به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده میرزائي

 به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده میرزائي

 به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده میرزائي

 در مجموعه خوشه‌های ستاره، مروری کوتاه بر زندگی چند تن از اعضای خانواده میرزائی داریم. شهیدانی که با مقاومت جانانه در برابر دشمن تا آخرین لحظه حیات‌شان ایستادگی کردند.

حسین میرزائي سال۱۳۳۴ در روستای گنج تپه از توابع شهر همدان به دنیا آمد. او در نوجوانی بسیار کوشا و فعال بود و اهل مطالعه بود و همیشه خانواده دوستان و فامیل را به آموختن علم تشویق می‌کرد.

او همواره در کمک به دیگران پیشقدم بود و از هیچ تلاشی در کمک به دیگران فروگذار نمی‌کرد به‌نحوی که از خانواده‌اش می‌خواست که هر چه می‌توانند به نیازمندان کمک کنند. حسین در سال ۱۳۵۳وارد دانشگاه شد و بلافاصله فعالیت‌هایش را با جنبش دانشجویی آغاز کرد. در همین دوران بود که با آرمانهای سازمان مجاهدین آشنا شده و گویی گمشده‌یی را یافته باشد بر تلاشش به‌منظور وصل به سازمان افزود.

به دلیل فعالیتهایش علیه دیکتاتوری شاه در بهار سال۵۷ توسط ساواک دستگیر و مدت کوتاهی در زندان به‌سر برد که نهایتاً در تابستان۵۷ آزاد گردید. پس از آزادی از به فعالیت‌هایش در راستای سرنگونی رژیم شاه گسترش داد.

پس از پیروزی انقلاب، در بخش دانشجویی مجاهدین فعالیت می‌کرد. در ۱۹خرداد سال ۱۳۶۰ دستگیر شد. وی را تا ۷تیر در یکی از کمیته‌های تهران در بازداشت نگهداشتند، سپس او را به زندان اوین منتقل کردند.

او در بیدادگاه رژیم به‌رغم این‌که پیش از سی خرداد دستگیر شده و هیچ‌گونه اتهام فعالیت مسلحانه هم متوجه او نبود به ۱۷سال زندان محکوم گردید. زندان برای حسین عرصة جدیدی برای ادامه مبارزه بود، در هر بندی که قدم می‌گذاشت جمع مجاهدین مقاوم را سازمان داده و متشکل می‌کرد این روحیه رزمنده حسین عاملی بود که دشمن را نسبت به او حساس کرده و همواره جزء نخستین کسانی بود که در هر موقعیتی زیر فشارهای ضدانسانی شکنجه‌گران قرار می‌گرفت. او بارها و بارها زیر شکنجه و بازجویی رفت نه فقط به‌خاطر اطلاعات خارج از زندان بلکه مهمتر از آن به‌دلیل فعالیت‌های تشکیلاتی که در زندان به آن مبادرت می‌ورزید.

حسین قهرمان نهایتاً در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷به همراه خواهر و برادر کوچک‌تر از خودش مجاهدان شهید معصومه میرزایی و مصطفی میرزایی با دفاع جانانه از سازمان پرافتخار مجاهدین هیبت پوشالی «هیأت مرگ» خمینی دجال را به سخره گرفتند و با بوسه بر طناب دار مرگ را تسلیم ارادهٴ مجاهد خلق نموده و پرچم شرف و افتخار را به اهتزار درآوردند.

یادشان گرامی باد

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده برهانی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده برهانی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده برهانی

 سیداحمد برهانی متولد۱۳۴۷ در شهر قزوین است. احمد به‌دلیل جو سیاسی خانواده از همان ابتدا با مسائل سیاسی آشنا شد و با شروع انقلاب ضدسلطنتی در سال ۵۶، وارد تظاهرات و درگیریهای خیابانی با گارد شاه و ساواک گردید. در یکی از همین درگیریها وی را دستگیر کرده و روانه زندان می‌کنند در اثر شدت ضربات و شکنجه‌ها، چهره‌اش قابل تشخیص نبود.

احمد در سال ۵۸سال رتبه اول کنکور در رشته الکترونیک را کسب کرد که همزمان با تعطیلی دانشگاهها تحت عنوان خمینی‌ساخته « انقلاب فرهنگی» بود.

از آن پس احمد نیز به‌طور حرفه‌یی وقتش را در اختیار جنبش ملی مجاهدین گذاشت. در یکی از شبهای مرداد۶۰ با حمله مزدوران سپاه به خانه‌شان، احمد به‌همراه خواهر و برادر دیگرش علی دستگیر و روانه زندان می‌شود.

تا مدتها او را به‌طور ایستاده در سلول انفرادی نگه می‌داشتند و آب را به‌صورت چکه‌چکه از سقف بر روی او باز می‌کردند تا از این طریق اعصابش را خرد و ضعیف نمایند و این شکنجه روزها و هفته‌ها روی او اعمال می‌شد. پس از یکسال و اندی برای مدت کوتاهی آزاد شد که بلافاصله طی این مدت خود را به هسته‌های مقاومت وصل کرد ولی هسته آنها توسط یک عنصر بریده‌، لو رفت و شبانه به‌همراه برادرش حسین توسط پاسداران دستگیر و دوباره روانه زندان می‌شود.

با این‌که از آزادی او هنوز چندماهی نگذشته بود، مجدداً به زیر شدیدترین شکنجه‌ها برده شد. روحیه خلل‌ناپذیرش هم‌چنان مقاوم و استوار بود و از آن‌جاکه شوخ‌طبع هم بود، فضای عمومی بند را به‌هم می‌ریخت و کسانی‌که هم‌سلولی‌اش بودند همیشه از روحیه عالی او درس می‌گرفتند. سیداحمد برهانی را همراه با سی هزار زندانی سیاسی در قتل‌عام۶۷ در زندان اوین به‌شهادت رساندند.

سیدحسین برهانی نیز با شروع انقلاب ضدسلطنتی در تظاهرات و قيام خيلی فعال بود. بعد از پيروزی انقلاب وارد جنبش ملی مجاهدين شد و به‌طور شبانه‌روزی فعاليت می‌كرد. عصر روز پنجم فروردين سال 60  وقتی حسين با دوستانش برای برپایی دكه به يكی از خيابانهای قزوین رفته بودند، پاسداران به آنها حمله كرده و تمامی بچه‌ها را دستگير كردند و در جواب اعتراضی كه بچه‌ها طی مسير به اين حركت پاسداران كرده بودند، يكی از پاسداران با شليك گلوله، سر يكی از مجاهدین به‌ نام اصغر اخوان ‌قدس را كه كنار حسين نشسته بود، هدف قرار داد و او در راه رسيدن به بيمارستان به‌شهادت رسيد. حسين تا يك سال و نیم در زندان بازداشت بود و سپس آزاد شد و بعد از چند ماه در ارتباط با يك هسته مقاومت دوباره دستگير و روانه زندان شد. خانواده تا مدتها خبری از احمد و حسین نداشتند و نمی توانستند ردی از آنها به‌دست بياورند.

حسين و احمد هر دو در حالی كه محكوميتشان را می گذراندند سربه‌دار شدند.

شش عضو خانواده قهرمان برهانی، توسط جنايتكاران خمينی به شهادت رسيدند و فدای آرمان آزادی شدند.

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده اکبری‌منفرد

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده اکبری‌منفرد

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده اکبری‌منفرد

 خانواده اکبری منفرد در سالهای ۶۰، ۶۴ دو شهید و در قتل‌عام۶۷، دو عضو دیگر خانواده خود را تقدیم آزادی کرد.

مجاهد شهید عبدالرضا اکبری منفرد در سال۱۳۴۲ در محله اتابک، جنوب شرق تهران در یک خانوادهٴ زحمتکش بدنیا آمد. دوران تحصیلات ابتدایی را در همان منطقه وتحصیلات متوسطه را در دبیرستان کیان تهران گذراند. عبدالرضا که دوستانش او را عبدی صدا می‌کردند ۱۵سال بیشتر نداشت که همزمان با سقوط دیکتاتوری شاه خائن با سازمان مجاهدین و آرمانهای توحیدی آن آشنا گردید. عبدی علاوه بر فعالیت‌های سیاسی در همکاری با انجمن دانش‌آموزان مسلمان دبیرستان کیان، فعالیت‌های تشکیلاتی‌اش را در بخش محلات، «کانون توحیدی بشارت» در محله خزانه تهران انجام می‌داد. عبدی در ۵خرداد‌۱۳۶۰در حالی که در منطقهٴ اتابک تهران مشغول فروش نشریة مجاهد و پخش اعلامیه بود، توسط گروهی از چماقداران تحت حفاظت کمیته‌چی‌های منطقهٴ ۱۰دستگیر و مستقیم به اوین منتقل گردید. عبدی در بیدادگاه رژیم به سه سال زندان محکوم گردید اما پس از پایان حکم به‌دلیل این‌که حاضر به پذیرش مصاحبه و اعلام برائت از سازمان مجاهدین نشد در زندان باقی ماند.

سرانجام مجاهد قهرمان عبدالرضا اکبری منفرد در حالی که ۴سال از پایان حکمش می‌گذشت، با اولین گروه از زندانیان مجاهد یعنی زندانیان معروف به «پنجاه و نهی» در زندان گوهردشت در روز ۸مرداد ۱۳۶۷قهرمانانه به‌شهادت رسید. عبدی چهارمین شهید از خانوادهٴ قهرمان اکبری منفرد است، او به همراه خواهر قهرمانش رقیه اکبری منفرد که یک دختر ده‌ساله داشت. در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۶۷ به‌شهادت رسید.

مجاهدان شهید علیرضا و غلامرضا اکبری منفرد به ترتیب در شهریور ۶۰و مهر ۶۴ به‌شهادت رسیدند.

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده احمدی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده احمدی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده احمدی

 خانواده احمدی اهل آبادان بودند. بیش از ده عضو خانواده جان خود را فدای آرمان آزادی مردم ایران کرده‌اند.

مجاهد شهید فریبا احمدی ۲۲ساله بود كه در تاريخ ۱۳مرداد۱۳۶۷همراه با خواهرش فرحناز احمدی که تنها ۲۰سال داشت، همچنین برادر ۳۲ساله‌اش محمد كه كارمند شركت ملی گاز بود، در زندان اصفهان تيرباران شدند. برادر دیگرشان به نام منصور که ۲۵سال داشت در شهریور۶۷ اعدام شد.

فریبا احمدی در میان زندانیان، به دليل ايستادگی در برابر مزدوران خمينی در زندان لقب ”خورشيد” گرفته بود.

در نوشته‌ای از همرزمانش آمده است :”فريبا از هواداران دليری بود كه به‌صورت علنی از ”سازمان مجاهدین  دفاع می كرد. در بند هم با شجاعت با بازجويان و نگهبانان برخورد می‌کرد، روی ديوارها می‌نوشت و حركات اعتراضی زندانيان را سازمان می‌داد….از بند زنان زندان دستگرد اصفهان،كار بازجویی و تصفيه زندانيان از ماهها قبل از شروع قتل‌عامها آغاز شده بود. بازجویی به نام عبدالله، در تير ماه، فريبا را به بازجویی برد و از او درباره موضعش سوال كرد. او جواب داده بود: ” الان می‌گويم، ده بار ديگر هم بپرسيد تكرار می‌كنم، با تمام وجودم سازمان مجاهدين را قبول دارم، مواضعم تغییری نكرده، شما هم هر كاری خواستید بكنید.”

از خانواده مجاهدپرور احمدی، علاوه بر خواهران و برادرشان كه در سال۶۷ به شهادت رسيدند، دو برادر و دو پسر عمه آنها بعد از شروع مقاومت انقلابی، اعدام شده‌اند.

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده ادب‌آواز

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده ادب‌آواز

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده ادب‌آواز

 خانواده ادب‌آواز، با تقدیم چهار ستاره فروزان، کهکشان آزادی مردم ایران را درخشان و نورانی کرده است. خانه این خانواده اهل جهرم از سال 58 يكي ازكانونهاي مبارزه عليه استبداد مذهبي حاكم بود و از همين رو در همان دوران مبارزات سياسي چماقداران خميني و پاسداران جهل و جنايت، با رفتاري ضد بشري، دو بار خانه‌شان را به آتش كشيدند.

مجاهدین شهید عصمت، فاطمه و حسین ادب‌آواز هر سه در جریان قتل‌عام۶۷ در زندان شیراز به استقبال جوخه اعدام رفتند و به خواهر قهرمانشان، شهید مقدس گوهر ادب‌آواز پیوستند.

 

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده خسروآبادی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده خسروآبادی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ ستاره‌های خانواده خسروآبادی

خانواده خسروآبادی در قتل‌عام۶۷، سه تن از اعضای خانواده خود را نثار آزادی ایران کرده است. منصور و مسعود و طیبه در مرداد ماه سال67 تیرباران شدند. مجاهد شهید طیبه خسروآبادی دخترعموی منصور و مسعود است.

طیبه در اوایل سال۶۱ دستگیر شده بود. او مادرزاد از دو پا فلج بود و به سختی راه می‌رفت. با این‌حال در تمام فعالیتها و اعتصابها نقش فعالی داشت. وقتی در برابر سختیها و مشکلات قرار می‌گرفت می‌گفت: «‌من انتخابم را کرده‌ام. غیر از جایی که مجاهدین باشند برایم جهنم است».

سرانجام در حالی‌که حکم زندانش مدتها قبل تمام شده بود و در حالی‌که از دو پا فلج بود، دژخیمان با شقاوتی بی‌مانند او را در جریان قتل‌عام۶۷ در زندان اوین به دار آویخت.

درود بر شهیدان خانواده خسروآبادی