به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید محمود حسنی‌یک‌کلام

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید محمود حسنی‌یک‌کلام

 به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهید محمود حسنی‌یک‌کلام

 

مجاهد شهيد محمود حسنی‌یک‌کلام، متولد سال۱۳۴۳ در شاهرود، دانشجوی سال دوم اقتصاد دانشگاه تهران بود.

محمود در سال۱۳۵۵ با جريانات سياسی مخالف شاه آشنا شد. سال۵۷ به هواداران مجاهدین پیوست و سال بعد فعالیت خود را با بخش دانشجویی دانشگاه تهران ادامه داد. او در تير سال۶۰ دستگیر و به ۱۰سال زندان محكوم شد. محمود از عناصر فعال زندان بود كه بهدلیل حافظه قوی و ذهن روشنش نزد سایر زندانيان به «آرشیو» سازمان معروف بود.

در یك گزارش ديگر آمده است: «در شهریور ماه سال۶۰ با محمود حسنییككلام در بندیك زندان اوین همسلول بودم. چندماهي بود دستگير شده بود و میگفت كه مادرش با لاجوردی نسبت فامیلی دارد. یكشب ساعت۸ شب محمود را صدا كرده، چشمبند زده و بردند. حدود ساعت ۹شب بود كه صدای تیراندازی اعدامهای جمعی و سپس تيرهای خلاص را شنیدیم. ساعت۱۰ محمود را، درحالیکه رنگپریده و بهشدت متشنج بود، بهسلول بازگردانيدند. میگفت مرا پیش لاجوردی بردند، بهمن گفت مادرت آزادی تو را از من درخواست كرده است. حالا من هم میخواهم تو را امتحان كنم. امشب كه قرار است تعدادی از مجاهدین اعدام شوند شرط آزادیت اين است كه در مراسم اعدام آنها شركت كرده و به آنها تير خلاص بزنی. محمود حاضر به چنين كاری نمیشود. لاجوردی میگوید پس معلوم میشود كماكان مجاهد هستی. بنابراین نمیتوانم تو را آزاد كنم.

در گزارشی پیرامون شهادت اين مجاهد پرشور و قهرمان آمده است: «او جزو اولين گروه ۶۰نفری از مجاهدينی بود كه در قتل عام۶۷ تیرباران شد. هنگامیكه او را برای تیرباران میبردند روحیهای بسیار بالا داشت و در حالیكه شعار میداد و سرود میخواند به طرف میدان تير برده شد. جلادان رژيم هنگام دادن خبر شهادت او بهخانوداهاش تهديد كرده بودند كه نبايستی برای مجلس ختم او تبلیغ كرده یا در روزنامه آگهی چاپ كنند. همچنین اجازه نداده بودند سخنران داشته باشند. اما در جلسه یادبود محمود تعداد زيادی از خانوادههای شهيدان و هواداران مجاهدين شركت كردند و این مراسم به یكبرنامه افشاگرانه علیه خمينی و جلادان و شكنجهگرانش تبديل شد».

«وقتی گذشتی از سيم خاردار» شعری است كه مجاهد شهید محمود حسنی (مسعود) در سال۶۶ هنگام شنيدن خبر پيوستن اولينسري از زندانيان آزادشده به ارتش آزادیبخش، سرود. از آنپس اين شعر در هر مراسم آزادی برای سایر زندانيان، خوانده میشد.

 «وقتی گذشتی از سيم خاردار»

 

 وقتی گذشتی از سيم خاردار،

از دیوار بلند،

روزی كه چون كبوتر بر اوج آسمان پر گشودی

يا همچون ماهی در بيكران دريای خلق رها شدی

از ياد مبر

گلهای سرخی را كه پشت ديوار

در انتظار بهار نشستهاند.

كبوتران خونينبالی كه

در آسمان اوين پرپر گشتند.

ماهيان كوچكی كه در آزادی دريا ره میسپارند

روزی كه بذر انتظار در باغچة خانهتان شكفت

و قناری ـ در قفس ـ

آواز زندگی سر داد

از ياد مبر

شقايقهای سرخی را

كه زير تازيانه باد سر خم نكردند.

مرغان عشقی كه هرگز براي صياد نخواندند.

وقتی كه شبهنگام

شهاب روشنی را در آسمان ديدی

از ياد مبر

شعلههای سركشی را

كه در شبهای سرد اوین خاموش گشتند.

آنگه كه بامدادان سرزد ستاره‌ای

با خود بخوان تفسير آيههای سرخی را كه

خواندند مرغان عشق در انتظار صبح.

هر لحظه كه قلب بزرگت با ياد ما تپید

اين را بدان كه خاطرت در قلب تودههاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *