌ی کمتر به آزادی و دموکراسی برسند.

سید هاشم خواستار نماینده‌ی معلمان ایران
4شهریور 1396برابر با 28آگست 2017