روزنامه الحیات درباره قتل عام۶۷: هیأتهای مرگ به دستور خمینی تشکیل شد

روزنامه الحیات درباره قتل عام۶۷: هیأتهای مرگ به دستور خمینی تشکیل شد

روزنامه الحیات درباره قتل عام۶۷: هیأتهای مرگ به دستور خمینی تشکیل شد

روزنامه الحیات لندن روز پنجشنبه ۱۸بهمن ۹۷ در خبری به‌قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ که توسط هیأتهای مرگ خمینی تدارک دیده شده بود می‌پردازد و می‌نویسد:
اواخر سال گذشته برابر بود با سی‌امین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸، خمینی بعد از پایان جنگ ایران و عراق فتوایی برای اعدام همه اعضای مجاهدین خلق که در زندان بر مواضعشان مصر بودند صادر کرد، وی در همین فتوا فرمان تشکیل کمیته‌هایی را برای انجام این اعدامها صادر کرد، کمیته‌هایی که به «هیئتهای مرگ» تبدیل شد. اغلب اعضای این هیأتها در حال حاضر مناصب کلیدی را در رژیم ولایت فقیه برعهده‌ دارند. نتیجه کار این هیأتها اعدام بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی بود که اکثریت قاطع آنها از اعضای مجاهدین خلق بودند.
سازمان عفو بین‌الملل این قتل‌عام را محور اصلی تلاش هایش به مناسبت سی‌امین سالگرد این قتل‌عام قرار داد، و به این مناسبت یک گزارش کامل در بیش از ۲۰۰صفحه صادر کرد، همچنین امسال یک گزارش دیگر در رابطه با گورهای جمعی که قربانیان این قتل‌عام در آنها به خاک سپرده شدند و رژیم ایران برای محو نشانه‌های آنها تلاش می‌کند،صادر نمود.
وقایع این قتل‌عام بخش مهمی از گزارش مرحوم عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه حقوق‌بشر در ایران در سال ۲۰۱۷را به خود اختصاص داد، و ضرورت تعقیب و پیگرد مرتکبان این جنایت به موضوع اصلی بحثهای مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق‌بشر تبدیل شد.
دو سال پیش در سال ۲۰۱۶ خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران به کارزاری برای محاکمه عاملان این جنایت و تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا و جمع‌آوری اطلاعات گورهای جمعی و اعضای هیأتهای مرگ فراخواند. نتیجه این فراخوان کشف گورهای جمعی جدید در مناطق مختلف ایران و مشخص شدن اسامی بیش از هزار شهید جدید در لیست شهدای قتل‌عام بود، همچنین اسامی بسیاری از اعضای هیأتهای مرگ در استانهای مختلف ایران افشا گردید.
در یک نقطه‌عطف دیگر نوار صوتی آیت‌الله منتظری جانشین وقت خمینی در رابطه با صورتجلسه دیدار او با اعضای هیأت مرگ در تهران در سال ۱۹۸۸ افشا شد، در این نوار آیت‌الله منتظری به این اعدامها اعتراض کرد و آن‌را «بزرگترین جنایت در تاریخ جمهوری اسلامی »توصیف کرد.

خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

گورستانهای ایران طی یک سال اخیر مهر سکوت‌شان را شکسته‌اند و در افشای جنایتی که در قتل‌عام ۶۷رخ داده به شاهدان بی‌همتایی تبدیل گشته‌اند.
پس از گورستان خاوران که سمبل و نماد آن جنایت تاریخی لقب گرفته است نام گورستانهای بسیاری بر سر زبانها افتاد. گورستانهایی که محل دفن جمعی زندانیان سربدار قتل‌عام ۶۷بودند.
یکی از این گورستانهای خاموش، گورستان تخت فولاد اصفهان است که تازه لب به سخن گشوده است.

شاهدان جنایت این بار سه نوجوان بودند که در تاریکی رعب‌آور گورستان پنهان شده بودند و جنایت سبعانه پاسداران را به نظاره نشستند و اکنون پس از نزدیک به ۳۰سال خاموشی، در جنبش دادخواهی؛ دل به دریا زده و لب به سخن باز کردند:
اصفهان چهل گورستان دارد که قدیمیترین آن تخت فولاد است. مردم در تخت فولاد از سال ۶۲اجازه دفن اموات را نداشتند و رژیم فقط کشته‌های جنگ ضدمیهنی‌اش را در آن جا دفن می‌کرد. به همین دلیل این قبرستان خلوت بود و جای مناسبی برای به خاک سپردن زندانیان اعدام شده بود.
آنان نوجوانانی بیش نبودند و اصلاً در مورد قتل‌عام زندانیان چیزی نمی‌دانستند فقط شنیده بودند که شبها کسانی پیدا شدند که آدمهایی را در گورهای جمعی در این گورستان در خاک می‌کنند. آنان کنجکاو شدند:
وقتی در تاریکی وارد گورستان رعب انگیز شدیم انبوه چاله‌هایی که در مسیر تردد داخل قبرستان کنده بودند توجه مان را جلب کرد. در سکوت گورستان در گوشه‌یی نشستیم. حدود ساعت دو بعد از نیمه‌شب بود که چهار نیسان پاترول خاک آلود وارد گورستان شدند.
آنگاه سکوت گورستان زیر سایش چرخهای ۴پاترول سنگین از باری که حمل می‌کرد؛ شکست:
وحشتی عمیق بر گورستان مستولی بود. صدا صدای حرکت پاترولها بود. تنها حرکت آنها بود که سکوت رعب انگیز گورستان را میشکست. ناگهان یکی از پاترولها در مقابل چاله‌ای که تازه کنده شده بود ایستاد و چادر آن را کنار زدند.

قطعا آن نوجوانان در آن لحظه از کنجکاوی‌شان پشیمان شده بودند. قلب در سینه‌های کوچک شان به‌شدت می‌زد. راستی چه چیزی در حال وقوع است؟
وقتی چادر خودرو را برداشتند سه پاسدار به بالای پاترول پریدند. از دور مشخص بود ریش بلندی دارند. آنان بلا فاصله جنازه‌هایی را بی‌محابا و بی‌دقت به زمین انداختند . صدای برخورد سر و صورت جنازه‌ها به زمین شنیده می‌شد. ۴جنازه را به زمین انداختند . سپس آن سه مرد به زمین پریدند و به همان روشی که حیوان تلف شده را در گودال می‌اندازند پای اجساد را می‌گرفتند و به داخل چاله می‌انداختند .
دیدن آن صحنه‌ها برای نوجوانانی که نمی‌دانستند چه چیزی در حال وقوع است رعب انگیز بود و به کابوسی فراموشی ناپذیر تبدیل می‌شد:
پاسداران هیچ گفتگویی با هم نداشتند انگار از قبل قرارداد بسته بودند که کارها به‌صورت کارگردانی شده قبلی صورت گیرد. بدون گفتگوی سر صحنه… . آنان چهار نفر را بدون درنگ به چاله انداختند انگار خیلی تبحر در این کار داشتند و اتوماتیک وار چاله را پر کردند… .
نوجوانان ناباورانه به همدیگر نگاه کردند. حتماً یکی پیشنهاد کرد که برویم کافی است و شاید این حرف همه بود اما…
خودروها حالا به چاله دیگر رسیده بودند درست مثل مورد قبلی یک خورو ایستاد و آن سه مرد به بالا پریدند و… اما این بار در میان جنازه‌هایی که در خودرو بود جوان قد بلندی قرار داشت که پیراهن سبزرنگش درتابش مهتاب می‌درخشید. دو پاسدار جنازه این جوان را بلند کردند و با سر به زمین کوبیدند. گویی کینه‌یی حیوانی نسبت به این جوان در وجودشان موج می‌زد. صدای شکستن و خرد شدن جمجه‌اش در سکوت گورستان پیچید. وحشتی عجیب وجودمان را فرا گرفت و بی‌اختیار شروع به فرار کردیم.
آن نوجوانان در آن شب پر از کابوس ظاهراً از گورستان فرار کردند اما ۳۰سال است که هم‌چنان می‌گریزند. آنان با ۳۰سال گریز تلاش کردند تا نفهمند آن شب در گورستان چه گذشت. وحشت افکنی همان پاسداران حتی نگذاشت آنان متوجه شوند آن کشته‌های پشته شده در گورستان تخت فولاد؛ زندانیان سر بدار شده بودند. آنان حتی نفهمیدند این صحنه مکرر خاص اصفهان نبود بلکه در هر شهر ایران که می‌رفتی در هر گورستانی پاسداران تباهی چون کلاغان سیاهپوش به دفن شیراوژنان در زنجیر مشغول بودند…
اما امروز رازهای هولناک و پروحشت آن شبها و روزها گشوده می‌شود و در برابر قضاوت عموم مردم ایران قرار می‌گیرد.
زمین گنجینه‌های نابش را یکی یکی به تماشا می‌گذارد.
به به! چه زیبایی خیره کننده‌یی دارند گورستانهایی که به این گنجینه‌های ناب زیور یافته اند!
آن نوجوانان گریزپای دیروز اکنون دوباره به گورستان بازمی گردند و در بلوغ باورها و تجربه‌های هولناک در یک حاکمیت خونریز، روایتگر یک قتل‌عام می‌شوند…

ادعای علی رازینی درباره محاکمه زندانیان سیاسی در سال ۶۷

ادعای علی رازینی درباره محاکمه زندانیان سیاسی در سال ۶۷

علی رازینی که در زمان قتل عام سال ۶۷ رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح بود اخیراً در مصاحبه ای صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی که در حال گذراندن دوران محکومیت‌شان بودند و حکم آنها صادر شده بود را تأیید کرد.
جنایتی که سران قتل و اعدام یکی بعد از دیگری به آن اعتراف می‌کنند.

مرگ آخوند هاشمی شاهرودی قاتل هزاران زندانی سیاسی

مرگ آخوند هاشمی شاهرودی قاتل هزاران زندانی سیاسی

مرگ آخوند هاشمی شاهرودی قاتل هزاران زندانی سیاسی

خبرگزاریهای حکومتی دیروز دوشنبه ۳دیماه۹۷ از مرگ آخوند هاشمی شاهرودی رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام خبر دادند. آخوند شاهرودی به مدت ۱۰سال رئیس قضاییه خامنه‌ای، ارگان اعدام و شکنجه هزاران ایرانی بود.
آخوند شاهرودی در زمانی که ریاست قضاییه خامنه‌ای را برعهده داشت، در اعدام هزاران زندانی و شکنجه هزاران تن از جوانان، زنان و سایر اقشار مردم نقش مستقیم داشت.
آخوند شاهرودی اولین رئیس شبه‌نظامیان موسوم به «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» است، که توسط خمینی در سال ۱۳۶۱ در ایران تشکیل شد و خامنه‌ای اساسنامه آن را تنظیم کرده بود.
خامنه‌ای آخوند شاهرودی را به‌عنوان رئیس ارگان جدیدی به نام «هیأت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه» گماشت و عملاً به جای خودش وی را بالای سر سران سه قوه رژیم قرار داد.

درگذشت مجاهد قهرمان و پاکباز محمد سیدی کاشانی

درگذشت مجاهد قهرمان و پاکباز محمد سیدی کاشانی

درگذشت مجاهد قهرمان و پاکباز محمد سیدی کاشانی

 

مجاهد قهرمان و پاكباز محمد سيدی كاشانی، پس از ۵۳سال مجاهدت پيگير و مستمر در راه خدا و خلق، صبح چهارشنبه ۲۸آذر۹۷ در بيمارستان در آلبانی درگذشت و رستگار و جاودانه شد. Read More

فیلم کوتاهی به یاد قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی سال ۶۷

فیلم کوتاهی به یاد قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی سال ۶۷

برگزاری کنفرانس ویدئویی «نقض فزاینده حقوق بشر»
روز شنبه۲۴ آذر یک کنفرانس ویدئو سراسری با حضور مریم رجوی برگزار شد. در این کنفرانس جوامع ایرانی همزمان در بیش از ۴۰نقطه در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا شرکت داشتند.

Read More

وحشت ابراهیم رئیسی جلاد قتل عام سی هزار زندانی سیاسی

وحشت ابراهیم رئیسی جلاد قتل عام سی هزار زندانی سیاسی

وحشت ابراهیم رئیسی جلاد قتل عام سی هزار زندانی سیاسی

آخوند جلاد ابراهیم رئیسی از اعضای هیأت مرگ خمینی در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، با وحشت از جنبش دادخواهی و نفرت عمومی از وی و سایر جلادان هیأت مرگ، غیظ و سوزش رژیم جلادان را از هلاکت ۱۷هزار مهره و مزدور سرکوبگر برملا کرد و گفت: «جریان (مجاهدین) ۱۷۰۰۰نفر را ترور کرد. بسیاری از مقامات و ائمه جمعه تحت اقدامات آنها ترور شدند».
آخوند جلاد ابراهیم رئیسی با تأکید بر این‌که حکم قتل‌عام مجاهدین را خمینی صادر کرده، در واکنش به‌شدت نفرت عمومی و در هراس از محاکمه جلادان این نسل کشی گفت: «برخی می‌خواستند با بنده تسویه‌حساب کنند در صورتی که به حکم خمینی که مراجعه کنید نامی از من برده نشده است. آن زمان من معاون دادستان بودم ولی فرق معاون دادستان و قاضی را نمی‌دانند».
آخوند رئیسی با سوزوگداز از این‌که در اثر شعار نه جلاد نه شیاد در نمایش انتخابات، با شکست و انزجار عمومی روبه روشده است، خودش را با لودگی به تصفیه حساب با آخوند شیاد حسن روحانی پرداخت و گفت: «خدا رحم کرد که من رئیس جمهور نشدم، که دلار ۵هزار تومان شود»!
لازم به یادآوری است که آخوند جلاد ابراهیم رئیسی عضو هیأت مرگ در قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷، طی سخنانی در جمعی از عوامل رژیم در مشهد، روز ۱۱ اردیبهشت ۹۷، با ترس و وحشت از نفرت عمومی از وی و دیگر جلادان هیأت مرگ، تلاش کرد مسئولیت این جنایت بزرگ علیه بشریت را متوجه خمینی کند:
برخورد با جریان نفاق از اون برخوردهایی بوده که افتخارش مال امامه.
……اون مرد بزرگی بود که نفاق را تشخیص می‌داد اون روزی که خیلیها تشخیص نمی‌دادند. اون مردم بزرگی بود که خوب هشدار می‌داد اونوقتهایی که خیلیها متوجه نبودند داره در کشور چه میگذره.
…..ایشون پیشتاز این قضیه بودند. حالا شما ببینید شبهاتی که دارند توی اذهان در افکار ایجاد می‌کنند.