برنارد کوشنر :در تابستان 88 ،خمینی فرمان اعدام 30هزار نفر راصادر کرد

برنارد کوشنر :در تابستان 88 ،خمینی فرمان اعدام 30هزار نفر راصادر کرد

 کنفرانس در شهرداری منطقه 5 پاریس:

فراخوان به تحقيق بين‌المللی درباره قتل‌عام 67
و محاکمه مسئولان جنايت عليه بشريت درحاکميت آخوندی
همبستگی با هموطنان زلزله‌زده در استان کرمانشاه

برنارد کوشنر – وزير خارجه پيشين فرانسه
همان‌طور که مي‌بينيد، شما هنوزم اين‌جا هستين، ما هنوز هم اين‌جا هستيم. در نگاه اول ممکن است اين امر تکراري به نظر برسد، ولي معتقدم که نياز به ذکر و هدف پيش رويمان اين تکرارها را ضروري مي‌کند. نياز به حضورمان در اين‌جا را ضروري مي‌کند تا بتوانيم يک به يک افرادي که مي‌توانيم ديدار کنيم را متقاعد سازيم. هر چه فشار بالاتر باشد، هر چه انظار عمومي بيشتر تکان بخورد، امکان به‌رسميت شناختن اين جنايت فجيع توسط مجامع بين‌المللي بيشتر مي‌شود، از جمله در شوراي حقوق‌بشر. ما خواهان يک تحقيق ويژه هستيم، مثل تحقيقي که روي ميز دبيرکل سازمان ملل، آقاي گوترز، آمد و ما را بار ديگر هوشيار کرد.
اعلاميه دبيرکل سازمان ملل در تاريخ 31اکتبر، يعني چند روز پيش صادر شد و وي خودش اعدام سي هزار زنداني را که چهره بعضي از آنها را امروز در ورود به اين‌جا ديديم، جنايت عليه بشريت خواند. در آن دوران، در سال 1988، همين واژه جنايت عليه بشريت اينقدرها واضح نبود. دادگاههاي بين‌المللي پا نگرفته بودند و عدالت بين‌المللی ای وجود نداشت که به آن رجوع داشته باشيم.
حافظه تاريخ کوتاه است. بايد تکرار کرد، بايد تکرار کنيم. حتي فجيع‌ترين جنايات به فراموشي سپرده میشوند. البته به آن فکر میکنيم، البته از آن باخبريم، ولي اين کافي نيست و فشار کافی به اين‌صورت اعمال نمي‌شود.
پس فراموش نکنيم که وقايع چگونه حادث شدند. ابتدا خميني به حکومت رسيد. در سال 1979بود، زمان زيادي از آن گذشته است. من ورود و استقبال از او در فرانسه را به ياد مي‌آورم. به ياد مي‌آورم سخاوتمندي ما در قبال او را و امکاناتي که برايش فراهم کرديم که در فرانسه سکونت بگزيند. ما تسهيلات لازم برای فردی طرد شده را براي او فراهم کرديم. ما دقيقاً نفهميديم او چه کينه و توحشی را نمايندگی مي‌کند. بلافاصله بعد از آن در سالهای 1980تا 1988جنگ ايران و عراق رخ داد.
در سال 1988جنگ به پايان رسيد و تعادل‌قوا در جبهه عوض شد. و خمينی بی شک نياز داشت قاطعيتش را به مردم ايران نشان دهد
بنا بر اين، اين تصميم را گرفت و من مي‌خواهم بر همين تأکيد کنم. اين مرد خودش را سخنگوی خدا مي‌دانست. يک فتوا به‌نام خدا صادر می شود. يعنی به‌نام خدا خمينی دستور اعدام سی هزار نفر را صادر کرد. اين امر ماهها و ماهها به طول انجاميد و از امروز به فردا به مورد اجرا گذاشته نشد. ترديدهايي گرچه کم، بود. آنچه در اين داستان خارق‌العاده است و آن را به اوج بربريت مي‌رساند، اين است که تعداد بيشمار، اغلب قربانيان، قبل از آن هم در زندان بودند. در زندان بودند و برخي قرار بود آزاد شوند. مدت محکوميتشان به پايان رسيده بود. آنها را اعدام کردند. کميسيونهای مرگ برپا کردند. اين هم واژه جالبی است: کميسيون مرگ!
کميسيونهای مرگ معمولاً شامل 5نفر مي‌شد که رأي آری يا خير می دادند. خيلی بيشتر آری می گفتند تا خير. بسته به حرفی که زندانی میگفت ممکن بود اعدام شود. اصلیترين سؤال اين بود که آيا شما با سياست مجاهدين خلق موافقيد؟ و اگر فرد پاسخ مثبت مي‌داد، در جا اعدام می شد. اگر پاسخ منفی می داد، کمی ديرتر اعدام مي‌شد!
چيزي که مرا بيشتر برانگيخت و از اين بابت فکر میکنم بايد جامعه امروز ايران را در جزئيات تجزيه و تحليل کرد، داستان مردی است که عضو اين کميسيونهاي مرگ بود و حالا وزير دادگستری است. نام اين مرد رذل عليرضاست و اکنون وزير دادگستری در دولت همان روحانی است که میگويند نسبت به دولت قبلی خيلی تغيير کرده و خيلی دلچسب‌تر و مهربانتر است!
پس همانها در حکومت هستند. يک ليست از آنها هست، من مدارک را نگاه کردم. يک ليست بالا بلند از آنها هست. شما بايد اين کتابها را ببينيد: ليستی از افرادي که البته بعد از رهبر سر منشأء دستگيريها، دستگيريهای مجدد، جستجو در زندانها و دستگيری همدستان و قتل اين سی هزار نفر بودند و الآن در دستگاه حکومتی هستند. در پستهای بالا در دستگاه حکومتی ايران هستند.
و حالا سخنانم را به پايان مي‌رسانم. البته فکر مي‌کنم حيف است، چون به‌لحاظ روشنفکري و به‌لحاظ عاطفي، اين فجيع‌ترين جنايتي است که مي‌توان مرتکب شد. و حالا چه مي‌توانيم بکنيم؟ بايد بيشتر تأکيد کنيم، به‌خصوص در زماني که بحثهايي مي‌شود حول سندي که روحاني امضا کرده، سندي که دولت ايران با اصرار پرزيدنت اوباما امضا کرده، که در آن فرانسه و کشورهاي درجه يک نيز دخيل بودند. اين سند زير علامت سؤال رفته. مدارکي که البته بايد هر بار صحت آن را چک کرد، در رابطه با ادامه تلاشهاي رژيم ايران براي دستيابي به سلاح هسته‌يي مستمراً منتشر مي‌شود. هشداري که توسط سازمان ملل داده شد و تأکيدهاي دبيرکل گوترز، بيانگر اين است که زمان آن رسيده که هر چه بيشتر منتشر کنيم، امضا بگيريم حول اين خواسته که کميسيون سازمان ملل مستقر در ژنو مأمور به تحقيق بشود. بايد در همه سطوح مطالبه کرد که تحقيقي صورت بپذيرد براي به‌رسميت شناختن اين قربانيان به‌عنوان قربانيان بربريت و حکومت مذهبي اين حتي يک جنايت سياسي هم نيست. زمان آن رسيده که اين مطالبه را با همه امکانات ممکن و در همه سطوح مطرح کنيم. در زماني که ايران درهايش را به روي تجارت بين‌المللي باز مي‌کند بايد اين خواسته را بيشتر تکرار کرد، بايد بيشتر به‌خاطراتمان ارجاع کنيم و بيشتر به ياد بياوريم که مردي که به او پناه داديم (يعني خمينی) الگوي تام و تمام ظرافت در بي‌رحمي و خيانت سياسي بود که اين تصميم در برداشت، يعني کشتن زندانياني که قبل از آن محاکمه شده بودند يا حتی نشده بودند. بايد اين کار را بکنيم تا بعد به خودمان نگوييم که بعد از عبور از اين تالار و ديدن عکسهاي آنها اقداماتمان کافی نبوده. بايد جمهوری فرانسه را به تکان واداريم.
اين‌که 40سال گذشته چيزی را تغيير نمیدهد. ولاديچ توسط دادگاه ويژه جنايات يوگسلاوی محکوم شد به‌خاطر جرايمی که 22سال پيش مرتکب شده بود. پس مي‌توان کماکان مطالبه کرد براي ارجاع به عدالت بين‌المللی. نبايد فقط ديکتاتورهای آفريقايی در اين عدالت پاسخگو باشند. ديکتاتورهای ديگر هم بايد همين‌طور باشند.
اميدوارم که بار ديگر که شما دوستان عزيز را مي‌بينم (چون کم کم دارم شما را میشناسم) در اوضاع پيشرفتی حاصل کرده باشيم و عدالت برقرار شده باشد، نه تنها برای تقدير از قربانيان، بلکه براي اين‌که خانواده‌های آنها بتوانند کمی نفس راحت بکشند. متشکرم.