شاهدان قتل‌عام ۶۷ در کنفرانس دادخواهی قتل‌عام۶۷

شاهدان قتل‌عام ۶۷ در کنفرانس دادخواهی قتل‌عام۶۷

تعدادی از شاهدان قتل‌عام ۶۷ در کنفرانس دادخواهی قتل‌عام۶۷ گواهی خود را درباره این جنایت علیه بشریت بازگو کردند.

مجید صاحب‌جم از شاهدان جنایات رژیم در زندانها: به مدت ۱۷سال به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق در زندان بودم.
جنایت قتل عام سال ۶۷ در پنهانکاری و آماده سازیهای دو ساله توسط جنایتکارانی مثل نیری و رئیسی انجام شد.
به اصطلاح دادگاهها، یک تا دو دقیقه و حداکثر ۵ دقیقه طول می کشید.
در طول بازجوییها زندانیان شکنجه می شدند. من اسامی ۷۰نفر از آنها را می شناسم که بر عهد و پیمانشان تا به آخر و بر روی هویت مجاهدیشان تا آخر ایستادگی کردند.

مجید صاحب‌جم- شاهد قتل‌عام۶۷

هنگامه حاج حسن:

من هوادار سازمان بودم و در سال ۶۰دستگیر شدم. جرم ما رسیدگی به کسانی بود که توسط پاسداران مجروح شده بودند و به بیمارستانها منتقل شده بودند.

در سلولهای دربسته ۳نفره ۳۰نفر را جا می‌دادند. من ۷ماه در قفس بودم. سلولهای تخته‌ای که زندانی فقط می‌توانست در آن به‌حالت چمباتمه بنشیند. بر اثر این شکنجه کمرم طوری آسیب دید که بعد از ۵عمل جراحی هنوز بهبود پیدا نکردم. به هر بهانه‌یی شکنجه در انتظار زندانی بود. چشمهایمان همیشه بسته بود. یک بار با یک ضربه سنگین پرت می‌شدیم و به دیوار روبه‌رو برخورد می‌کردیم. ملاقاتهایمان قطع شده بود و خانواده‌های ما در همه زندانها به‌دنبال ما می‌گشتند. با پخش نوحه از بلندگوها با صدای بسیار بلند اجازه خواب به ما نمی‌دادند. آنها می‌خواستند با این شکنجه‌ها ما را بشکنند و به خیانت بکشانند.

تهمینه رستگار مقدم یک پرستار بود که با من دستگیر شده بود با برعهده گرفتن جرم من که حمل یک اطلاعیه مجاهدین بود اجازه نداد من اعدام بشوم و خودش اعدام شد.

همیشه با یادآوری برادر مسعود که با او عهد کرده بودم که تا آخر در رکاب او برای آزادی نبرد خواهم کرد انگیزه می‌گرفتم.

بعد دیدم که همه هم‌زنجیرانم همین کار را می‌کردند. البته همه آنهایی که می‌شناختم همه در قتل‌عام ۶۷ اعدام شدند.

هنگامه حاج‌حسن- شاهدان قتل‌عام۶۷

هما جابری از شاهدان جنایات رژیم در زندانها:

من در ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰ در ۱۸سالگی دستگیر و زندانی شدم. مدت ۵سال در زندان بودم. ما را با مشت و لگد و کابل می زدند و به زندانهای مخفی بردند.

به بازداشتگاهی که اسم آن را واحد مسکونی گذاشته بودند بردند. چند نفر شکنجه‌گر ساعتها ما را می‌زدند. لاجوردی به ما گفت اینجا برای شما جهنم است. من ۴۰روز در این زندان مخفی بودم. همه فرامین با کابل و مشت و لگد بود. حتی در زمان غذا خوردن با لگد مورد ضرب ‌و شتم قرار می گرفتیم و هر چه خورده بودیم را بالا می‌آوردیم.

بسیاری از افرادی که در آن واحد مسکونی بودند در قتل‌عام سال۶۷به‌شهادت رسیدند مثل شکر محمد زاده. اکنون ایمان دارم که با هدایت خواهر مریم و برادر مسعود می‌توانیم ایران را آزاد کنیم.

هما جابری- شاهدان قتل‌عام۶۷