به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید معصومه برازنده

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید معصومه برازنده

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید معصومه برازنده

 معصومه متولد سال۱۳۴۷ در گچساران (دوگنبدان) بود. دوره متوسطه را در دبیرستان پروین اعتصامی گچساران گذراند. پدرش اهل اصفهان بود و در گچساران مغازه كفاشی داشت. معصومه از اوایل انقلاب هوادار سازمان مجاهدین شد و روزبهروز بردامنه فعالیتهایش افزود.

او در سال۶۴ بهاتفاق دوتن از دوستانش، بهطور خودجوش، یكهسته مقاومت تشكیل داده بودند و برنامههای صدای مجاهد را ضبط و تكثير و پخش میكردند.

معصومه در ادامه فعالیتهای خود بهمنطقه مرزی رفت و خود را بهمجاهدین رساند و از نزدیك در روابط درونی آنان قرار گرفت. سپس این قاصدک رهایی بهعنوان پیك سازمان چندينبار بهداخل كشور بازگشت و نفراتی را همراه خود به مجاهدین رساند. آخرينبار گفت: «خیلی انگيزه دارم تا آخرین نفر را هم سالم به مجاهدین برسانم. حيف است این نسل از اين رهبری محروم باشد».

عاقبت در سال۶۶ هنگام ورود به ایران، در مرز با پاسداران رژیم درگیر، زخمی و دستگیر شد. مزدوران كه كینه شدیدی از او بهدل داشتند، او را بهزندان اوین بردند و تحت شكنجههای وحشیانه قرار دادند. يكی از كسانی كه در آن ایام معصومه را از نزدیك دیده، گزارش داده است: « صورت او را با اتو سوزانده بودند ۳ماه تمام زير وحشيانهترین شكنجهها قرار داشت. ناخنهایش را كشیدند و براثر ضربات كابل، انگشت كوچك پایش بهكلی منهدم شده بود. اما او با روحیهای رزمنده و مقاوم تمام شكنجهها را تحمل كرد». كسانی كه شاهد شكنجههای معصومه قهرمان بودهاند، تعریف میكنند كه او در زیر سختترین شكنجهها، بازجویان و شكنجهگران خود را مسخره میكرد. در گزارشی آمده است: «یكبار بازجویی از او پرسيد فلانی را میشناسی؟ معصومه پاسخ داد آری. بازجو گفت حتما از مجاهدین است. معصومه بلافاصله گفت خواهر تو را هم میشناسم مگر او هم از مجاهدین است؟ بازجو كه تیرش به سنگ خورده بود عقب نشست و دیگر چیزی نگفت».

شكنجههای وحشیانه درمورد معصومه تا آغاز قتلعامها ادامه یافت، طوريكه ديگر هيچجای بدنش سالم نمانده بود. پشت و كمرش سراسر از آثار ضربات كابل مجروح بود. دیگر قادر نبود روی پاهایش راه برود و با كمك دستهایش خود را اينسو و آنسو میكشاند.

عاقبت جلادان خمينی او را با قساوتی زياد در مردادماه سال۶۷ در میدان اصلی شهر گچساران بهدار آویختند. بر روی سينهاش تابلویی نصب كردند كه نوشته شده بود: «منافقی كه مأموريت بردن دیگران نزد رجوی را داشت».

یاد این قاصدک رهایی گرامی