به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

به یاد ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام۶۷ ـ مجاهد شهيد قاسم بستاكی

 مجاهد شهيد قاسم بستاكی از چهرههای محبوب ورزشی اراك بود. او هنگام دستگیری مربی كشتی نوجوانان استان مركزی و مربی كشتی كارخانه آلومنيمسازی بود.

پساز انقلاب ضدسلطنتی با مجاهدین آشنا شد و در راستای اين آشنایی با انجمن محلات اراك ارتباط برقرار كرد و بهفعاليت پرداخت. قاسم بستاکی در مهرسال۶۰ دستگیر شد.

در گزارشی درباره مقاومت مجاهد شهيد قاسم بستاكی در زندان آمده است: « قاسم مجاهدی هوشيار، سرزنده و پرشور بود، لحظات و امكانات را برای مقابله با دشمن شكار میكرد. او دوران بلاتكليفی خود را سپری میكرد، و معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظارش هست. طی همان چندروزی كه در زندان سپاه بودیم، بهرغم مخالفت رژيم، با جدیت زياد ورزش جمعی را دنبال میكرد و نسبتبه عواقب آن بیاعتنا بود».

در ادامة اين گزارش آمده است: «چندروز بعد ما را شبانه بهزندان دادستانی انتقال دادند. در زندان دادستانی اوضاع جور ديگري بود. زندانی میبايست بیهيچ چونوچرایی به شرايط موجود تن دهد. اعتراض ممنوع بود. اما قاسم بیاعتنا به تهديدها، در همان شب كه وارد زيرزمين شديم، تعادل دژخيمان را برهم زد و بخاطر ندادن پتو به زندانیان جدید دست به اعتراض زد. حضور قاسم جنبوجوش جديدي در ميان زندانيان بهوجود آورده بود. ورزش و خواندن سرودهای سازمان با جديت بيشتری دنبال میشد. او بااستفاده از يك راديو كوچك، صدای مجاهد را میگرفت و مطالب آنرا بهبقيه انتقال ميداد. هركاری را كه بهجمع زندانيان برمیگشت با عشق و علاقه دنبال میكرد. وقتی هم كاری نداشت، با شوخطبعی و برخوردهای صمیمی به پيوند بيشتر ميان زندانيان كمك میكرد.

قاسم كه همواره مترصد فرصت براي ضربه زدن بهرژيم آخوندی بود، در نوروز سال۶۲ موفق شد دو روز مرخصی بگيرد. او كه از قبل اطلاعات بيرون زندان را با پشتكار و تيزهوشی جمعآوري كرده و نسبت بهوضعيت بيرون زندان اشراف پيدا كرده بود، بلافاصله با يكهسته مقاومت تماس برقرار كرد. پساز اين، او چندبار ديگر هم موفق شد كه به بهانههای مختلف از زندان خارج شود. او در اين دوران اسامی شكنجهگران اراك را، كه بعدها در نشريه مجاهد بهچاپ رسيد، به بيرون انتقال داد».

رژيم كه تلاش میكرد از محبوبيت قاسم، بهعنوان قهرمان كشتی، براي سرپوشگذاشتن بر جنايتهايش استفاده كند، علاوه بر اينكه گاه به او مرخصی ميداد، در سال۶۳ مدت محكوميت او را از ۵سال به ۳سال تغيير داد. اما چندروز پساز اين حكم، و در شرايطی كه تنها كمتراز سهماه به پايان محكوميت او مانده بود، جريان تماسهای منظم او با هسته مقاومت لو رفت و او را بهزير وحشيانهترين شكنجهها بردند و چهارماه بهطور شبانهروزی از هيچ رذیلتی عليه او فروگذار نكردند.

پساز اين دوران، قاسم بهشدت ضعيف شده بود. اما با همين جسم ضعيف، وقتي دوباره بهبند بازگشت، چنان روحيه‌ای داشت كه گویی نهتنها شكنجههای دژخيمان او را از پای درنياورده، بلكه فعالتر از گذشته، وارد ميدان شده است: باز هم سرود، ورزش، خلاقيت و مقاومت.

قاسم چندروز بعد بهعنوان یكی از مسئولان تشكيلات زندان مورد محاكمه قرار گرفت و به ۱۰سال زندان محكوم شد. رئيس زندان قبلاز اين محاكمه او گفته بود: «فكر نكنيد كه شما ميمانيد تا خلق با دستهگل بيايد سراغتان». او نيز جواب داده بود: «ما حاضريم هروقت خلق با دستهگل آمد، ما را جزء شهدا ببيند».

سرانجام قاسم قهرمان در جريان قتلعامهای زندانيان سياسی در سال۶۷ به جوخه تيرباران سپرده شد.