فراخوان اينگريد بتانکور ؛ به تحقيق بين‌المللي درباره قتل‌عام 67

فراخوان اينگريد بتانکور ؛ به تحقيق بين‌المللي درباره قتل‌عام 67

کنفرانس در شهرداري منطقه 5پاريس

فراخوان به تحقيق بين‌المللي درباره قتل‌عام 67
و محاکمه مسئولان جنايت عليه بشريت درحاکميت آخوندي
همبستگي با هموطنان زلزله‌زده در استان کرمانشاه


فراخوان و سخنرانی اينگريد بتانکور در کنفرانس در شهرداري منطقه 5پاريس
اجازه بدهيد ابتدا بگويم که از حضور در اين سالن بسيار تحت‌تاثير قرار گرفتم و مي‌خواستم از خانم شهردار، فلورانس برتوو، تشکر کنم که ما را پذيرفتند و اين فرصت را برايمان فراهم کردند تا از شنيدن يکديگر سرشار شويم. معتقدم که امروز بايد به‌طور جمعي بينديشيم. هدف اين است که هربار موفق‌تر باشيم در دفاعي که از حقوق‌بشر به‌عمل مي‌آوريم.
کمي به عقب برمي‌گردم. يادتان مي‌آيد که در اواخر دولت پرزيدنت اوباما، امضاي توافق بين‌المللي درباره مسأله هسته‌يي اين اميد را براي بسياري را به وجود آورد که رژيم ايران بتواند در جرگه کشورهاي مورد احترام قرار بگيرد. يادآور مي‌شوم که در آن دوران شاهد شکلکهاي روحاني براي جذب کردن بقيه بوديم و وي به نيمي از جهان سفر کرده بود و حتي به ديدار پاپ فرانسيس رفته بود تا همه را به حسن نيتش متقاعد کند. وي مستمراً تکرار مي‌کرد که با ايران جديدي مواجه خواهيم شد؛ ايراني که به حقوق‌بشر احترام خواهد گذاشت؛ به حقوق مدني احترام خواهد گذاشت. همه اينها براي تأييد پيماني بود که قرار بود امضا شود و امتيازاتي به رژيم ايران داده شود، همراه با تجارت بيشتر، برداشتن تحريمهاي اقتصادي و امکان دسترسي به بازار مالي جهاني، با اين هدف که رژيم ايران به برنامه هسته‌يي خود ادامه نخواهد داد.
چند ماه بعد، چون هنوز يک‌سال نشده بود که ما خود را مواجه با رژيمي مي‌يابيم که چهره‌اش را تماماً عيان کرده. ما به‌عنوان اروپاييان و به‌خصوص به‌عنوان فرانسويان، بايد بينديشيم و موضع بگيريم. من معتقدم که در اين تفکر که تفکري متحد در تمام اروپاست ما به دام افتاديم، به دام حرافي افتاديم، دامي که خطرناک است. اين دام عبارت است از تفکيک امور هسته‌يي از همه مواردي که به آن مرتبط است، از جمله دفاع از حقوق‌بشر.
بنا بر اين، اين ادعا که ما فقط مي‌توانيم به موضوع هسته‌يي بپردازيم، با اين اميد که بعد از پرداختن به موضوع هسته‌يي مي‌توانيم مسائل انساني را حل و فصل کنيم، مسائلي مثل حقوق مدني، هر آنچه به مردم برمي‌گردد، آنچه را مي‌توان سياست داخلي يک حکومت ناميد، يک اشتباه بزرگ و يک ناشيگري بزرگ است و حاصلي جز تغذية ديو ندارد و کاري که ما با اين توافق هسته‌يي کرديم اين بود که اين ديو را تغذيه کرديم؛ ديوي که حکومت آخوندها در ايران است.
نتايج حي و حاضرند، قابل رويتند، جلو چشمانمان هستند. قبل از هر چيز، تمام روند اقتصادي که رو به ايران به‌راه افتاد با تجارتي که کشورهاي جهان مي‌خواستند با حکومت ايران به‌عمل بياورند، تماماً به جيب فقط يک سازمان ريخت که همان سپاه پاسداران بود. اين فقط يک دليل مضاعف است بر اين‌که تلاشهايي که در زمينه هسته‌يي شد و استمالت براي رسيدن به پيشرفتهاي مالي و اقتصادي وسيله‌اي شد براي پرکردن جيب حکومت ايران براي ادامه جنگش که جنگي است رو به داخل، براي از بين بردن اپوزيسيون داخلي، و جنگي رو به خارج براي تحميل خود در منطقه و در جهان.
همين پاسداران زياده‌رويها در خارج ايران را تشديد کردند. آنها در سوريه و عراق هستند. آنها هم‌چنين سازمانهايي مثل حزب‌الله لبنان را تأمين مالي مي‌کنند، و هم‌چنين سازمانهايي که در مصر بمبگذاري مي‌کنند و هم‌چنين آنهايي که در اين‌جا در فرانسه، در بلژيک، در آلمان بمب‌گذاري مي‌کنند. معني آن اين است که سياستي که خواهان استمالت و مماشات براي تأمين اين فرصت براي ايران بود که به جرگه کشورهاي مورد احترام بپيوندد، فقط يک چراغ سبز بود که براي رژيم ايران منابع مالي جهت تشديد خصومتهايش در سراسر جهان را فراهم کرد؛ خصومتي که مورد نيازش بود براي بقاي حکومتش با اسثمار و سلطه بر مردم ايران.
واکنش چه بود؟ هفته پيش شاهد اولين واکنش بوديم.
معتقدم که واکنش اول عبارت است از بيداري وجدانها در سطح جهاني و اين به يمن رئيس‌جمهور آمريکاست که موضع گرفت. واکنش دوم هم که باز واکنشي بسيار با شهامت بود، و بسيار ضروري و بسيار مهم بود، واکنشي بود که هفته پيش رخ داد که طي آن کشورهايي گردهم آمدند با دعوت و با سردمداري وليعهد عربستان سعودي، محمد بن سلمان، که ائتلافي نظامي را براي مبارزه با تروريسم تشکيل داده است. و البته اين ائتلاف انگشت اتهام را نشانه رفته، نه فقط به سوي تروريسم که در منطقه شکل مي‌گيرد بلکه به سوي باني اصلي آن که رژريم ايران است. ضروري بود که نه تنها جهان به آنچه در ايران رخ مي‌دهد آگاه شود و نقش ترمز را در آن ايفا کند، بلکه کشورهاي منطقه هم بسيج شوند و اعمال مادي براي ممانعت از گسترش تروريستي رژيم ايران را به‌کار گيرند.
بنا بر اين، هم‌چنانکه مي‌بينيم، در خلال همين واکنشها، ما در معرض اين سؤال هستيم که آيا اين توافق هسته‌يي کار شايسته‌اي بود؟ عنصري که آقاي کوشنر به آن اشاره کرد و خيلي مهم است، گزارشي است که توسط دبيرکل سازمان ملل در مورد حقوق‌بشر به مجمع عمومي سازمان ملل ارائه شد. اين يک گزارش بسيار بسيار مهم است چون اين اولين بار است که در برابر انظار بين‌المللي جرأت مي‌کنيم با صداي بلند آنچه را بگوييم که همه مي‌دانند و با صداي پايين به هم مي‌گويند، يعني اين‌که حکومت ايران که مردم ايران را سرکوب کرده، مسئول جناياتي عليه بشريت است که تمامي ندارد. گزارش بسيار تکاندهنده است. قبل از هر چيز فکر مي‌کنم که يکي از ابعاد فاجعه يک حکومت، سرنوشت کودکان است. اگر به سرنوشتي که براي کودکان ترسيم مي‌شود قيام نکنيم، هر چيزي را پس از آن قبول خواهيم کرد. و در ايران، سازمان ملل بر افزايش اعدام کودگان انگشت گذاشته؛ اعدامهايي که با نقطه عزيمت سياسي و ايدئولوژيک صورت مي‌پذيرد. اين عمق فاجعه حکومتي است که قوانين خودش را هم زير پا مي‌گذارد، چون بايد بگوييم که در ايران اعدام کودکان امري خلاف قانون است. با اين‌حال اين اعدامها هر روز افزايش دارند و اين به‌رغم اين‌که روحاني به گردش اروپا آمده بود تا همه ما را متقاعد سازد که همه اينها تغيير کرده. بعد از دومين دولت روحاني، اين اعدامها مرتباً در حال افزايشند.
دومين عنصري که بايد بر آن تأکيد کرد، عنادورزي مصرانه عليه مدافعان حقوق‌بشر است. شما و من اگر در ايران بوديم، در زندان و در معرض اعدام بوديم. خوشبختانه ما اين‌جا در پاريس و در شهرداري پاريس هستيم که خانه آزادي و حق بيان مردم است. گزارش از شکنجه‌ها، اعمال بيرحمانه، رفتار توهين‌آميز و غيرانساني مي‌گويد. وزنه اين کلمات را بايد دريافت، آنهم در گزارشي که تحت فشار دولت ايران است که مستمراً هر نقطه و کامايي را زير نظر دارد براي ممانعت از اين‌که اين کلمات با جوهر سياه منتشر شوند و به نمايندگان کليه کشورهاي جهان توزيع شوند. اين بار آنها موفق نشدند کاري را بکنند که مدتهاي زياد در آن موفق بودند، يعني وتو کردن اين افشاگريها.
پس آيا مي‌توان گفت که اروپا اشتباه کرده؟ معتقدم که آري! معتقدم که اروپا اشتباه کرده و معتقدم که ما بايد آن را بگوييم. از وقتي در اين سالن حضور به هم رسانديم، بايد به‌خصوص آن را به فردي که مسئول روابط بين‌المللي اتحاديه اروپاست، خانم فدريکا موگريني، يادآوري کنيم. وي با اصرار تمام و با تلاشهاي بسيار سعي کرد امري غيرقابل توجيه را توجيه کند، يعني حمايت بي‌قيد و شرطش از توافق هسته‌يي که توسط برخي نقض و توسط ديگران افشا مي‌شد. اين خطرناک است! بيان نکردن و نگفتن اين‌که اين توافق برخلاف ارزشهاي اروپاست، يعني به فراموشي سپردن علت وجودي اروپا.
اروپا نمي‌تواند بگويد خب ما توافقي را حاصل کرديم که در آن رژيم ايران دعاوي هسته‌اي‌اش را به عقب انداخت، و بعد چشمش را روي رنج مردم ايران، کودکانش، زنانش و مردانش ببندد. آنها ديگر حق بيان ندارند. فقط حق نفس کشيدن دارند، آنهم با انداختن سر به پايين و بدون نگاه به دور و بر خود، از ترس بدار آويخته شدن.
وظيفه ما چيست؟ وظيفه ما دادخواهي است. دموکراسي، حقوق‌بشر، بشريت، تمدني وجود ندارد بدون اين‌که عدالتي در کار باشد. اين عدالت بايد قبل از هر چيز در رابطه با وقايعي که اين‌جا به آن اشاره شد شکل بگيرد، موضوعي که براي ما بسيار حائز اهميت است، يعني کشتار سال 1988. سي هزار نفر جان خود را از دست دادند. ما عکسهاي آنها را ديديم. نگاههايشان را ديديم که ما را دنبال مي‌کند.
براي اولين بار در اين گزارش سازمان ملل اشاره شد به بازتابهاي اين کشتارها و تلاشهاي اين خانواده‌ها براي دادخواهي در داخل ايران. به‌عنوان نمونه، ما مي‌دانيم که همان‌طور که آقاي کوشنر به ما يادآوري کرد و امري است در وراي فهم بشر، کسي که نقش دژخيم را بازي کرده و جزو کميسيونهاي مرگ بوده و مسئول مرگ سي هزار نفر است، امروز وزير دادگستري است.
ما بايد مبارزه کنيم. بايد مبارزه کنيم تا اروپا به همان محتواي اصلي‌اش ارجاع کند و خواهان اولويت دادن به حقوق‌بشر باشد و از سازمان ملل بخواهد که تحقيق در رابطه با وقايع 1988را نهادينه کند. حائز اهميت است که يک کميسيون تحقيق در کميسارياي عالي حقوق‌بشرتشکيل شود. کميسر عالي در حال حاضر يک پرنس اردني است که خودش در تشکيل دادگاه جزايي بين‌المللي نقش داشته. و ما او را مخاطب قرار مي‌دهيم و از او مي‌خواهيم که وقت را بيش از اين تلف نکند و في‌الفور وارد عمل شود تا روند تحقيقات را بگشايد و بتوانيم به سرعت جنايتکاران را در برابر عدالت بين‌المللي قرار دهيم، تا عدالت صورت بگيرد و به يمن اجراي عدالت اين جنايتها در ايران امروز ادامه نيابند.
متشکرم.