مرداد ماه سال 67 در تاريخ زندان و زنداني در حكومت آخوند خميني از ياد نرفتنی است. از نخستين روزهاي اين ماه خميني به يكي از قجيع ترين جنايات ضد بشري خود يعني قتل عام زندانيان سياسي دست زد.

کتاب قتل عام زندانیان سیاسی

فتوای خمینی قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367

زمينه اين كشتار بي رحمانه كه يك توطئه سياه براي يك نسل كشي آشكار بود و به دستور خميني انجام گرفت از سالها قبل فراهم شده بود، از روزهاي نخستين مرداد ماه يك قتل عام سراسري از زندانيان سياسي به راه افتاد و تا چند ماه بعد ادامه يافت. هدف اصلي اين كشتار از بين بردن زندانيان مجاهدي بود كه طي ساليان با مقاومت قهرمانانه خود و تحمل سرفرازانه تمامي سختي‌ها وشكنجه‌هاي قرون وسطايي ماموران برگي زرين از مقاومت و فدا در تاريخ انقلاب نوين ميهنمان را رقم زده بودند. در اين ايام سياه هيات‌هاي مرگ خميني مركب از سرسپرده‌ترين عناصر وزارت اطلاعات، دادستاني وقت و مسئولان زندان‌ها با تمهيدات وتدابير شديد امنيتي، اجراي طرحي را كه سالها پيش در نظر داشتند و از چند ماه قبل از مرداد تداركش را ديده و مقدماتش را آماده كرده بودند به طور متمركز آغاز كردند. آنان دربه اصطلاح محاكمه‌يي كه چند دقيقه بيشتر به درازا نمكشيد حكم به دار آويختن مجاهدين اسير را صادر ميكردند.

اين كشتار فجيع و بي سابقه با حكم كتبي، دستورهاي روزانه و نظارت مستقيم شخص خميني صورت ميگرفت.

 

فتوای قتل‌عام زندانیان مجاهد توسط خمینی در سال ۱۳۶۷

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

از آن‌جا که منافقین (مجاهدین) خائن به‌هیچ‌وجه به ‌اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست، و به ‌اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند و باتوجه به ‌محارب‌بودن آنها‌ … و باتوجه به ‌ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه ‌آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی‌که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کـرده و می‌کنند، محارب و محکوم به ‌اعدام می‌باشند… رحم بر محاربین، ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید‌ناپذیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به ‌دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضع به‌عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند، سعی کنند ”اشداء علی‌الکفار“ باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی، نادیده‌گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد. والسلام

روح‌الله الموسوی الخمینی

زمينه قتل عام و زهر آتش بس

عفو بين الملل با استناد به گزارشهايي كه از زندانهاي مختلف در تمامي نقاط ايران از جمله رشت ، سنندج،مشهد، اصفهان و نقاط ديگر دريافت كرده بود همان زمان اعلام كرد «قتل عام زندانيان سياسي به هيچ وجه يك تصميم ناگهاني نبوده است كه در بالاترين سطح دولت مورد توافق قرار گرفته است». همه نشانه ها حاكي از اين است كه قتل عام زندانيان سياسي به هيچ وجه يك تصميم ناگهاني نبوده و همه چيز از قبل برنمه ريزي شده بود.
فروردين سال 67ييك از هواداران مجاهدين به نام مسعود مقبلي را از اوين به كميته مشترك ميبرند، در آن جا به وي تاكيد مي كنند كه «برو به بچه هايتان بگو ما براي سركوب خونين و تصفيه خونين مي آييم. حساب كارتان را بكنيد».
يكي ديگر از زندانيان گزارش كرده است:«قبل از آغاز قتل عام، هنگام جابه جايي بين آسايشگاه و بند، يكي از زندانيان عادي را مشغول جوش دادن لوبه هاي آهن ديدم او آهسته به من گفت: ” مواظب خودتان باشيد ما داريم چند سري از اين دارها ميسازيم كه هركدامش 5حلقه دارد“.»
نظيري همين گفته را مرتضوي رئيس زندان اوين به كرات تكرار كرده و به صورت علين تهديد كرده بود كه: «تمام زندانيان را خواهيم كشت».
در همين راستا در 19 بهمن سال 66 پاسداران به صورتي ناگهاني به بندها مي ريزند و الله اكبر گويان به ضرب و شتم زندانيان مي‌پردازند.
همه شواهد نشان ميدهد كه دست اندركاران زندان از مدتها قبل از پذيرش قطعنامه و جنگ 8 ساله همگي چشم به راه حكم خميني بودند و براي اجراي آن آماده مي شدند.
اولين علائم در نيمه دوم تير ماه و اوايل مرداد، هنگامي كه ملاقاتهاي خانوادگي زندانيان به صورتي ناگهاني قطع شد، به چشم خورد.
اين شروع اضطراب و سردگمي براي بستگان زندانيان بود. در داخل زندان، زندانبانان شايع مي‌كنند يك «هيأت عفو»تشكيل شده و براي بررسي وضعيت زندانيان جهت اعلام عفو عمومي با زندانيان برخورد و مصاحبه خواهد كرد.

هيأت مرگ قتل عام 1367

کمیسیون مرگ

تنها چند هفته پس از پایان جنگ هشت ساله خمینی طی نامه ای خواستار تشکیل یک هیات سه نفره (معروف به هیات مرگ) برای سرانجام دادن زندانیان سیاسی شد. «هیأت مرگ» یک شاخص بیشتر نداشت: اگرزندانی هویت خود را ”مجاهد“ اعلام می‌کرد، محاکمه در همین نقطه تمام بود و او را روان ميدان تير يا به چوبه‌ي دار ميفرستادند.
اين كميسيون متشكل بود از: حسينعلي نيري رئيس شعبه اول دادگاه تهران، مرتضي اشراقي دادستان تهران، اسماعيل شوشتري رئيس سازمان زندانها و يك نماينده وزارت اطلاعات.
علاوه بر افراد بالا در هر زندان رئيس يا شكنجه گران اصلي زندان حضور داشتند و فعالانه نظر ميدادند. افرادي همچون محمد مقيسه‌اي با نام مستعار ناصريان رئيس زندان گوهر دشت، حسين مرتضوي رئيس زندان اوين، در اين كميسيون بودند.
موسى واعظي با نام مستعار زماني از مسئولان وزارت اطلاعات، ابراهيم رئيس جانشين دادستان ، مجبتي حلوايي معاون امنيت رئيس زندان اوين، داوود لشكري معاون رئيس زندان گوهردشت به طور مستقيم در تصميم گريي براي اين كه چه كساني را از دم تيغ بگذارنند نقش فعال داشتند.
از روز 5مرداد 67، ماشین کشتار جمعي، بی‌وقفه کار خود را شروع کرد. «هیأت مرگ» که به‌نام «هیأت عفو» وارد زندانها شده بود و نتیجه کارش را مستقیم به خمینی ارائه میکرد، در نزدیکترین نقطه به ‌محل اعدام مستقرشده بود.

«افرادي كه در سابق محكوم به كمتر از اعدام شده‌اند، اعدام كردن آنان بدون مقدمه و بدون فعاليت تازه‌يي بي اعتنايي به همه موازين قضايي و احكام قضات است… با حكم حضرتعالي، بسا بي گناهاني هم اعدام مي‌شوند… ما تا حال از كشتنها و خشونتها نتيجه‌يي نگرفته‌ايم جز اين كه تبليغات را عليه خود زياد كرده‌ايم، جاذبه مجاهدين را بيشتر نموده ايم… اگر فرضا بر دستور خودتان اصرار داريد اقلا دستور دهيد ملاك اتفاق نظر قاضي و دادستان و مسئول اطلاعات باشد. نه اكثريت، و زنان هم استثنا شوند. مخصوصا زنان بچه دار، بالاخره اعدام چند هزار نفر، درظرف چند روز، هم عكس العمل خوب ندارد وهم خالي از خطا نخواهد بود» از نامه منتظري9 مرداد1367

جملات بالا نه از سازمان ملل متحد است و نه از هيچ سازمان حقوق بشري ديگر. اينها جملاتي از اولين نامه، از سه نامه معروف، كسي است كه خميني بارها او را به عنوان حاصل عمر خود ناميده بود. كسي كه بالاترين مقام در سلسله مراتب مذهبي سياسي حكومت خميني و جانشين و قائم مقام او طي 10 سال بود. حال صداي او هم درآمده است.
حسینعلی منتظری در اعتراض به این اعدام‌ها دو بار به تاریخ ۹ و ۱۳ مرداد به خمینی نامه نوشت. خمینی در تاریخ ۱۵ مرداد به او پاسخ داد.
خمینی در نامه عزل منتظری نوشت: «در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید.»

منتظری در نامه به خمینی و در اعتراض به اعدام محکومین زندان‌ها، مورخه ۹ مرداد ۱۳۶۷ می‌نویسد:
«پس از عرض سلام و تحیت، به عرض می‌رساند راجع به دستور اخیر حضرتعالی مبنی بر اعدام منافقین موجود در زندان‌ها، اعدام بازداشت شدگان حادثه اخیر را ملت و جامعه پذیرا است و ظاهراً اثر سویی ندارد ولی اعدام موجودین از سابق در زندان آنها اولاً در شرایط فعلی حمل بر کینه‌توزی و انتقام جویی می‌شود…»

گورهای دستجمعی زندانیان سیاسی قتل‌عام شده در سال67

روز 26 دیماه سال 1367 سازمان مجاهدین خلق ایران با انتشار آخرین اطلاعات به‌دست آمده از این گورهای دسته‌جمعی، دست به افشاگری گسترده‌یی علیه نسل‌کشی خمینی در میان افکار عمومی مردم ایران و جهان زد.

بر اساس این اطلاعیه، در دی‌ماه همان سال، اجساد صدها تن از این اعدام‌شدگان در گورهای دسته‌جمعی توسط مردم کشف گردید.

 در یک نمونه که توسط شاهدان عینی گزارش گردید، پاسداران جنایکار در یک گور بزرگ دسته‌جمعی در نزدیکی جاده صومعه سرا ـ کسماء در استان گیلان تنها طی یک شب چندین کامیون جنازه دفن نمودند.

 در حوالی جاده خاوران در نزدیکی تهران، دژخیمان دادستانی خمینی، اجساد گروه زیادی از اعدام شدگان را در مجاورت گورستان ارامنه دفن کردند.

 در تهران در قطعه 93 گورستان بهشت زهرا، عوامل جنایتکار خمینی، تعداد زیادی ازاعدام‌شدگان را در یک کانال بزرگ دفن کردند. همچنین در قطعه‌های 106 ـ 107 و 108 و 109 بهشت زهرا محل دفن تعداد قابل توجهی از زندانیان اعدام شده توسط خانواده‌هایشان کشف شد.

بهشت زهرا قطعه 108

بهشت زهرا قطعه 93

در اوایل دیماه67، در منجیل به‌دنبال بارندگی شدید، یک گور جمعی شامل اجساد بیش از 80زندانی سیاسی قتل‌عام‌شده در 2کیلومتری غرب جاده تهران‌ـ‌‌رشت کشف شد.

در اصفهان در کنار گورستان باغ رضوان، پاسداران خمینی، دهها گور جمعی ایجاد کرده بودند و دسته‌های 40تا100نفری شهیدان را در آنها ریخته و با خاک پوشانده بودند. این گورهای دسته‌جمعی توسط خانواده‌های مجاهدین قتل‌عام‌شده کشف شد.

در شهرهای کلاچای و رودسر، خانواده‌های زندانیان سیاسی، دو گور جمعی شامل 10جسد از فرزندانشان را پیدا کردند و به‌دنبال آن میان اهالی و پاسداران، درگیریهایی رخ داد.

در گرمسار، شاهدان عینی گزارش دادند که دو کامیون پر از اجساد اعدام‌شدگان را از زندانهای اوین و قزلحصار به بیابانهای اطراف گرمسار آورده و در گورهای جمعی بزرگی دفن کردند.

 کشتار زندانیان سیاسی در سال67 از آغاز، مخفیانه صورت می گرفت.

متن نوشتاری سخنان آیت‌الله منتظری درباره اعدام‌های ۶۷ :

اینقدر که ما داریم می‌کشیم، شاه ده تاشم نکشت/ ما نُنُر کردیم سپاه رو / سپاه هر جا رو خواست از مردم گرفت…

آیت‌الله منتطری:‌ اگه غیر از شما بود من اصلا کار نداشتم، چون نسبت به شما شناخت دارم و شما می‌دونید که من نه پسر خاله‌ام جزو منافقین زندان باشه، نه پسر عموم و نه قوم و خویشم و نه با اینا رفاقتی داشتم.
بیش از همه من از اونا ضربه خوردم، هم تو زندان هم بعد زندان. پسر منو همینا به شهادت رسوندن، بزرگان ما رو همین‌ها به شهادت رسوندن، اینا همه رو من می‌دونم.
ولی معذالک، من اونی که برام مهمه، آبروی اسلام و انقلاب و آینده کشور و آینده شخص آقای خمینی[است] و اونکه تاریخ چه جور قضاوت می‌کنه. و من یک آدم صریح الهجه هستم. همیشه اونکه[اونچه] توی دلمه، نگه نمی‌دارم. بر خلاف آقایون که بعضیا با سیاست رفتار می‌کنن
به نظر من بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده از اول انقلاب تا حالا این کاری است که به دست شما که چهره‌های خوبی هستید، یعنی شما چهره‌هایی که در دستگاه قضایی اگر چنانچه به ما می‌گفتند مثلاً معرفی کن مثلا می‌گفتیم آقای نیری، آقای اشراقی نفرات خوب و متدین‌اند.

رضا ملک از همكاران سعيد امامي،در سال1387 پس از هفت‌سال تحمیل سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات در یک نوار ویدئویی خطاب به دبیرکل ملل‌متحد به جنایاتی که توسط وزارت ‌اطلاعات رژیم جنایتکار آخوندی صورت می‌گیرد، اذعان کرد. به‌اعتراف معاون سابق وزارت اطلاعات آخوندی، 170تا 190 گور ‌جمعی در نقاط مختلف کشور وجود دارد. تنها در تهران بیش از 100زندان و شکنجه‌گاه مخفی مربوط به وزارت اطلاعات دایر شده است…….

Facebook
Facebook
Google+
Google+
http://1367.call-4justice.org/history-1988-massacre-iran
YouTube
YouTube