جنبش دادخواهی و اسرار جنایت آخوندها از زیر خروارها خاک و خون و دیوارهای بتونی و دروغ و حق‌پوشی برملاو افشا‌ کرده است.

پس از گذشت یک سال از اعلام جنبش دادخواهی شهیدان قتل‌عام 67‌ ؛ این جنبش به نقطه ای رسیده است که عوامل درجه اول این کشتار بی‌سابقه؛ به میدان آورده به کشتن سی هزار زندانی بیگناه اعتراف کرده اند و آن را جزو افتخارات خود و نظام ننگین‌شان خوانده اند.
موضع گیری دست اندرکاران اعدام ها نشان می‌دهد که جنبش دادخواهی نه تنها تا اعماق جامعه که حتی تا اعماق جناح های نظام مقدس! نیز رسوخ کرده است. این جنبش هر روز ابعاد گسترده تری به خود می‌گیرد زیرا جمهوری اسلامی! به اعدام ها ادامه می‌دهد و به اشکال مختلف به سرکوب اقشار گوناگون جامعه می‌پردازد و همین امر بردامنه جنبش می‌افزاید.

علي خامنه اي

 

خامنه ای ۱۴ خرداد به کنار قبر خمینی می‌رود تا به گفته خود جوانان را مخاطب قرار دهد. خامنه ای نگران است که نسل جوان به روایت نظام مقدس! از دهه ۶۰ ناباور شود. خامنه ای می‌گوید: «دهه شصت یک دهه مظلوم و در عین حال بسیار مهم و سرنوشت ساز در تاریخ انقلاب اسلامی است که متأسفانه ناشناخته مانده و اخیراً هم بوسیله برخی بلندگوها و صاحبان آنها مورد تهاجم قرار گرفته است.»
خامنه ای می‌افزاید: «تروریست های مورد حمایت قدرتها، در دهه شصت، هزاران نفر از آحاد مردم و مسئولین را به شهادت رساندند که در میان آنها از کاسب معمولی تا جوان و فعال سیاسی و شخصیت های بزرگ دیده می شوند.»
خامنه ای به مخاطبینش هشدار می‌دهد که «مراقب باشیم تا در دهه شصت، جای شهید و جلاد عوض نشود».

علی رازینی

 

علی رازینی، رئیس فعلی شعبه ٤١ دیوان‌عالی کشور که سابقه ریاست دادگاه ویژه روحانیت، ریاست سازمان قضائی نیروهای مسلح و ریاست دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات جنگ به‌ حکم امام را در کارنامه خود دارد، با خبرگزاری تسنیم درباره احکام قضائی اوايل انقلاب و ماجرای اعدام‌های سال ٦٧ گفتگو کرده است.
…‌ امام خمینی قاطع بودند و ملاحظه کاری در حکم خدا نداشتند چون حکم خدا این است که محارب باید اعدام شود. امام به ادعاهای حقوق بشری غربی‌ها توجه نکردند و گوششان به این حرف‌ها بدهکار نبود و حکم خدا را با قدرت اجرا کردند. در آن زمان دادگاه‌ها آموزش داده شدند که حکم شرع چیست؟ محارب حکمش چیست؟ باغی حکمش چیست.
غیر از منافقین یا پیکار یا توده یک سری گروه‌ها بودند مانند طوفان، شنبه سرخ و… . علت هم این بود که دکتر تقی آرانی که گروه 53 نفر را در زمان رضاشاه تشکیل داده بود، از آن 53 نفر 43 نفرشان اهل بجنورد و از سران توده در ایران بودند. یک سری نیرو تربیت کرده بودند و پس از انقلاب که فضای سیاسی باز شده بود، شروع به فعالیت کردند و حتی قبل از منافقین اقدامات مسلحانه انجام می‌دادند. 80 الی 90 درصد بچه‌های دبیرستانی و دانشجو گروهکی بودند. ما شروع کردیم به محاکمه و رسیدگی به پرونده‌ آنها. وقتی که آنها را محاکمه کردیم پس از دو سه ماه ورق برگشت چون ما پشتوانه‌مان همان سخنان امام، مرحوم بهشتی و مرحوم قدوسی بود و بدون تزلزل کار می‌کردیم.

وقتی که ما حکم اعدام 5 نفر را صادر کردیم، قوه قضائیه به ما گفت که 5 تا حکم اعدام برای این منطقه زیاد است! ما به آنها گفتیم بحث کالا نیست که زیاد باشد یا کم و بگوییم چقدر می‌ارزد. پرونده‌هایی بوده که ما رسیدگی کردیم آنهایی که جرمشان کم بوده حبس دادیم و آنهایی که جرمشان در حد اعدام بوده حکم اعدام داده‌ایم که حکمی شرعی است. وقتی حکم شرعی بر اساس اعمالش تعیین می‌شود دیگر نمی‌شود که در این حکم چانه‌زنی کرد.
….مسئولان دخیل در این قضیه آقایان نیری، رئیسی، ری‌شهری، اشراقی، پورمحمدی بودند که از آنها باید سوال شود. زیرا ما در متن قضیه نبودیم. ولی اجمالا باید بگویم که اگر امام بنا بود بی حساب و کتاب حکم اعدام بدهد آنطور که ضد انقلاب می‌گویند دیگر نیازی نبود که هیئت 3 نفره تشکیل دهد. همان در زندان اعلام می‌شد که اینها را اعدام کنند.
از جمله حاکم شرع که حاکم شرع هم فرد خاصی که از طرف مراجع بالا انتخاب شود نبود بلکه همان حاکم شرعی بود که از قبل برای شهرها انتخاب شده بود. کسی که رئیس دادگاه انقلاب فرضا سمنان یا مشهد بود و دادستان انقلاب همان شهر که به شکل عادی مسئولیت دارد به اضافه نماینده اطلاعات آن شهر هیئت 3 نفره را تشکیل می‌دادند که گاهی جلسات محاکمه حدود یک ساعت طول می‌کشید و عده‌ای را محکوم به اعدام کرده و عده‌ای را خیر.

با این که دادگاه‌های انقلاب در آن زمان یک نفره بود این دادگاه‌ها به شکل جمعی مدیریت شده است و رسیدگی‌ها به شکل اجماعی انجام می‌شده با اینکه می‌توانستند با اکثریت آرا تصمیم‌گیری کنند (یعنی 2 رای از 3 رای) ولی احکام با 3 رای اجرایی می‌شد یعنی آنقدر با هم بحث می‌کردند که در نهایت 3 نفر به اتحاد رای برسند. به هر حال رسیدگی ها در سال 67 عادلانه و کاملا طبق قانون بوده است.

اعتراف علی فلاحیان به اعدامهای سال۶۷طبق حکم خمینی

فلاحيان :اگر اينها را نمي گرفتيم و نمي كشتيم كه كشوري نبود مملكتي نبود اين حرف من نيست حرف خميني است. وي تصريح مي کند که صرفنظر از اينکه اسيران مجاهد چه عملي انجام داده باشند، مواضع و اعتقادات آنها علت اعدام جمعي آنها بوده است.

بخشهايي از اين اعتراف:

دهباشی: يكي از سوالاتي كه در اين ماه هاي اخير بيشتر هم مطرح شده ماجراي چيزي هست كه به اعدامهاي سال 67 مطرح هست درواقع بعد از انتشار فايل صوتي آقاي منتظري و يكسري ازآقايون محترمي كه پيش شون رفته بودنددرواقع اين بيشتر سوال ايجاد شد در فقره سال 67 اين نظر كارشناسي وزارت اطلاعات بود خدمت حضرت امام كه به اين ترتيب برخورد بشه با زندانيان منافق؟

فلاحيان: حكمش اعدامه حالا پس اين يك بخشي مي مانه اونوقت هم دعوا بود اصلا كه آقاي موسوي كه دادستان كل انقلاب بود ميگفت اصلا محاكمه نميخواد و به همين دليل

دهباشی: آقاي موسوي تبريزي

فلاحيان : آره اصلا محاكمه نميخواد چيزي كه داره با ما ميجنگه كه معنا نداره ما محاكمه بكنيم يك عده اي ديگه از آقايون معتقد بودند كه حالا در هر صورت اين اونهايي كه دستگير ميشوند محاكمه بشوند حالا يا از باب احتياط بود يا فتواشون بود يا هر چي بود رأفت اسلامي بود ولي امام مرتبا تاكيد داشت كه اينها مواظب باشيد از دست تون در نروند اينها بروند دومرتبه مي روند يك نفر رو ميكشند حفظ جان مسلمان كه واجبه درسته؟ لذا امام هميشه اين تاكيد ميگفت احتياط از اين طرف بكنيد

دهباشی: احتياط از موضع سخت گيري چون ما در مورد دماء بايد احتياط بكنيم چه جوري بايد احتياط بكنيم؟ مثلا اگر شبهه اي شد كسي كسي رو كشته يا نكشته شبهه هست

دهباشی: بنا را بر نكشتن بگذاريد

فلاحيان: ولي در مورد منافقين ايشون ميگفت به عكس شما اينها من اينها را ميشناسم اينها

دهباشی: به اشد مجازات برسونيد

فلاحيان: اشد مجازات نه, از دست تون در نروند و اينها حكمشون هميشه اعدامه اصلا حكم ولايي ايشون بود چه قبل اين جريان 67 چه بعدش

دهباشی: ببخشيد فرمايش تون رو قطع ميكنم اين افراد كه مصداق بغي محسوب ميشدند بعضي ها شون سالها بود در زندان بودند چطور اون موقع

فلاحيان: من الان توضيح ميدهم براي شما توضيح بدهم پس بنابراين اين يك بحثي است كه بعضي ها ميگند كه همين نكته اي كه شما ميگيد كه آيا اينها محاكمه شده بودند؟ محكوم شده بودند دومرتبه اينها محاكمه شدند اين چه اتفاقي افتاد؟ چرا اينها دومرتبه محكوم به اعدام شدند پس اين اولا تو ذهن باشه كه حكم اينها اعدامه حتي اگر حاكم شرعي هم حكم به اعدام نداده باشه خلاف كرده چون طرف آدم كشته يا الان داره ميگه من اگر آزاد بشم چيه؟ ميكشم, خب حالا اگر يكنفر دستگير شد محاربه مسلح دستگير شد آيا حكمش اعدامه؟ آدم كشته يا نكشته؟ ميگند حكمش اعدامه

در مورد 67 چه اتفاقي افتاد؟ 67 وقتي كه عمليات مرصاد انجام شد شورش شد در زندان

دهباشی: شورش شد؟ همه زندانها؟

فلاحيان : زندانها منافقين فهميدند ديگه عمليات خيلي عجيب بود خطرناك هم بود بلنسبه خودش درسته؟ عمليات مرصاد خيلي كار چيزي بود اينها تا نزديك چارزبر يعني نزديك كرمانشاه آمدند اسلام آباد هم آمدند بالاخره يك كار ديوانه واري كردند درسته؟ معلوم بود كه صدام هم بهشون گفته بود معلومه محكوميد به شكست ولي جو گير شده بودند فكر ميكردند اينها پس فردا مي آيند تهران خب

دهباشی: شما كه ميدونستيد نمي تونند بيايند تهران

فلاحيان : خب ما ها هم كه نظامي بوديم ديگه حالا نظامي ميدونسته يا نمي دونسته جنگه بله ما كه ميگيم اصلا همه دنيا رو ميگيريم اينكه شما داريد ميگيد ما ميدونستيم مگه ميخواهيم چه نتيجه اي ازش بگيريم پس بنابراين اين رو در زندان اينكار رو كردند, بحث بود كه چه اونهاشون كه اعدامي بودند و اعدام نشدند و چه اونهايي كه اعدامي بودند ولي حكم اعدام نگرفتند يك گروهي؛ امام كه نظرشون بود چرا نگه داشتيد , اينها كه داره ميگه همين حالا كه تو زندانه ميگه اگر من رو رها كنيد مسلسل دستم بيفتم همين زندان مي زنم

دهباشی: به همين صراحت؟ همه شون هم ميگفتند؟

فلاحيان: به همين صراحت بله اصلا بحثي نداشتند ميگفتند ما ديگه جنگ مون با شما تمام عياره , امام فرمود حالا اونهاشون كه اين حرف رو ميزنند اونهاشون كه سر موضع هستند اقلا اينها رو يك اعدام كنيد

دهباشی: ملاک سر موضع بودن چي بود؟

فلاحيان : سر موضع يعني سازمان را قبول دارم شما را هم قبول ندارم و رها هم بشم عليه شما مي جنگم

دهباشی: خب اين که ديوانگيه

فلاحيان: ديوانگي را مي کردند

دهباشی: حاج آقا ما داريم در مورد چند نفر داريم صحبت ميكنيم؟ چند تا اعدامي؟

فلاحيان: من الان دقيق اعدامي ها را نميدانم اگر بخواهيم بگيم خب اونها از ما چقدر كشتند؟

دهباشی: اونها از ما 17هزار تا

فلاحيان: 17هزار تا كشتند ما هم نميدانم از اونها ما از اونها چقدر كشتيم چون تو خيابان هم كشته شدند تو عمليات ها هم كشته شدند تو زندان هم كشته شدند

دهباشی: نه تو زندان مثلا عدد ما همون حدود 17هزار تا است؟

فلاحيان : فكر نمي كنم من الان دقيق اونها رو ديگه بايد از دادستان كل بپرسيد

دهباشی: اما تو همين حدود چندين هزار تا است, خيلي خب راهنمايي خيلي خوبي كرديد يك راستي آقاي رئيسي كه خودشون در اون شورا عضويت داشتند اعضاي ديگه چي بودند چون تو ايام انتخابات اخير خب مطرح شد نام ايشان

فلاحيان : آره بنده خدا هر چي ميگفت من حكم ندادم حكمشون قبلا صادر شده اصلا كسي گوش به حرفش نمي دادند ميگفتند نه شما و فكر هم ميكردند اونها بيگناه اند خب اونها آدم كشته بودند حكمشون اين بود اصلا محارب بودند اگر ما اونها رو نمي گرفتيم نمي كشتيم كه يك كشوري نبود مملكتي نبود اين حرف من نيست حرف امامه حرف همه بزرگانه.

دهباشی: متوجه شدم شما كه فرموديد كه اين افراد كه اعدام نشدند؟ اينهايي كه حكم ثانوي اشكال آقاي منتظري كجا بود؟

فلاحيان: اقاي منتظري يک مسأله ديگه يي برايش پيش اومد که با امام هم اختلاف پيدا کردند ابتدا هم اقاي منتظري نظرش همين بود و يک نظري پيدا شد که اين اعدامها نهايتا باعت مي شود تاريخ عليه ما قضاوت كنه عليه اسلام قضاوت بکنه بنابراين ما خوبه که اين کار رو نکنيم که بعدها قلم به دست دشمن مي افته ما رو اينجوري خلاصه لجن مال نکند که امام مي فرمود که نه شما وظيفه شرعي تون را انجام بدهيد منتظر قضاوت تاريخ نباشيد

دهباشی: حاج آقا از اين بحث ميخواهيم رد بشيم فقط من براي اطمينان خودم ميخواهم بپرسم كه همه كساني كه اعدام شدند با اسلحه دستگير شده بودند؟ يعني شورش مسلحانه کرده بودند؟

فلاحيان: نه همه شون که شورش مسلحانه كرده بودند ولي افرادي که دستگير شدند خيليهاشون خونه تيمي بود ما مي رفتيم اونجا مثلا يکي دو تا اسلحه بيشتر نبود يا تو خيابون مثلا مي گرفتيم شون اسلحه نداشتند خيليهاشون

دهباشی: خوب اين جوري مي شد مصداق شورش مسلحانه

فلاحيان: اينها جز اون سازمان بودند

دهباشی: نبايد خودش شخص شخصا اينكار رو بكنه؟

فلاحيان: نه وقتي كه كسي عضو يك جريان يك لشگري هست اون لشگر كه مثل مسلحانه داره ميجنگه حالا چه مسلح باشه اون فرد چه نباشه.

دهباشی: ولو اينكه با يك روزنامه گرفته باشندش؟

فلاحيان: بله اينها جزو ان سازمان بودند يعني امادگي عمليات داشتند حالا يک کسي ممکنه بره امروز براي اين خونه تيمي نون بخره يکي بره مثلا امکانات ديگه تهيه کنه

دهباشی: يا اصلا نيروي عملياتی نباشه نيروی تبليغاتی باشه

فلاحيان: بله بلاخره جزو اينهاست بالاخره يک يگاني که مي جنگنه همه چيز داره ديگه همه همه که فقط اسلحه ندارند درسته؟ واحد تدارکات هم دارند ديگه

دهباشی: اينها اسير محسوب نمي شوند

فلاحيان: نه

رضا ملک از همكاران سعيد امامي،در سال1387 پس از هفت‌سال تحمیل سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات در یک نوار ویدئویی خطاب به دبیرکل ملل‌متحد به جنایاتی که توسط وزارت ‌اطلاعات رژیم جنایتکار آخوندی صورت می‌گیرد، اذعان کرد. به‌اعتراف معاون سابق وزارت اطلاعات آخوندی، 170تا 190 گور ‌جمعی در نقاط مختلف کشور وجود دارد. تنها در تهران بیش از 100زندان و شکنجه‌گاه مخفی مربوط به وزارت اطلاعات دایر شده است.

محتشمی پور وزیر کشور زمان خمینی

 

محتشمی، وزیر کشور خمینی، در مصاحبه با هفته‌نامه لبنانی المستقبل چاپ پاریس (6اسفند 1367)، صریحاً به قتل‌عام زندانیان سیاسی اعتراف نمود.

وزیر کشور خمینی در این مصاحبه در پاسخ به این سؤال خبرنگار المستقبل که از وی پرسید:

«آیا موج اعدامهای گسترده در ایران صحت دارد؟ و چرا؟»

گفت: «جرائمی وجود دارد که مستحق اعدام می‌باشد و طبق قانون، هر گروهی که سلاح بردارد و آدم بکشد، مستحق اعدام است و در نتیجه طبیعی است که مجاهدین مجازاتشان اعدام باشد و تمام شایعاتی که درست شده مربوط به کسانی است که در ”عملیات مرصاد“ اعدام شده‌اند.

محتشمی در ادامه این مطلب گفت: «برای فیصله دادن به این مسأله باید بگویم که تمام کسانی که دستگیر شده‌اند یا کسانی که به آنها پیوستند، اعدام شده‌اند».

علیرضا معیری
علیرضا معیری

 

علیرضا معیری معاون میرحسین موسوی نخست‌وزیر خمینی:

(روزنامه‌ی کریستین ساینس‌مانیتور 30آذر1367) : «مجاهدین ادعا می‌کنند که 12000 تن از هوادارانشان در زندان را اعدام کرده‌ایم. آنچه که ما در واقع انجام داده‌ایم، کشتن 12000 تن از افرادشان در جنگ ماه ژوئیه بود»…

معیری معاون نخست‌وزیر خمینی در مصاحبه با (روزنامه‌ی فرانسوی فیگارو 2دی1367) : «افراد دستگیر شده (در جریان عملیات) به مرگ محکوم شدند و گریه‌ها و فریادهای دنیا هر‌چه که باشد، ما از اعدام آنان چشم‌پوشی نمی‌کنیم و این هیچ ربطی به حقوق‌بشر ندارد»

علي اكبر هاشمي رفسنجاني
علي اكبر هاشمي رفسنجاني

 

رادیو حكومت ايران(16آذر 1367) رفسنجانی: «افرادی هستند که خیانت می‌کنند، مستحق مجازاتند، خوب، مجازات اعدام می‌شوند. مثلاً همین جریان اخیر عملیات مرصاد که اتفاق افتاد، مسئولان، با اسیرانی که از آنها گرفتند، درآوردند، … روشن شد که کسانی بودند در داخل کشور که معترف بودند با این جنایتی که مشترکاً عراق و منافقین بعد از اعلام آتش‌بس انجام دادند… بنا داشتند در کشور یک کار تخریبی وسیع را انجام بدهند، خوب آنها مجازات شدند».

خامنه ای

خامنه‌ای که سخنانش تحت‌عنوان «جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه تهران» از رادیو حكومت ايران (15آذر 1367) پخش می‌شد، در پاسخ به سؤال مکتوب دانشجویان گفت: «اما اعدامیها، اعدامهای جمعی در ایران… رادیو منافق هم همین را می‌گوید. مگر ما مجازات اعدام را لغو کردیم؟ نه! ما در جمهوری اسلامی مجازات اعدام را داریم برای کسانی که مستحق اعدامند…»

مهدی کروبی
مهدی کروبی

(روزنامه کیهان- 13مرداد78)

«منافقان محاربی که در آن دوران هر‌ روز در کوی و برزن، نماز جمعه‌ها و یا اماکن مهم دولتی، آن ترورها، بمب‌گذاریها و جنایتها را انجام دادند و بسیاری از مردم انقلابی و در صحنه یا مسئولان مملکتی را به‌شهادت رساندند، تا آنجا که هنوز داغ ایشان و فقدان وجودشان کاملاً محسوس است و با این‌که به‌ایشان این امکان داده شد که توبه کنند و به ‌آغوش ملت و نظام اسلامی باز گردند، تا در جرایم آنها تخفیف نیز داده شود، می‌بینیم که عده‌یی از ایشان بر ‌مواضع باطل خود پافشاری می‌کنند»..

علی مطهری
علی مطهری

علی مطهری در این گفتگو در ارتباط با کشتار سال ۶۷در زندانهای ایران که با دستور روح‌الله خمینی انجام شد نیز این‌گونه اظهارنظر کرد که «‌امام اگر سال ۶۷ آن برخورد تند را در مورد زندانیان مجاهد خلق کرد، یک بحث فقهی داشت».

علی مطهری در ارتباط با این قتل‌عام فراقانونی در زندان که تعداد قربانیان آن بین ۲۸۰۰ تا پنج هزار نفر برآورد می‌شود در پاسخ به این پرسش روزنامه «‌اعتماد» که «‌زندانیان که اسلحه نداشتند»، آن را با «‌مسأله محاربه» مربوط دانست.

وی می‌گوید: «‌شاید خیلی از این افراد اصلاً نمی‌دانستند داستان چیست. از آنها می‌پرسیدند که آیا توبه می‌کنید یا نه؟ طبعاً با غرور جوانی‌شان می‌گفتند نه و حکم‌شان صادر می‌شد. ممکن است تندروی شده باشد اما اصل حرف، مسأله محاربه بود».

ولایتی
ولایتی

 

ولایتی، وزیر امور خارجه خمینی، در مصاحبه با روزنامه فرانسوی لوپوئن (17بهمن) در پاسخ سؤال خبرنگار این روزنامه که از وی پرسید، آیا اعدام زندانیان سیاسی که توسط رهبران حكومت ايران از جمله منتظری تأیید شده، تلاشهای رژیم را برای گشایش درهایش به‌سوی غرب، بی‌اثر نمی‌کند؛ گفت: «در این کشور کسانی که [اقدام به مبارزه مسلحانه می‌کنند] باید کشته شوند و این قانونی است»!…

وی در این مصاحبه همچنین صراحتاً اعلام نمود که «زندانیانی که ماههای اخیر اعدام شده‌اند، از مجاهدین خلق بوده‌اند که سعی داشتند به داخل خاک ایران پیشروی کنند. سایر اعدام شدگان نیز به قتل شخصیتهای سیاسی اعتراف کرده بودند».

میر‌حسین موسوی نخست‌وزیر خمینی در تـلـویـزیـون سـراسـری اتـریش (22آذر 67) :

«… مجاهدین می‌خواستند به تهران حمله کنند… ما با آنها مبارزه کردیم، پس چه کار بایستی می‌کردیم؟ در این زمینه ما هیچ‌گونه عذرخواهی نمی‌شناسیم، یعنی حکومت ما وظیفه دارد که از خودش دفاع کند

محمد موسوی خوئینی ها
محمد موسوی خوئینی ها

روزنامه فرانسوی لوموند، در روز11اسفند 1367:

«… امام خمینی، دادستان انقلاب، حجت الاسلام خوئینی‌ها، را احضار کرد تا به وی ابلاغ کند که از این پس تمام مجاهدین، که در زندانها یا جاهای دیگر هستند، باید به‌مثابه محارب با خدا محسوب گردیده و در نتیجه کشته شوند… مواردی از مجاهدین جوان اعدام شده ذکر می‌گردد که حدود هشت سال پیش در سن ‌12 یا 14سالگی به‌خاطر شرکت در تظاهرات در معابر عمومی به حبس محکوم شده بودند»…

مصطفی پور محمدی از اعضای اصلی هییت مرگ

 

آخوند دژخيم مصطفي پورمحمدي، عضو هيأت مرگ در قتل‌عام سي هزار زنداني سياسي، ، اعتراف کرد که نسل‌کشي مجاهدين به فرمان خميني در سال 67، اقدامي پيشگيرانه براي حفظ نظام ولايت‌فقيه بوده است.
رسانه‌هاي رژيم در روز 11شهريور 94، با نقل مصاحبه او نوشتند: «پورمحمدي در پاسخ به سوالي درباره حوادث سال 67 و اعدام‌هاي آن دوران گفت: حوادث سال 67 هم از بحث جنگ تحميلي جدا نيست… اگر جديت (ما) در آن زمان نبود، نمي‌توانستيم مقابل ضدانقلاب گروهک‌ها و (مجاهدين) بايستيم… در جنگ اگر بخواهيد در کشيدن ماشه عليه دشمن تأمل کنيد و حرکتي انجام ندهيد، مسلماً کشته خواهيد شد».
اين اظهارات، گواه ديگري بر مجرم بودن اين دژخيم و ساير مجرمان نسل‌کشي مجاهدين و قتل‌عام سال 67، در دادگاه بين‌المللي است

مجتبی ذوالنور نماینده مجلس آخوندی

 

آخوند مجتبي ذوالنور نماينده مجلس ارتجاع، در سخنراني خود در نمايش جمعه قم، ضمن اشاره تلويحي به اعتراف به 38سال اعدام و زندان و بحران دروني رژيم بر سر حکم خميني براي قتل‌عام مجاهدين و اعتراض منتظري، گفت: برخي از پشت تريبون‌ هاي ملي اعدام مجاهدين را زير سؤال بردند. ، اما آن‌ ها به حکم شرع اعدام شدند. (خبرگزاري سپاه پاسداران، فارس 20مرداد 96)

مهدی خزعلی

 

انزجار فزاينده عمومي از جنايت بزرگ خميني جلاد در قتل‌عام سي هزار زنداني سياسي در سال 67 و فراخوانهاي بين‌المللي براي محاکمه خامنه‌اي و دژخيماني چون رئيسي و پور محمدي که در بالا ترين مقامات حکومتي هم‌چنان به جنايت و چپاول ادامه مي‌دهند، بحران دروني رژيم و مخاصمات باندهاي حکومتي را تشديد مي‌کند و به‌رغم تلاش آنها براي لاپوشاني و تحريف حقايق و لجن پراکني به مجاهدين يا در بردن خميني و خامنه‌اي، باعث برملا شدن گوشه‌هاي ديگري از ابعاد قساوت و جنايات رژيم پليد ولايت فقيه مي‌شود.
توجه شما را به بخشهايي از اظهارات مهدي خزعلي  جلب مي‌کنيم:
بسياري از افراد در آن سالها با يک اعلاميه در خوابگاه دانشجوي طب بود اعدام شده است همه اينها رو داريم اما با همين احکام شديدالحن شما با همين دادگاه‌هايي که خيلي سريع و تند محاکمه مي‌کردن اينها به حبس محکوم شده بودن و مي‌بايستي آزاد مي‌شدند اين‌که ما بهانه‌اي بياوريم اينها رو از سلولها بياوريم بيرون و بدار بياويزيم هيچ توجيه‌اي ندارد و مهمتر اين‌که آيين دادرسي در اينها رعايت نشده است اين‌که محاکمه عادلانه‌اي بشود حکمي ابلاغ بشود وکيلي داشته باشند فرجام‌خواهي بکنند ديواني برود قضات ديوان اين حکم رو تأييد کنند همه اين مراحل که بايستي انجام شود و زمانهايي که آيين دادرسي تعيين کرده است اصلاً شدني نيست، آقايوني که مي‌گويند ما به حکم عمل کرديم براي حکم اعدام حداقل زمان رعايت همان ابلاغ (نامفهوم) تجديدنظر خواهي همه اينها امکانش بود ظرف يک‌ماه به روايتي، روايت آقاي منتظري قريب 4هزار نفر به روايت معاونت وزارت اطلاعات قريب 20هزار نفر در تهران و استانها يعني 4هزار نفر مال تهران هست و به روايتي کسي مثل آقاي ملک قريب 33هزار نفر ظرف يک‌ماه و چندروز سي و چند روز بدار آويخته شدن اينها آيا جنازه هاشون تحويل شد آيا خانواده‌ها اطلاع پيدا کردن آيا قبري به خانواده‌ها تحويل داديد همه اينها حقوق شهروندي است که شما زير پا گذاشتيد… … … …
بزرگترين و پرجمعيت‌ترين گروه حزب يا گروهک مقابل نظام سازمان مجاهدين خلق بود که اوايل انقلاب در همين خيابان انقلاب خودمان اينها 4ساعت رژه مسلحانه با يونيفورم داشتند يعني يک تشکيلات شبه‌نظامي بزرگ با عنوان ميليشيا اين رو فقط مي‌شد با اتوريته امام از بين برد و اينکار انجام شد، در واقع اينها مي‌خواستند تا امام هست ريشه رو بزنند، مي‌گفتند هر کسي رو که آزاد کني ممکنه است مرتد شود و ما گرفتار جمعيت زيادي بشويم اينها رو اعدام مي‌کنيم و اين اعدام باعث مي‌شود که رعبي که در خانواده‌ها ايجاد مي‌شود کسي ديگري ملحق نشود، به‌رغم همه اين تمهيدات وقتي که به رحلت امام مي‌رسيم يکي از نگرانيهاي جدي اين است که مجاهدين در تمام شهرها بريزند بيرون يا از مرزها سرازير شوند و به نقاط آنموقع من رياست‌جمهوري مشغول بودم و خيلي از بسيجيها و تيپهاي حزب‌اللهي به همه اينها اسلحه توزيع شد من يادم آنموقع برونينگ آکبند وارد کرده بودن تو روغن بود فرمان دادند که خطر جديه ممکنه مجاهدين از مرزها سرازير بشن… … … … … … … … … .
قطعا بايستي اين سه نفري که الآن يکي شون وزير است، يکي شون رئيس آستان قدس است، و يکي شون رياست دادگاه انتظامي قضات را داره، بايد پاسخگو باشند.

محمد نوری زاد

محمد نوريزاد يک هنرمند و نويسنده مستندساز و کارگردان وابسته به رژيم بوده که تا قيام سال 1388 با تمام قوا به نفع خامنه اي فعاليت ميکرده و ضمن نوشتن مقالات در کيهان شريعتمداري، حدود 20فيلم و سريال تلويزيوني براي رژيم ساخته و کارگرداني کرده است. اما بعد از سرکوب قيام، علم مخالفت با خامنه اي را، البته باز هم در چارچوب نظام، بلند کرده است. وي نامه هاي متعدد به خامنه اي نوشته و در آنها به سرکوب و زندان و شکنجه و قلع و قمع مردم اعتراض کرده است. در يکي از نوشته هاي خود تا آنجا پيش رفته که در نامه به خامنه اي نوشته است:
«جامعه در آستانه يک انفجار بزرگ است و آرامش آن فقط ناشي از ضرب و زور اسلحه است»
او به خاطر نوشتن نامه هايش دستگير و زنداني شده است. در زندان نيز به نوشته خودش «دادستان تهران به او پيشنهاد داده است درخواست عفوي را خطاب به آيت الله!! خامنه اي، بنويسد، ولي او اين درخواست را رد کرده است».
محمد نوريزاد  در واقع يکي از مشاوران سابق فرهنگي و سياسي خامنه اي بوده و ارتباطات گسترده با مقامات بالاي رژيم و به طور خاص با بيت خامنه اي داشته است روز 24فروردين 95 در مقاله يي با عنوان «آنهايند که ضرر ميکنند» در سايت خود پس از اشاره به بيستمين سالگرد قتل عام رواندا اين طور نوشت:
«در کشور ما نيز از يک چنين کشتارهايي ميشود سراغ گرفت. کشتارهايي که به ضرب سکوتي متعمدانه و خط قرمزهاي حکومتي، هرگز به آمارهاي رسمي داخلي و جهاني راه نيافتهاند. حاکميت در ايران ما نيز يک اقليت حتمي است که بر اکثريتي اسير حکم ميراند… در اينجا نيز دو سه ماهه، 33هزار دختر و پسر و زن و مرد زنداني را زدند و کشتند و جنازه هايشان را با کمپرسي به خاوران و بيابانهاي بي نشان بردند و يکجا دفنشان کردند و دست بر دست ساييدند که: ما نيز با مخالفان خود آن کرديم که علي با خوارج نهروان کرد».