دفاع آخوند روح الله حسینیان از قتل‌عام۶۷

دفاع آخوند روح الله حسینیان از قتل‌عام۶۷

دفاع آخوند روح الله حسینیان از قتل‌عام۶۷ در زمانی صورت می‌گیرد که نفرت اجتماعی با آمدن آخوند رئیسی در رأس قوه قضائیه نظام اوج تازه‌ای گرفته است.
حسینیان یکی از دژخیمان شقاوت پیشهٔ رژیم است که در سمتهای مختلف امنیتی و قضایی دست‌اندرکار مستقیم بسیاری از جنایتها علیه مجاهدین و مخالفان رژیم بوده است. او در یک مقطع به‌گفته خودش قائم‌مقام دادستان انقلاب در وزارت اطلاعات بوده، مدتی هم معاون وزارت اطلاعات بوده و در جریان قتلهای زنجیره‌یی دست داشته است. او خودش در یک مصاحبه گفته که من یک زمانی قاتل بودم. کلیشهٔ روزنامهٔ حکومتی موجود است در همان مصاحبه خودش اشاره می‌کند که در جریان عملیات فروغ جاویدان هم شرکت داشته و در یک مصاحبه دیگر با رسانه‌های رژیم صریحاً اعتراف کرده که من به اندازه موهای سرم آدم کشتم. او زمانی هم عضو مجلس ارتجاع بود. اما در حال حاضر رئیس مرکز موسوم به اسناد انقلاب اسلامی است.
حرف اصلی او در این مصاحبه توجیه قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان۶۷ و دفاع از جلادان و قاتلان ۶۷است. او در این مصاحبه تلاش می‌کند وانمود کند. مجاهدین زندانی در زندان قصد شورش داشتند ولی در همین مصاحبه هنگامی که مجری سؤال می‌کند که احکام اعدام شامل کسانی که بر سر موضع بودند می‌شد آیا اگر اینها اعدام نمی‌شدند واقعاً می‌توانستند کار جمهوری اسلامی را تمام بکنند؟ ناچار می‌شود به این سؤال جواب منفی بدهد.
حرف اصلی او در این مصاحبه توجیه قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ و دفاع از جلادان و قاتلان ۶۷است. او در این مصاحبه تلاش می‌کند وانمود کند مجاهدین زندانی در زندان قصد شورش داشتند ولی در همین مصاحبه هنگامی که مجری سؤال می‌کند که احکام اعدام شامل کسانی که بر سر موضع بودند می‌شد آیا اگر اینها اعدام نمی‌شدند واقعاً می‌توانستند کار جمهوری اسلامی را تمام بکنند؟ ناچار می‌شود به این سؤال جواب منفی بدهد.
حسینیان در این مصاحبه به کرات کسانی را که در درون رژیم قتل‌عام۶۷ را زیر سؤال می‌برند مورد حمله قرار داده و می‌گوید آنها موجودیت و زندگیشان را مدیون همین اعدامها هستند و اگر این اعدامها نبود نظام بر باد رفته بود. او در همین رابطه از رئیسی دفاع می‌کند و می‌گوید باید به او جایزه داد. زیرا حکم خمینی را اجرا کرده است.
آخوند حسینیان گفت:«یکی از ایراداتی که به آقای رئیسی می‌گرفتند این بود که آقای رئیسی مثلاً جزء این گروهی بوده که اعدام کردند…خب آقای رئیسی را باید جایزه داد! اولاً آقای رئیسی که از خانه صبح بلند نشده بیاید بیرون حکم صادر بکنه علیه مجاهدین! مسئول کشور امام تشخیص داده ایشون را حکم داده و یکی از مسئولان این کار قرار داده!مردم باید تشکر بکنند از آقای رئیسی نه انتقاد بکنند! خیلی از مسئولان جمهوری اسلامی به‌خاطر بی ترحمی این مجاهدین بشهادت رسیدند!»در قسمتی دیگر اضافه می‌کند : «رعب و وحشتی که این فضای سیاسی بر ما تحمیل شده که دشمن همین را می‌خواهد دشمن می‌خواهد ما از سوابق خودمان اظهار پشیمانی بکنیم، نه ما باید افتخار بکنیم ما برای نظام جمهوری!»
اکنون باید دید چرا پس از سی سال این موضوع را خود قاتلان مطرح می‌کنند؟ برای این است که هنوز این فضای برانگیخته علیه رژیم وجود دارد و سردمداران رژیم هر جا می‌روند حتی از جانب نیروهای خودشان مورد سؤال قرار می‌گیرند که حسینیان در همین مصاحبه بارها به آن اعتراف می‌کند.
از سوی دیگر با فراخوان مریم رجوی در سال ۹۵ جنبش دادخواهی هم در صحنه اجتماعی و هم در عرصهٔ جهانی وارد یک مرحله جدید شد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی: محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل‌عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل‌عام شدگان و افشای هویت یک به یک تصمیم‌گیرندگان و مجریان این کشتار بود.
البته رهبر مقاومت ایران، مسعود رجوی در همان سال ۶۷ طی تلگرامی به دبیرکل ملل ‌متحد وقوع کشتارهای جمعی در زندانهای رژیم را به اطلاع وی رسانده و خواستار دخالت سازمان ملل و مجامع بین‌المللی برای جلوگیری از این جنایت هولناک شده بود.

پیگیری مجاهدین و خانواده شهدای قتل‌عام در سطح داخلی و بین‌المللی باعث شد آن جنایت هرگز فراموش نشود تا جایی‌که کم‌کم مجامع معتبر جهانی نیز با فعالیت مجاهدین وارد پیگیریهای آن شدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *