به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید عباس آذری

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید عباس آذری

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید عباس آذری

 مجاهد شهید عباس آذری، شهریور سال۱۳۲۸در شهرستان تربت حیدریه در یک خانواده مذهبی متولد شد. سال۱۳۵۰ از هنرستان عالی راه آهن، فارغ التحصیل شد و در راه آهن مشغول به کار گرديد.

عباس سه سال بعد با سازمان مجاهدين آشنا شده و در سال۱۳۵۶ در ارتباط با سازمان مجاهدين فعالیت می‌کرد. به‌دلیل همین فعالیتهایش ساواک در تابستان۱۳۵۷ او را چند بار احضار و مورد بازجویی قرار داد.

عباس آذری سال۱۳۶۰ دستگیر و به مدت ۲سال در سبزوار زندانی شد. در همین سالها بود که برادر کوچکترش محمد ابراهیم که او هم هوادار سازمان مجاهدين بود به همراه همسرش در مشهد به شهادت رسید.

عباس آذری كه سال۶۶ در امر سازماندهی و انتقال هواداران مجاهدین در یزد فعال بود مجدداً دستگير شد.

این مجاهد سرفراز در جريان قتل‌عام زندانيان سیاسی در سال۱۳۶۷ به ۳۰هزار گل سرخ پیوست.

تصویب قطعنامه شورای حقوق‌بشر علیه نقض حقوق‌بشر در ایران

تصویب قطعنامه شورای حقوق‌بشر علیه نقض حقوق‌بشر در ایران

تصویب قطعنامه شورای حقوق‌بشر علیه نقض حقوق‌بشر در ایران

صبح امروز جمعه ۲فروردین۹۸ قطعنامه شورای حقوق‌بشر در اجلاس شورای حقوق‌بشر سازمان ملل ‌متحد درباره نقض حقوق‌بشر در ایران و تمدید یک ساله مأموریت گزارشگر ویژه با ۲۲رأی مثبت تصویب شد.
در قطعنامه شورای حقوق‌بشر از جمله آمده است: این شورا تصمیم می‌گیرد که مأموریت گزارشگر ویژه را در یک بازه زمانی یک ساله تمدید کند و درخواست می‌کند که گزارشگر ویژه گزارشی در مورد اجرای مأموریت را به شورای حقوق‌بشر و به مجمع عمومی ارائه دهد.
شورای حقوق‌بشر روزهای گذشته در پیش‌نویس قطعنامه‌یی خواستار تمدید یک ساله گزارشگر ویژه وضعیت حقوق‌بشر در ایران شد.
در پیش‌نویس قطعنامه شورای حقوق‌بشر که توسط کشورهای آلبانی، استرالیا، اتریش، بلژیک، بلغارستان، کانادا، کرواسی، قبرس، چک، دانمارک، استونی، فنلاند، فرانسه، آلمان، ایسلند، ایرلند، اسرائیل، ایتالیا، لتونی، لیختن اشتاین، لتوانی، لوگزامبورگ، مالتا، موناکو، مونته نگرو، هلند، مقدونیه شمالی، نروژ، لهستان، پرتغال، جمهوری ملداوی، رومانی، اسلوواکی، اسلووانی، اسپانیا، سوئد، انگستان، ایرلند شمالی نوشته شده آمده بود:
با استقبال از گزارش و توصیه‌های گزارشگر ویژه وضعیت حقوق‌بشر در امور ایران ارائه شده به شورای حقوق‌بشر و با ابراز نگرانی جدی نسبت به تحولات اشاره شده در این گزارش و ندادن اجازه دسترسی به گزارشگر ویژه برای سفر به ایران، این شورا تصمیم می‌گیرد.
تصمیم می‌گیرد که مأموریت گزارشگر ویژه وضعیت حقوق‌بشر در جمهوری اسلامی را به مدت یک بازه زمانی یک ساله دیگر تمدید کند و درخواست می‌کند که گزارشگر ویژه گزارشی در مورد اجرای مأموریت را به شورای حقوق‌بشر در چهل و سومین اجلاس و به مجمع عمومی در اجلاس هفتاد و چهارم ارائه دهد.
به رژیم ایران فراخوان می‌دهد که با گزارشگر ویژه همکاری کامل را مبذول بدارد و اجازه دسترسی و دیدار از کشور را بدهد و همه اطلاعات ضروری برای ممکن کردن انجام مأموریت را ارائه دهد؛
از دبیرکل سازمان ملل درخواست می‌کند که به گزارشگر ویژه منابع ضروری برای انجام مأموریت را بدهد.
لازم به یادآوری است که جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق‌بشر ایران روز دوشنبه ۲۰اسفند۹۷در جلسه شورای حقوق‌بشر در ژنو در مورد وضعیت حقوق‌بشر در ایران تحت حاکمیت آخوندها گفت:‌ در این ایام، مردم ایران با چالشهای گوناگونی مواجه هستند. بسیاری از مردم نگرانی‌هایشان را از طریق اعتراضات، تظاهرات، و اعتصابها ابراز کرده‌اند.
همچنین گزارشگر پیشین حقوق بشر ایران خانم عاصمه جهانگیر در گزارش خود به قتل‌عام۶۷ پرداخته بود. عاصمه جهانگیر در گزارش خود خواستار تحقیق درباره قتل عام سی هزار زندانی سیاسی در سال۱۳۶۷ شده بود.

چهلمین اجلاس شورای حقوق‌ بشر درباره قتل‌عام۶۷ و حقوق‌ بشرایران

چهلمین اجلاس شورای حقوق‌ بشر درباره قتل‌عام۶۷ و حقوق‌ بشرایران

چهلمین اجلاس شورای حقوق‌ بشر درباره قتل‌عام۶۷ و حقوق‌ بشرایران

در چهلمین اجلاس شورای حقوق‌بشر، نمایندگان سازمانهای غیردولتی به سخنرانی پرداختند. از جمله انجمن بین‌المللی برابری زنان و انجمن بین‌المللی حقوق‌بشر زنان، طی سخنانی، اقدامات سرکوبگرانه و تبعیض‌آمیز رژیم علیه زنان و نقض حقوق کودکان و همچنین دستگیری و اعدام کودکان و نوجوانان قبل از رسیدن به سن قانونی را تشریح کردند و از شورای حقوق‌بشر سازمان ملل خواستار اقدامات فوری برای جلوگیری از این اقدامات رژیم آخوندی شدند.
در قسمتی از این اجلاس، موضوع قتل‌عام۶۷ مورد بحث قرار گرفت.
هنریک هرمانسون، نماینده فرانس لیبرته ( بنیاد دانیل میتران) درباره انتخاب آخوند جلاد رئیسی گفت:
جمهوری اسلامی ایران بتازگی یک رئیس جدید قوه قضاییه به‌نام ابراهیم رئیسی را به این سمت منصوب کرد. قبل از این انتصاب، ابراهیم رئیسی یکی از بزرگترین مجرمان جنایت در قرن بیستم محسوب می‌شد. وی از دست‌اندر کاران قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸ است.
در جریان این قتل‌عام، رئیسی معاون دادستان تهران بود و شخصاً دستور دستگیری، شکنجه و اعدام اعضای گروه‌های سیاسی را صادر می‌نمود. رئیسی نقش بسیار مشابهی در سرکوب سال ۲۰۰۹ معترضان در ایران ایفا کرده است. به‌عنوان عضو کمیته مرگ تهران وی از زندانیان سیاسی میپرسید که آیا حاضرند برای جمهوری اسلامی بر روی مین بروند و یا یکی از اعضای گروه سیاسی خود را اعدام کنند؟ اگر زندانی به هر یک از این سؤالها پاسخ منفی می‌داد فوراً اعدام می‌شد.
رئیسی به نقش خود در این جنایت علیه بشریت افتخار می‌کند وی تاکنون چندین بار علناً به این موضوع اذعان کرده است. رئیسی تجسم مبری بودن از مجازات ناقضین حقوق‌بشر در ایران است. وزیر دادگستری پیشین و دو وزیر دادگستری قبل از وی نیز شخصاً در قتل‌عام سال ۱۹۸۸ شرکت داشتند. انتصاب جنایتکارانی مانند رئیسی به این منصب تضمین عدم رسیدگی به این جنایات در ایران است و تکرار مجدد آن در آینده را تضمین می‌کند.
ما از شورا می‌خواهیم تا به توصیه گزارشگر ویژه حقوق‌بشر در رابطه با ایران مرحوم خانم جهانگیر در رابطه با کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸ توجه کرده و تحقیقات مستقل بین‌المللی را در این رابطه آغاز کند.
با تشکر

سعیده مستوفیان نیز گفت:
با تشکر از آقای رئیس
وضعیت حقوق زنان در ایران در چند دهه گذشته وحشت‌آور بوده است و نشانه‌هایی از پیشرفت وجود ندارد. قوانین علیه زنان باقی مانده‌اند. شکنجه، تجاوز و اعدام به‌طور معمول در جریان است و سیستم قضایی از ناقضان حقوق‌بشر محافظت می‌کند.
انتصاب ابراهیم رئیسی به‌عنوان رئیس قوه قضاییه در ایران بیانگر عدم تعهد به تغییر است. این فرد شخصاً در دهه ۶۰ دستور اعدامهای دسته‌جمعی زندانیان سیاسی را صادر کرده است.
قتل‌عام سال ۱۳۶۷ توسط حکم خمینی، ولی‌فقیه پیشین رژیم ایران، رسمیت یافت. این امر به اعدام بیش از سی هزار زندانی سیاسی منجر شد. سازمان عفو بین‌الملل اخیراً گزارشی با شواهد جدید و برجسته‌یی در رابطه با قتلهای ۱۳۶۷ منتشر کرده است و این‌که چگونه ابراهیم رئیسی نقش اساسی در دستگیریها، شکنجه و اعدام اعضای گروه‌های سیاسی ایفا کرد.
ایرانیان و به‌ویژه خانواده‌های زندانیان سیاسی می‌ترسند که با این انتصاب سناریو فاجعه‌بار ۱۳۶۷ تکرار شود.
بنابراین ما از گزارشگر ویژه حقوق‌بشر در ایران می‌خواهیم که تحقیق مستقل و بین‌المللی را درباره کشتار زندانیان در ایران در سال ۱۳۶۷ آغاز کند.

گل‌گذاری و تجدید عهد با شهدای راه آزادی و سربه‌داران قتل‌عام۶۷

گل‌گذاری و تجدید عهد با شهدای راه آزادی و سربه‌داران قتل‌عام۶۷

جمعی از خانواده ها و هواداران مجاهدین در آخرین پنجشنبه سال و در آستانه سال نو بر مزار شهیدان راه آزادی حاضر شدند.

آنها با گل‌گذاری بر مزار شهیدان راه آزادی و مزار خاوران که نماد جاودان سی هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ است همچنین با زیارت بهشت زهرا و مزار شهیدان در سایر شهرهای میهن درآستانه سال نو با این شهیدان تجدید عهد کردند.

درگذشت مادر تبریزی؛ رقیه آرملو مادر مجاهدشهید یوسف سعادتی

درگذشت مادر تبریزی؛ رقیه آرملو مادر مجاهدشهید یوسف سعادتی

درگذشت مادر تبریزی؛ رقیه آرملو مادر مجاهدشهید یوسف سعادتی

مطلع شدیم مادر تبریزی؛ رقیه آرملو مادر میلیشیای قهرمان یوسف سعادتی، نخستین شهید سازمان مجاهدین در فاز سیاسی (یوسف سعادتی در ۱۶ سالگی به دست چماقداران خمینی به شهادت رسید) دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست.
مادر تبریزی از اوایل فاز سیاسی فعالیتهای خودش را با سازمان شروع کرد و در تبریز کمتر کسی بود که مادر را نشناسد.
در اوایل فاز نظامی مادر تبریزی به‌عنوان پیک سازمان امکانات و تجهیزات مورد نیاز سازمان را زیر چادرش جابجا می‌کرد، تا اینکه یکبار هم دستگیر شد و سه ماه زیر شکنجه های رژیم بود.
در زندان تبریز مادر تبریزی هم سلولی مجاهد قهرمان شهید ثریا ابوالفتحی بود که شب اعدامش را در کنار مادر سپری کرده بود. مادر بعد از خروج از زندان وصیت نامه ثریای قهرمان را با خود به خارج از زندان و در نهایت به دست سازمان رساند.
بخشی از فعالیتها وفداکاریهای مادر تبریزی و فرزند شهیدش را می‌توان در نشریه مجاهد شماره ۱۰۱ بتاریخ ۲۵ آذر ۱۳۵۹ مطالعه کرد.
سایت جنبش دادخواهی ضمن تسلیت به خانواده سعادتی و مردم تبریز، یاد و خاطره مادر قهرمان و شهیدان زندان تبریز را گرامی می‌دارد.

رئیسی عضو هیأت مرگ قتل‌عام۶۷ را بشناسید

رئیسی عضو هیأت مرگ قتل‌عام۶۷ را بشناسید

رئیسی: حکم قطع دست از افتخارات بزرگ ماست (۴آبان ۸۹)​​​

****

آخوند ابراهیم رئیسی پس از روزها و هفته‌ها معرفی قطره‌چکانی برای منصب قوه قضاییه رژیم (به‌علت منفوریت فوق‌العاده‌اش در نزد مردم ایران) سرانجام در روز ۱۶اسفند ۹۷رسماً از سوی آخوند علی خامنه‌ای ولی‌فقیه درهم شکسته نظام به این سمت منصوب شد،‌ در نزد عموم مردم ایران به‌خاطر شرکت در بزرگترین قتل‌عام پس از جنگ جهانی دوم، یعنی قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷به جلاد و جنایتکار معروف است.

رئیسی که تا پیش از تصاحب کرسی قضاییه، دادستان کل ویژه روحانیت، تولیت آستان قدس رضوی و عضو هیأت‌رئیسه مجلس خبرگان ارتجاع بود، در انتخابات ریاست‌جمهوری نظام در سال ۹۶از سوی باند خامنه‌ای کاندیدا شد ولی در اثر افشاگریهای بی‌امان و نفس‌گیر مقاومت و سازمان مجاهدین به‌خاطر حضور در هیأت آمران و عاملان کشتار و قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی (معروف به هیأت مرگ)، به یک مهره و کاندید سوخته تبدیل شد و خامنه‌ای نتوانست مهندسی خود را در روی کار آوردن او به‌عنوان ریاست‌جمهوری ارتجاع پیش ببرد.

ابراهیم رئیسی کیست؟

آخوند «ابراهیم رئیس‌الساداتی» معروف به ابراهیم رئیسی در سال ۱۳۳۹در محله نوغان مشهد به دنیا آمد. بعد از اتمام دورهٔ ابتدایی به حوزه علمیه‌ (جهلیه) مشهد می‌رود. در واقع تحصیلات غیرحوزوی او فقط تا مقطع ششم ابتدایی است. سپس در ۱۵سالگی از حوزه علمیه‌ مشهد به حوزه علمیه‌ قم فرستاده می‌شود.
سایت حکومتی آستان نیوز ۱۷ اسفند ۹۵در مورد زندگینامه‌ٔ رئیسی می‌نویسد: «…پس از پیروزی انقلاب، بهشتی بر آن شد تا با هدف کادرسازی برای تأمین نیازهای مدیریتی نظام، یک دوره آموزشی برای حدود ۷۰نفر از طلاب قم که آنها را برای به دوش کشیدن بار مسئولیت‌های مختلف در کشور مناسب تشخیص داده بود، برگزار و آنها را برای پذیرش این مسئولیتها آماده کند؛ رئیسی یکی از این طلاب برگزیده بود». مدرسه حقانی همان مدرسه‌یی است که توسط آخوندهای دژخیمی مثل بهشتی، مشکینی، قدوسی و مصباح یزدی تأسیس شد و شاگردانش پس از انقلاب ۱۳۵۷ به مدیریت ارشد دستگاههای قضایی، اطلاعاتی و امنیتی رژیم آخوندی درآمدند. رئیسی با دژخیمانی چون آخوند فلاحیان، آخوند روح‌الله حسینیان، آخوند مصطفی پورمحمدی و… سایر جانیان هم‌کلاس بوده است.
آخوند رئیسی در هنگام انقلاب ضدسلطنتی سال۵۷، هجده ساله بود. مطالعه و بررسی سوابق وی، حتی روایتهایی که در حمد و ثنای وی نوشته شده حاکی از آن است که او در دوران اوج تحرکات انقلابیون علیه نظام ستمشاهی در دهه ۱۳۵۰ فعالیت چندانی جز حضور در برخی تجمع‌ها نداشت و تنها در شهرهای مشهد و قم با برخی آخوندها نشست و برخاست داشت.
بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ اما ابراهیم رئیسی، مسیر متفاوتی را از سر گذراند و خیلی زود در مسیر نزدیکی هر چه بیشتر به هسته اصلی قدرت و ماشین سرکوب در نظام تازه‌تأسیس دیکتاتوری دینی قرار گرفت.
او در نخستین روزهای استقرار رژیم پلید خمینی با دعوت آخوند هادی مروی، نماینده خمینی در شهر مسجدسلیمان، عازم این شهر شد و ارتباط وی با مجموعه دادسرای ارتجاع هم از همان‌جا آغاز شد.
سایت آستان نیوز در این رابطه می‌نویسد: «در روزهای اول استقرار نظام، هم‌چون برخی مناطق مرزی در کشور، اخبار خوبی از شهر مسجد سلیمان که پایگاه گروه‌های چپ و مارکسیست بود به گوش نمی‌رسید. این‌گونه شد که حضرت امام برای ساماندهی اوضاع، آیت‌الله شیخ هادی مروی را به‌عنوان نماینده خود در این شهر منصوب فرمودند. به این ترتیب رئیسی به دعوت آن مرحوم، برای کمک در کارِ فرهنگی و اداره شهر همراه با گروهی از طلاب به مسجدسلیمان رفت و کلید ارتباط ایشان با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همان‌جا زده شد». (همان منبع)
یک‌سال بعد آخوند رئیسی پس از برگشت از سرکوب و قلع و قمع مسجد سلیمان، در حالی‌که ۱۹سال بیش نداشت، به‌عنوان دادیار به دادستانی کرج فرستاده می‌شود که کارش در آنجا اساساً بازجویی بود. دادستان انقلاب وقت، آخوند جنایتکار قدوسی، رئیسی را در آستانه‌ٔ ۲۰سالگی به‌عنوان دادستان کرج منصوب می‌کند. پس از چند ماه و بعد از به ثبت رسیدن جنایات بیشمارش در کرج، به‌صورت هم‌زمان و با حفظ سمت، به‌عنوان “دادستان همدان ”نیز منصوب می‌شود. او با توجه به فاصله حدوداًً ۳۴۰کیلومتری این دو شهر، نیمی از هفته را در کرج و نیم دیگر را در همدان به‌سر می‌برد تا این‌که بعد از چهار ماه از کرج دل می‌کند و به‌طور کامل در همدان مستقر می‌شود.
آخوند رئیسی تا سال ۱۳۶۳در دادستانی همدانی به سرکوب ادامه می‌دهد. بعد از کنار گذاشته شدن دژخیم لاجوردی از دادستانی انقلاب مرکز، و انتصاب آخوند رازینی به این سمت، وی رئیسی را به معاونت دادستان انقلاب مرکز می‌گمارد.
آن موقع دادستانی ارتجاع مرکز سه معاونت داشت: معاونت اقتصادی، معاونت قاچاق مواد مخدر و معاونت به‌اصطلاح گروهکی. رئیسی که آن موقع ۲۴ساله بود به‌ریاست معاونت موسوم به گروهکی می‌رسد. در طول دهه شصت و از جمله در کشتارهای تابستان ۶۷ و در هیأتهای مرگ سال ۶۷در زندانها، رئیسی با همین سمت جانشین دادستان انقلاب در اعدام زندانیان شرکت می‌کند.

هیأت مرگ

در تابستان ۱۳۶۷و به‌دنبال فرمان خمینی دجال، بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی مجاهد و آزادیخواه در زندانهای اوین تهران، گوهردشت کرج و سایر زندانهای رژیم آخوندی اعدام شدند. آخوند ابراهیم رئیسی که در آن زمان جانشین دادستان تهران بود، همراه با آخوند حسین‌علی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران)، آخوند مصطفی پورمحمدی (معاون و نماینده وزارت اطلاعات) و اسماعیل شوشتری (رئیس سازمان اداره زندانها) اعضای کمیته‌ی‌ مرکزی تصمیم‌گیرنده در خصوص این اعدامها موسوم به«هیأت مرگ» بودند. این هیأت از سوی خمینی دجال مأموریت یافته بود تا تکلیف آن دسته از زندانیان سیاسی را که هم‌چنان استوار و پایدار و «سر موضع» بودند، روشن کند.

متن فرمان خمینی ( در این صفحه خوانده شود)

در ۱۹مرداد ۱۳۹۵احمد منتظری، فرزند بزرگ آقای حسینعلی منتظری نوار جلسه مورخ ۲۴مرداد سال ۱۳۶۷پدرش با “هیأت مرگ ”را بر روی وب‌سایت آیت‌الله قرار داد. آقای منتظری در این دیدار ضمن انتقاد شدید از اعدام‌ها، خطاب به هیأت مرگ می‌گوید: «تاریخ ما را محکوم خواهد کرد و نام شما را به‌عنوان ” جنایتکاران تاریخ“ ثبت خواهد کرد».
آقای منتظری در این فایل می‌گوید: «اول محرم شد؛ من آقای نیری، آقای اشراقی، آقای رئیسی و آقای پورمحمدی را خواستم و گفتم: ”الان محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگهدارید“؛ آقای نیری گفت: ”ما تا الآن ۷۵۰نفر را در تهران اعدام کرده‌ایم، دویست نفر را هم به‌عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده‌ایم، کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید“.» (فایل صوتی منتشر شده در ۱۹مرداد ۹۵)
به این ترتیب، آخوند رئیسی که از ۱۸سالگی در ماشین کشتار رژیم پلید خمینی قرار گرفته بود، در ۲۸سالگی آستین‌ها را بالا زد و به‌عنوان یکی از اعضای ”هیأت مرگ“، یکی از اصلی‌ترین نقش‌ها را در حمام خون فاشیسم دینی نظام آخوندی برعهده گرفت. برخی از بازماندگان آن اعدامها روایت کرده‌اند که آخوند رئیسی را در راهروها و شکنجه‌گاههای زندان دیده‌اند که بدون عبا و عمامه، با لباس راحتی، به کارهای مربوط به اعدامها می‌پرداخت.
آخوند ابراهیم رئیسی که در جریان قتل‌عام ۶۷بی‌رحمی خود را به ثبوت رسانده و اعتماد ویژه خمینی را به دست آورده بود، پس از فارغ شدن از این کشتار با دریافت احکام پی‌درپی از سوی خمینی مورد قدردانی ویژه او قرار گرفت.
خمینی دجال در ۱۱دیماه ۱۳۶۷پس از اشراف بر شقاوت و سرسپردگی ابراهیم رئیسی که آن موقع به‌لحاظ رسمی معاون دادستان انقلاب تهران بود، او را برای یک هیأت دو نفره در کنار آخوند نیری انتخاب می‌کند. این دو نفر مأموریت می‌یابند تا «فارغ از پیچ‌ و خم‌های اداری» به سرعت احکام اعدام و بریدن دست و پا را به‌منظور ایجاد سرکوب و اختناق در کشور صادر کنند.
«جناب حجت الاسلام آقای نیری- دامت افاضاته از آنجا که گزارشات متعددی در مورد ضعف دستگاه قضایی به اینجانب رسیده است، و مردم شریف و متعهد ایران انتظار برخورد جدی‌تری با مسائل مختلف را دارند، به جنابعالی و حجت الاسلام آقای رئیسی مأموریت قضایی داده می‌شود تا نسبت به گزارشات شهرهای سمنان، سیرجان، اسلام‌آباد و درود رسیدگی نموده و فارغ از پیچ و خمهای اداری با دقت و سرعت آنچه حکم خداست در موارد مذکور اجرا نمایید… والسلام.
۱۱دیماه ۱۳۶۷- روح الله الموسوی الخمینی» (صحیفه‌ٔ نور جلد ۱۷و ۲۱)
خمینی که شقاوت و بیرحمی دستگاه قضایی نظام را که به‌تازگی از کشتار زندانیان سیاسی فارغ شده بود، هنوز کافی نمی‌دانست، ضمن ابراز تعجب از رکود و کم‌کاری مقامات قضایی، دو هفته پس از صدور حکم بالا، نیری و آخوند رئیسی را مأمور می‌کند تا به صدور احکام قرون‌وسطایی سرعت ببخشند.
«بسم الله الرحمن الرحیم از آنجا که مقامات بالای قضایی کشور هیچ‌گونه حساسیتی در مورد مسائل تکان‌دهنده فوق ندارند، به حجت الاسلام آقایان نیری و رئیسی، مأموریت داده می‌شود که طبق آنچه تشخیص می‌دهند، در چهارچوب اسلام عزیز، در موارد مذکور اقدام نمایند. باعث تعجب است که در نظام اسلامی چنین حوادثی اتفاق می‌افتد؛ ولی با کمال خونسردی اجرای احکام خدا تعطیل و کارهای دیگر بر کار قضایی رجحان پیدا می‌کند».
۲۳/۱۰/۶۷- روح الله الموسوی الخمینی» (همان منابع)

آخوند موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضایی رژیم، که بعد از نامه‌ٔ خمینی به رئیسی و نیری موقعیت خود را در خطر می‌دید، چون خمینی در پیامش به رئیسی و نیری گفته بود که «مقامات بالای قضایی کشور هیچ‌گونه حساسیتی ندارند»، با دستپاچگی از به خطر افتادن کرسی خود، به سرعت به نماز جمعه تهران آمد و گفت:
«مشکلات دست و پاگیر سیستم قضایی مانع صدور احکام بود و اخیراً به حضرت امام اطلاع داده شد که صدور احکام به‌علت مشکلات دست و پاگیر به طول می‌انجامد. ایشان بذل توجه و عنایت فرمودند و با ارسال نامه‌یی تأکید کردند نباید اجرای احکام خدا به تأخیر بیافتد… تا امام این را فرمودند و ما احساس کردیم این اجازه را از طرف امام داریم… در عرض ۲۴ساعت حکم داده شد: ۴نفر اعدام شدند، ۲تا دست بریده شد، ۳نفر به زندان رفت… دفتر پیگیری شب و روز حاضر است و موضوعات را می‌توان با یک تلفن به اطلاع آنها رساند… فقط بگویید یک چنین قضیه‌ای اتفاق افتاده ما با استفاده از امر امام با ایجاد محاکم فوق‌العاده فوری در عرض ۳روز ۴روز ۵روز مسأله را خاتمه می‌دهیم». (موسوی اردبیلی – نماز جمعه ۳۰دیماه ۱۳۶۷)
خمینی یک روز پس از سخنرانی و اعلام موضع آخوند موسوی اردبیلی، در حکمی جدید به‌منظور گسترش اختیارات آخوند رئیسی به شورای عالی قضایی رژیم امر می‌کند که به‌منظور اجرای احکام اعدام، شلاق، بریدن دست و پا و… کلیه پرونده‌های راکد را به رئیسی و نیری بدهد تا هر چه زودتر متهمین به مجازات برسند.
بسمه تعالی – شورایعالی قضایی جمهوری اسلامی
«کلیه پرونده‌هایی که تاکنون در آن شورا با کمال تعجب راکد مانده است و اجرای حکم خدا تأخیر افتاده است در اختیار حجج اسلام آقایان نیری و رئیسی قرار دهید، تا هر چه زودتر حکم خدا را اجرا نمایند، که درنگ جایز نیست…» والسلام.
۱بهمن ۱۳۶۷- روح الله الموسوی الخمینی (همان منابع)
یک روز بعد در ۲بهمن ۱۳۶۷آخوند رئیسی و نیری از خمینی در زمینه‌ٔ حدود اختیاراتشان سؤال می‌کنند:
محضر… امام خمینی..
. با سپاس بیکران از درگاه احدیت که اینجانبان را مشمول عنایت آن امام عزیز و بزرگوار قرار داده تا در اجرای احکام و حدود الهی گامی برداریم، مستدعی است نظر مبارک را امر به ابلاغ فرمایید که دستور مورخ ۱/۱۱/۱۳۶۷آن حضرت (۱) اختصاص به اجرای حدود الهی دارد یا شامل احکام صادره در مورد قصاص نفس نیز می‌شود؟ ۲/۱۱/۶۷سیدابراهیم رئیسی – حسینعلی نیری
خمینی جلاد هم به سؤال رئیسی و نیری پاسخ می‌دهد و تأکید می‌کند که اختیار صدور حکم هم در حدود، هم در قصاص را دارند.

بسمه تعالی جناب حجتی الاسلام آقایان نیری و رئیسی آنچه را که به شما مأموریت دادم تا به پرونده‌هایی که در شورایعالی قضایی راکد مانده است پس از رسیدگی اجرا نمایید، در مورد حدود و قصاص است….
۲/۱۱/۶۷- روح الله الموسوی الخمینی (همان منابع)

آری، آخوند رئیسی به‌سادگی اعتماد شایستهٔ خمینی و در قدم بعد عنایت و توجه ویژه خامنه‌ای را به دست نیآورده است. مناصب قضایی رئیسی، کسی که تا مرفق دستش در خون آلوده است به ترتیب بازجو در دادسرای مسجد سلیمان، دادیار در دادستانی کرج، دادستان کرج، دادستان همدان، جانشین دادستان کل انقلاب تهران؛ و پس از قتل‌عام تابستان ۶۷، به ترتیب دادستان انقلاب تهران، رئیس بازرسی کل کشور، معاون اول قوه قضاییه، دادستان ویژه روحانیت، رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما و دادستان کل کشور بود.