خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

خاطره‌ای تکاندهنده از دفن شهیدان سربه‌دار۶۷ در گورستان تخت فولاد اصفهان

گورستانهای ایران طی یک سال اخیر مهر سکوت‌شان را شکسته‌اند و در افشای جنایتی که در قتل‌عام ۶۷رخ داده به شاهدان بی‌همتایی تبدیل گشته‌اند.
پس از گورستان خاوران که سمبل و نماد آن جنایت تاریخی لقب گرفته است نام گورستانهای بسیاری بر سر زبانها افتاد. گورستانهایی که محل دفن جمعی زندانیان سربدار قتل‌عام ۶۷بودند.
یکی از این گورستانهای خاموش، گورستان تخت فولاد اصفهان است که تازه لب به سخن گشوده است.

شاهدان جنایت این بار سه نوجوان بودند که در تاریکی رعب‌آور گورستان پنهان شده بودند و جنایت سبعانه پاسداران را به نظاره نشستند و اکنون پس از نزدیک به ۳۰سال خاموشی، در جنبش دادخواهی؛ دل به دریا زده و لب به سخن باز کردند:
اصفهان چهل گورستان دارد که قدیمیترین آن تخت فولاد است. مردم در تخت فولاد از سال ۶۲اجازه دفن اموات را نداشتند و رژیم فقط کشته‌های جنگ ضدمیهنی‌اش را در آن جا دفن می‌کرد. به همین دلیل این قبرستان خلوت بود و جای مناسبی برای به خاک سپردن زندانیان اعدام شده بود.
آنان نوجوانانی بیش نبودند و اصلاً در مورد قتل‌عام زندانیان چیزی نمی‌دانستند فقط شنیده بودند که شبها کسانی پیدا شدند که آدمهایی را در گورهای جمعی در این گورستان در خاک می‌کنند. آنان کنجکاو شدند:
وقتی در تاریکی وارد گورستان رعب انگیز شدیم انبوه چاله‌هایی که در مسیر تردد داخل قبرستان کنده بودند توجه مان را جلب کرد. در سکوت گورستان در گوشه‌یی نشستیم. حدود ساعت دو بعد از نیمه‌شب بود که چهار نیسان پاترول خاک آلود وارد گورستان شدند.
آنگاه سکوت گورستان زیر سایش چرخهای ۴پاترول سنگین از باری که حمل می‌کرد؛ شکست:
وحشتی عمیق بر گورستان مستولی بود. صدا صدای حرکت پاترولها بود. تنها حرکت آنها بود که سکوت رعب انگیز گورستان را میشکست. ناگهان یکی از پاترولها در مقابل چاله‌ای که تازه کنده شده بود ایستاد و چادر آن را کنار زدند.

قطعا آن نوجوانان در آن لحظه از کنجکاوی‌شان پشیمان شده بودند. قلب در سینه‌های کوچک شان به‌شدت می‌زد. راستی چه چیزی در حال وقوع است؟
وقتی چادر خودرو را برداشتند سه پاسدار به بالای پاترول پریدند. از دور مشخص بود ریش بلندی دارند. آنان بلا فاصله جنازه‌هایی را بی‌محابا و بی‌دقت به زمین انداختند . صدای برخورد سر و صورت جنازه‌ها به زمین شنیده می‌شد. ۴جنازه را به زمین انداختند . سپس آن سه مرد به زمین پریدند و به همان روشی که حیوان تلف شده را در گودال می‌اندازند پای اجساد را می‌گرفتند و به داخل چاله می‌انداختند .
دیدن آن صحنه‌ها برای نوجوانانی که نمی‌دانستند چه چیزی در حال وقوع است رعب انگیز بود و به کابوسی فراموشی ناپذیر تبدیل می‌شد:
پاسداران هیچ گفتگویی با هم نداشتند انگار از قبل قرارداد بسته بودند که کارها به‌صورت کارگردانی شده قبلی صورت گیرد. بدون گفتگوی سر صحنه… . آنان چهار نفر را بدون درنگ به چاله انداختند انگار خیلی تبحر در این کار داشتند و اتوماتیک وار چاله را پر کردند… .
نوجوانان ناباورانه به همدیگر نگاه کردند. حتماً یکی پیشنهاد کرد که برویم کافی است و شاید این حرف همه بود اما…
خودروها حالا به چاله دیگر رسیده بودند درست مثل مورد قبلی یک خورو ایستاد و آن سه مرد به بالا پریدند و… اما این بار در میان جنازه‌هایی که در خودرو بود جوان قد بلندی قرار داشت که پیراهن سبزرنگش درتابش مهتاب می‌درخشید. دو پاسدار جنازه این جوان را بلند کردند و با سر به زمین کوبیدند. گویی کینه‌یی حیوانی نسبت به این جوان در وجودشان موج می‌زد. صدای شکستن و خرد شدن جمجه‌اش در سکوت گورستان پیچید. وحشتی عجیب وجودمان را فرا گرفت و بی‌اختیار شروع به فرار کردیم.
آن نوجوانان در آن شب پر از کابوس ظاهراً از گورستان فرار کردند اما ۳۰سال است که هم‌چنان می‌گریزند. آنان با ۳۰سال گریز تلاش کردند تا نفهمند آن شب در گورستان چه گذشت. وحشت افکنی همان پاسداران حتی نگذاشت آنان متوجه شوند آن کشته‌های پشته شده در گورستان تخت فولاد؛ زندانیان سر بدار شده بودند. آنان حتی نفهمیدند این صحنه مکرر خاص اصفهان نبود بلکه در هر شهر ایران که می‌رفتی در هر گورستانی پاسداران تباهی چون کلاغان سیاهپوش به دفن شیراوژنان در زنجیر مشغول بودند…
اما امروز رازهای هولناک و پروحشت آن شبها و روزها گشوده می‌شود و در برابر قضاوت عموم مردم ایران قرار می‌گیرد.
زمین گنجینه‌های نابش را یکی یکی به تماشا می‌گذارد.
به به! چه زیبایی خیره کننده‌یی دارند گورستانهایی که به این گنجینه‌های ناب زیور یافته اند!
آن نوجوانان گریزپای دیروز اکنون دوباره به گورستان بازمی گردند و در بلوغ باورها و تجربه‌های هولناک در یک حاکمیت خونریز، روایتگر یک قتل‌عام می‌شوند…

ادعای علی رازینی درباره محاکمه زندانیان سیاسی در سال ۶۷

ادعای علی رازینی درباره محاکمه زندانیان سیاسی در سال ۶۷

علی رازینی که در زمان قتل عام سال ۶۷ رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح بود اخیراً در مصاحبه ای صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی که در حال گذراندن دوران محکومیت‌شان بودند و حکم آنها صادر شده بود را تأیید کرد.
جنایتی که سران قتل و اعدام یکی بعد از دیگری به آن اعتراف می‌کنند.

مرگ آخوند هاشمی شاهرودی قاتل هزاران زندانی سیاسی

مرگ آخوند هاشمی شاهرودی قاتل هزاران زندانی سیاسی

مرگ آخوند هاشمی شاهرودی قاتل هزاران زندانی سیاسی

خبرگزاریهای حکومتی دیروز دوشنبه ۳دیماه۹۷ از مرگ آخوند هاشمی شاهرودی رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام خبر دادند. آخوند شاهرودی به مدت ۱۰سال رئیس قضاییه خامنه‌ای، ارگان اعدام و شکنجه هزاران ایرانی بود.
آخوند شاهرودی در زمانی که ریاست قضاییه خامنه‌ای را برعهده داشت، در اعدام هزاران زندانی و شکنجه هزاران تن از جوانان، زنان و سایر اقشار مردم نقش مستقیم داشت.
آخوند شاهرودی اولین رئیس شبه‌نظامیان موسوم به «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» است، که توسط خمینی در سال ۱۳۶۱ در ایران تشکیل شد و خامنه‌ای اساسنامه آن را تنظیم کرده بود.
خامنه‌ای آخوند شاهرودی را به‌عنوان رئیس ارگان جدیدی به نام «هیأت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه» گماشت و عملاً به جای خودش وی را بالای سر سران سه قوه رژیم قرار داد.

درگذشت مجاهد قهرمان و پاکباز محمد سیدی کاشانی

درگذشت مجاهد قهرمان و پاکباز محمد سیدی کاشانی

درگذشت مجاهد قهرمان و پاکباز محمد سیدی کاشانی

 

مجاهد قهرمان و پاكباز محمد سيدی كاشانی، پس از ۵۳سال مجاهدت پيگير و مستمر در راه خدا و خلق، صبح چهارشنبه ۲۸آذر۹۷ در بيمارستان در آلبانی درگذشت و رستگار و جاودانه شد. Read More

فیلم کوتاهی به یاد قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی سال ۶۷

فیلم کوتاهی به یاد قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی سال ۶۷

برگزاری کنفرانس ویدئویی «نقض فزاینده حقوق بشر»
روز شنبه۲۴ آذر یک کنفرانس ویدئو سراسری با حضور مریم رجوی برگزار شد. در این کنفرانس جوامع ایرانی همزمان در بیش از ۴۰نقطه در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا شرکت داشتند.

Read More

وحشت ابراهیم رئیسی جلاد قتل عام سی هزار زندانی سیاسی

وحشت ابراهیم رئیسی جلاد قتل عام سی هزار زندانی سیاسی

وحشت ابراهیم رئیسی جلاد قتل عام سی هزار زندانی سیاسی

آخوند جلاد ابراهیم رئیسی از اعضای هیأت مرگ خمینی در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، با وحشت از جنبش دادخواهی و نفرت عمومی از وی و سایر جلادان هیأت مرگ، غیظ و سوزش رژیم جلادان را از هلاکت ۱۷هزار مهره و مزدور سرکوبگر برملا کرد و گفت: «جریان (مجاهدین) ۱۷۰۰۰نفر را ترور کرد. بسیاری از مقامات و ائمه جمعه تحت اقدامات آنها ترور شدند».
آخوند جلاد ابراهیم رئیسی با تأکید بر این‌که حکم قتل‌عام مجاهدین را خمینی صادر کرده، در واکنش به‌شدت نفرت عمومی و در هراس از محاکمه جلادان این نسل کشی گفت: «برخی می‌خواستند با بنده تسویه‌حساب کنند در صورتی که به حکم خمینی که مراجعه کنید نامی از من برده نشده است. آن زمان من معاون دادستان بودم ولی فرق معاون دادستان و قاضی را نمی‌دانند».
آخوند رئیسی با سوزوگداز از این‌که در اثر شعار نه جلاد نه شیاد در نمایش انتخابات، با شکست و انزجار عمومی روبه روشده است، خودش را با لودگی به تصفیه حساب با آخوند شیاد حسن روحانی پرداخت و گفت: «خدا رحم کرد که من رئیس جمهور نشدم، که دلار ۵هزار تومان شود»!
لازم به یادآوری است که آخوند جلاد ابراهیم رئیسی عضو هیأت مرگ در قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷، طی سخنانی در جمعی از عوامل رژیم در مشهد، روز ۱۱ اردیبهشت ۹۷، با ترس و وحشت از نفرت عمومی از وی و دیگر جلادان هیأت مرگ، تلاش کرد مسئولیت این جنایت بزرگ علیه بشریت را متوجه خمینی کند:
برخورد با جریان نفاق از اون برخوردهایی بوده که افتخارش مال امامه.
……اون مرد بزرگی بود که نفاق را تشخیص می‌داد اون روزی که خیلیها تشخیص نمی‌دادند. اون مردم بزرگی بود که خوب هشدار می‌داد اونوقتهایی که خیلیها متوجه نبودند داره در کشور چه میگذره.
…..ایشون پیشتاز این قضیه بودند. حالا شما ببینید شبهاتی که دارند توی اذهان در افکار ایجاد می‌کنند.

قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷

قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷

قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ مصاحبه علی صفوی با « صدای آزادی»
علی صفوی عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت طی مصاحبه‌یی با « صدای آزادی» درباره گوشه‌هایی از جنایتهای سازمان‌یافته در رژیم حاکم بر ایران صحبت کرد. وی درباره قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷و دلایل آن گفت: دراین قتل‌عام، کمیسیون سه نفره مرگ، قربانی را احضار می‌کرد و از او یک سؤال ساده می‌پرسید،‌آیا شما عضو سازمان مجاهدین خلق ایران هستید؟ اگر آنها می‌گفتند بله، حلق‌آویز می‌شدند.
صدای آزادی در مورد سی امین سالگرد قتل‌عام هزاران نفر در ایران در سال ۱۹۸۸از علی صفوی خواست تا دلایل این قتل‌عام را تشریح کند.
علی صفوی ، ضمن تشکر از اجرای این برنامه که افشا کننده جنایتهای وحشتناک رژیم ایران علیه بشریت است پاسخ داد: ۳۰هزار نفر قتل‌عام شدند. اگر به‌خاطر داشته باشید در سال ۱۳۶۷ ( ۱۹۸۸) بعد از یک جنگ نابود کننده و بیرحمانه میان ایران و عراق وجود داشت. در آنزمان رهبر عالی وقت ایران، خمینی بود که برای ۶سال به این جنگ ادامه داد، آنهم بعد از این‌که عراق از مرزهای ایران به مرزهای بین‌المللی عقب‌نشینی کرده بود و گفت که آماده یک راه‌حل مسالمت‌آمیز است ولی خمینی آن‌را نپذیرفت و علاوه بر آن چندین قطعنامه شورای امنیت از جمله قطعنامه ۵۹۸که خواستار آتش‌بس بود را رد کرد.
علی صفوی در تشریح یکی از دلایل این قتل‌عام به قدرت طلبیهای رژیم خمینی اشاره کرد و گفت: خمینی برای تحکیم قدرت به جنگ نیاز داشت و با شعار آزادی قدس از طریق کربلا به جنگ ادامه داد.
او افزود، در سال ۱۹۸۸رژیم خمینی در موقعیتی نبود که بتواند به جنگ ادامه دهد در نتیجه خمینی برخلاف مواضع پیشین خود که گفته بود تا آخرین خانه‌ای که در ایران سالم است جنگ را ادامه خواهد داد، تصمیم گرفت که آتش‌بس را بپذیرد و با زبان خود گفت جام‌زهر آتش‌بس را سرکشیده است. لذا این موضوع واکنش‌هایی را درپی داشت زیرا یک میلیون ایرانی جان خود را در این جنگ از دست داده بودند و بسیاری افراد جوان و دانش‌آموزان برای پاکسازی میادین مین مورد استفاده قرار گرفته بودند.
خمینی حدود ۴۵۰۰۰دانش‌آموز را به جبهه‌های جنگ برای پاکسازی میادین مین، بعنوان مین‌روب فرستاد که هیچگاه بازنگشتند. ۳۰۰۰شهر و روستای ایران نابود شدند و توسط رژیم ایران یک تریلیون دلار خسارت اقتصادی تحمیل شد فقط به‌خاطر آن که خمینی می‌خواست این جنگ ادامه پیدا کند تا او در قدرت بماند.
برای همین برای مقابله با واکنشهای مردم ایران در مورد دلایل این جنگ، خمینی و وزارت اطلاعات و قوه قضاییه آن تصمیم گرفتند تمامی زندانیان سیاسی را از بین ببرند و مهمترین نکته‌ای که باید به‌خاطر داشت این بود که اکثریت این زندانیان حدود ۹۵درصد آنان به اپوزیسیون اصلی ایران یعنی مجاهدین خلق ایران تعلق داشتند که در آمریکا به‌نام ام. ای.کی شناخته می‌شود.
آنها کسانی بودند که حکم داشتند ولی هیچ‌کدام حکم اعدام نگرفته بودند. بعضی از آنها در حال گذراندن دوره زندان خود بودند که البته در دادگاه‌های سرپایی و بدون حضور هیچ وکیلی محکوم شده بودند بدون این‌که پروسه قانونی را طی کرده باشند. برخی حتی دوران محکومیتشان تمام شده بود ولی خمینی یک فتوا یا یک فرمان مذهبی صادر کرد و گفت هر کسی که در موضع حمایت خود از سازمان مجاهدین خلق ایستاده باشد باید اعدام شود و گفت هر چه سریع‌تر این کار انجام شود و هیچ نرمشی در کار نباشد.
لذا آنچه اتفاق افتاد این بود آنها یک کمیسیون به‌اصطلاح عفو تشکیل دادند که در واقع کمیسیون مرگ بود. این کمیسیون که متشکل از یک نماینده از قوه قضاییه، یک نماینده از طرف زندان و دفتر دادستانی و یک نماینده از طرف وزارت اطلاعات بود قربانی را احضار می‌کرد و از او یک سؤال ساده می‌پرسید،‌آیا شما عضو سازمان مجاهدین خلق ایران هستید؟ اگر آنها می‌گفتند بله، حلق‌آویز می‌شدند.
۳۰هزار زندانی از زندانهای ایران در عرض چند ماه اعدام شدند و البته این داستان مخفی باقی ماند و تعداد معدودی در مورد آن اطلاع داشتند.
آیت‌الله حسین علی منتظری جانشین تعیین شده خمینی، که چند سال پیش درگذشت به این کشتارها اعتراض کرد و به خمینی نوشت« مردم به این کشتارها به‌عنوان بزرگترین جنایاتی که تحت حکومت جمهوری اسلامی انجام شده نگاه می‌کنند و خمینی را به‌عنوان فردی جنایتکار و وحشی خواهند دید ». به همین دلیل خمینی او را از موضع جانشین تعیین شده برکنار کرد.
چند سال پیش یک نوار صوتی از ملاقاتی که منتطری با اعضای این کمیسیون مرگ داشت توسط پسر او منتشر شد. عده‌یی آن‌را به جعبه سیاه هواپیماهای سقوط کرده تشبیه کردند. اعضای این کمیسیون مرگ در مورد این‌که چگونه تمامی این افراد را اعدام کرده بودند صحبت می‌کردند و از منتظری برای اعدام ۲۰۰نفر دیگر اجازه می‌خواستند که البته او به آنها اجازه این کار را نداد و گفت شما نوجوانان ۱۵ساله و زنان باردار را اعدام کرده‌اید. هیچ‌کدام آنها مستحق مرگ نبوده‌اند و تاریخ در این موضوع از شما به بدی قضاوت خواهد کرد.
علی صفوی در ارتباط با اقدامات مقاومت ایران در این رابطه ادامه می دهد: روشن است که چندین سال پیش یک کارزار مهم توسط خانم مریم رجوی رهبر اپوزیسیون ایران شروع شد که نام آن « عدالت برای قربانیان» بود و تلاشهای بسیاری در این باره انجام شد.
سال گذشته دفتر ما در واشنگتن کتابی تحت عنوان «ایران یا حکومت قاتلان» منتشر کرد که مقالات بسیاری در این باره در آن نوشته شده است. ما با نماینده ویژه ملل ‌متحد برای حقوق‌بشر در ایران صحبت کردیم و از او خواسته‌ایم که این موضوع را در سازمان ملل مطرح کند. آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل نیز در این باره صحبت کرد.
این یکی از داستانهای ناگفته بعد از جنگ جهانی دوم و احتمالاً بزرگترین جنایت علیه بشریت باشد که بعد از جنگ جهانی دوم رژیمی مرتکب آن شده باشد.
البته مسببین این جنایت بدون مجازات مانده‌اند. هیچکس نمی‌داند این زندانیان کجا دفن شده‌اند و بسیاری گورهای جمعی وجود دارد که خانواده‌ها می‌گویند متعلق به عزیزانشان است. هر چند که سازمان مجاهدین خلق ایران نیروی ویژه‌یی را برای دستیابی به خانواده‌ها تشکیل داده و قرار است طی ماههای آینده کتابی با ۵۰۰۰نام و عکسهای آنها منتشر شود، ولی تعداد آنها ۶برابر رقمی است که عفو بین‌الملل اعلام کرده است.
علی صفوی در قسمت دیگری از مصاحبه‌اش با «صدای آزادی» به‌علت مسکوت گذاشته شدن این جنایتها توسط جامعه جهانی اشاره کرد و گفت:
جای تأسف است که به‌خصوص کشورهای اروپایی و پیش از آنها دولت کلینتون و اوباما در تلاش برای تعامل با رژیم ایران دست به مماشات‌ زده به این رژیم امتیاز دادند و چشمان خود را به این جنایتها بستند، در نتیجه آخوندها فکر کردند می‌توانند این افراد را با داشتن مصونیت اعدام کنند.

قتل عام ۶۷ استمرار جنایت علیه بشریت

قتل عام ۶۷ استمرار جنایت علیه بشریت

قتل عام ۶۷ استمرار جنایت علیه بشریت

جنبش دادخواهی با انتشار گزارش ۲۰۰ صفحه ای عفو بین الملل بمناسبت سی امین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی اوج تازه ای گرفت.
گزارش عفو تحت عنوان «اسرار آغشته به خون چرا قتل عام زندانیان ۱۳۶۷ در ایران یک جنایت ادامه دار علیه بشریت است؟» تصریح می کند رژیم آخوندی در قتل عام زندانیان سیاسی و در تلاش برای انکار و تحریف حقیقت در این رابطه مرتکب جنایت علیه بشریت شده و ایجاد یک ساز و کار بین المللی از سوی سازمان ملل برای مجازات مسئولان این جنایت اهمیت حیاتی دارد.

بیانیه مطبوعاتی عفو بین الملل تحت عنوان «کشتار ۶۷ استمرار جنایت علیه بشریت توسط حکومت ایران» با عناوین زیر آغاز می شود:
ـ ناپدید کردن قهری و اعدام هزاران مخالف سیاسی طی روندی فراقضایی در زندانها در تابستان ۱۳۶۷
ـ تلاش مستمر حکومت ایران برای انکارو تحریف حقیقت و ادامه آزار و بدرفتاری با خانواده های قربانیان
ـ ضرورت انجام تحقیقات مستقل توسط سازمان ملل درباره ارتکاب جنایت علیه بشریت توسط مقامات رژیم ایران
ـ اعلام برخی از مقامهای بلندپایه که متهم به مشارکت در کشتارهای تابستان ۱۳۶۷ هستند.
بیانیه عفو بین الملل می افزاید امتناع رژیم ایران از به رسمیت شناختن این کشتار به این معنی ست که جرم ناپدید کردن قهری قربانیان همچنان ادامه دارد تا زمانیکه مقامات ایران از خود شفافیت نشان ندهند و به شکل علنی سرنوشت و محل دفن قربانیان را افشا نکنند همچنان به ارتکاب جنایت علیه بشریت ادامه می دهند.
در بیانیه مطبوعاتی عفو بین الملل خاطرنشان شده است اعدام های سال ۶۷ بر اساس فتوای خمینی و توسط هیأتهای مرگ که کمترین شباهتی به دادگاه نداشتند و در جلساتی بغایت کوتاه و خودسرانه صورت گرفت در اوایل مرداد ۱۳۶۷ مقامات رژیم ایران بدون ارائه هیچ توضیحی فعالیتهای معمول در زندانهای سراسر کشور را به حال تعلیق در آورده و ملاقات خانواده ها با زندانیان را قطع کردند در سراسر ایران مقامات، زندانیان را از بندهای خود خارج کرده و با چشمبند نزد کمیته هایی متشکل از حاکمان شرع، مقامات دادستانی، ماموران اطلاعات و مسئولان امور زندانها بردند.
بیانیه می افزاید این هیاتهای مرگ کمترین شباهتی به دادگاه نداشتند و روال کارشان بغایت کوتاه، سلیقه ای و خودسرانه بود زندانیان در هیچ مرحله ای امکان استیناف و درخواست اعاده دادرسی نداشتند
در این جلسات از زندانیان پرسیده می شد که آیا حاضر به ابراز ندامت از عقاید سیاسی خود، محکوم کردن علنی گروه سیاسی که به آن تعلق داشتند و ابراز وفاداری به جمهوری اسلامی هستند یا خیر همچنین سوالات سنگدلانه ای از این قبیل که آیا حاضر هستند با راه رفتن در میدان های مین به نیروهای نظامی کشور کمک کنند یا در جوخه های اعدام شرکت کنند؟ اکثریت قریب به اتفاق اعدام شدگان به دلیل عقاید سیاسی و فعالیتهای مسالمت آمیز مانند پخش نشریه و شرکت در تظاهرات به زندان افتاده بودند اکثر قربانیان وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران بودند اما صدها زندانی وابسته به سازمانهای چپ گرا و گروههای مخالف کرد هم در میان اعدام شدگان بودند.
بیانیه با اشاره به اینکه مسئولان کلیدی در قتل عام سال ۶۷ و اعضای هیأتهای مرگ هم اکنون در مواضع کلیدی مشغول به کار هستند از علیرضا آوایی وزیر فعلی دادگستری، حسینعلی نیری رئیس دادگاه عالی انتظامی قضات، ابراهیم رئیسی، مصطفی پورمحمدی نام برده و می نویسد: مصطفی پورمحمدی طی اظهاراتی در شهریور ۱۳۹۵با مباحات از نقش خود در این اعدامها یاد کرد و گفت ما افتخار می کنیم که دستور خدا را در رابطه با منافقین (اعضای سازمان مجاهدین خلق) اجرا کردیم او در ادامه اعلام کرد که در تمام این سالها حتی یک شب هم بخاطر این کشتارها بی خواب نشده است مقامات بالای رژیم همچنین در پاسخ به واکنش شدید افکار عمومی در برابر قتل عام به تحسین وقایع سال ۶۷ پرداختند و این تسویه خونین مخالفان سیاسی را مورد تجلیل قرار دادند و عاملان و آمران آن را شایسته دریافت مدال افتخار دانستند.
عفو بین الملل خاطرنشان می کند همه افرادی که در ارتکاب و پنهان نگه داشتن این جنایتها دست داشته اند باید پس از محاکمه های منصفانه و بدون توسل به حکم اعدام مورد مجازات قرار گیرند.
فیلیپ لوتر مدیر تحقیقات بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی عفو بین الملل خاطرنشان می کند با توجه به عدم وجود هرگونه چشم انداز برای دسترسی خانواده های قربانیان به عدالت از طریق نهادهای داخلی در کشور، اقدام از سوی سازمان ملل برای ایجاد یک ساز و کار بین المللی مستقل، بیطرفانه و موثر برای مجازات کردن مسئولان این جنایتهای نفرت انگیز اهمیت حیاتی‌تر پیدا می کند.
گزارش ۲۰۰ صفحه ای عفو در ۴ دسامبر با حضور کومینای دو دبیرکل این سازمان در لندن برگزار شد.
این گزارش هر چند از بابت آمار شهیدان مجاهد خلق و تاریخچه و فاکتها و سیر وقایع دارای کمبودها و نقایص جدی ست و حق مطلب را درباره مجاهدین و مواضع شهیدان ادا نمی کند اما در هر حال اوج تازه ای در جنبش دادخواهی محسوب می شود و نخستین بار است که یک سازمان معتبر بین المللی به صراحت اعلام می کند: سازمان ملل و جامعه بین المللی در حق خانواه های قربانیان و بازماندگان این کشتار به شدت قصور ورزیده اند قصور مجمع عمومی سازمان ملل در ارجاع دادن این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل، دست مقامات حکومت ایران را باز گذاشت تا به انکار حقیقت و تحمیل شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه و غیر انسانی بر خانواده های قربانیان ادامه دهند.